روز شنبه ٧ ماه مه به دعوت سازمان
عفو بین الملل و " تره ده فام" بزرگترین سازمان مدافع حقوق
زن از آلمان، یک کنفرانس بزرگ در مورد قتلهای ناموسى در ایران و ترکیه
و آلمان برگزار شد.
سخنرانان این جلسه عبارت بودند از فاطمه بلسر نویسنده و فعال مدافع
حقوق زن ، اروین اوریوال استاد دانشگاه و مذهب شناس، کاتارینا بوهم
کارشناس مذهب اسلام و مینا احدی از کمیته بین المللى علیه سنگسار
و سازمان آزادی زن.
استقبال مردم و بویژه زنان از این جلسه بسیار خوب بود. مباحثات
داغ در بین پانلیستها، توجه همه را بخود جلب کرده بود و گزارشى که
از این جلسه به مطبوعات ارسال شد، اساسا به همین مباحثات داغ و قطبى
اشاره کرده بود.
در آغاز جلسه نماینده سازمان تره ده فام در مورد ضرورت برگزاری
چنین جلسه ای توضیحاتى داد و اعلام کرد که قتلهای ناموسى فقط منحصر
به کشورهایى مثل ایران و ترکیه نیست، بلکه در قلب اروپا هم زنان
و دختران بدلیل ناموس پرستى به قتل میرسند، هدف جلسه ٧ مه نیز بررسى
این پدیده و بررسى راههای مقابله با آن است. وی اعلام کرد که چهار
نفر پانلیست حاضر، به دو بخش تقسیم میشوند، کسانیکه مبانى پایه ای
و تئوریک این امر را بررسى میکنند و کسانى که از پراتیک و تجربیات
و فعالیتهای خود بر علیه آن حرف میزنند!!!
گرداننده بحث بریگیته شیپرز مجری معروف برنامه های رادیو کلن بود
که در آغاز خلاصه ای از بیوگرافى سخنرانان را ارائه داد و در مورد
اهداف این جلسه توضیحات مختصری داد. جلسه با کتابخوانى فاطمه بلسر
آغاز شد. فاطمه در یک سخنرانى بسیار جالب و در عین حال روخوانى،
توضیح داد که در یک روستا در کردستان ترکیه متولد شده و پدر و مادرش
برای کار کردن به آلمان آمده و دو فرزندشان را آنجا جا گذاشته و
گفته اند، بعد از چند ماه آنها را به آلمان خواهند برد، اما عملا
پنج سال طول میکشد تا فاطمه دوباره مادر و پدرش را ببیند.
فاطمه با برادرش در خانه افراد فامیل بوده و در سخت ترین شرایط
زندگى میکند. او در همان کودکى شاهد سنگسار یک زن در روستای خود
بوده است. سپس به آلمان میاید و در اینجا بجای اینکه به مدرسه رفته
و درس بخواند مجبور میشود به اجبار پدرش حجاب اسلامى سر کرده و بعد
از مدتى وادار به ازدواج اجباری با یک پسر از همان روستای خودشان
در ترکیه میشود. فاطمه که در این مدت در آلمان با مقاومت و اعتراض
خودش مدرسه رفته و دوست پسر آلمانى داشته، از خانه فرار میکند و
اکنون با همسر آلمانیش زندگى میکند.
فاطمه هنوز هم مورد تعقیب برادر و افراد خانواده اش است. در آلمان
کسى به او کمک نمیکند و او اکنون خود به کمک دختران دیگر شتافته
و بر علیه قتلهای ناموسى فعالیت میکند. بعد از فاطمه بلسر نوبت به
دکتر اروین اوریوال رسید تا در مورد تئوری قتلهای ناموسى و علت این
قتلها و اینکه در مغز قاتلین چه میگذرد، صحبت کند. دکتر اوریوال
به گذشته های دور نظر افکند و در مورد روانشناسى قاتلین حرف زد بدون
اینکه کوچکترین اشاره ای به زمان حال و به مذهب و به سنتهای عقب
مانده وتاثیرات آن در زندگى زنان در ایران و ترکیه و کشورهای اسلام
زده و قتل زنان در آلمان بکند.
توضیحاتى بسیار کلى و تاریخى در مورد قتلهای ناموسى داد. سخنران
بعدی مینا احدی بود که بعد از معرفى خود و فعالیتهای متعددی که انجام
میدهد، به بررسى علل قتلهای ناموسى، اسلام سیاسى و نقش مذاهب و بویژه
مذهب اسلام در دفاع و تئوریزه کردن قتل ناموسى، در مورد جایگاه زنان
در اسلام و قران و در عین حال نقش دولتها و قوانین دولتى در قتلهای
ناموسى به تفصیل حرف زد. مینا احدی گفت بررسى تاریخ و قرون وسطى
مادام منجر به بررسى اوضاع امروز نشود و نقش قدرت سیاسى و نقش اسلام
در قدرت را نشان ندهد، مادام این مباحثات به نقد و پس زدن سنتهای
عقب مانده و ضد زن و شوینیستى منجر نشود، کمکى به بررسى واقعى قتلهای
ناموسى و ارائه راه حل نمیکند.
سخنران بعدی کاترینا بوهم اسلام شناس بود که در مورد تفاوتهای تئوریک
شیعه و سنى و نقش حدیث و غیره حرف زد و اینکه هم اکنون در ایران
و کشورهای دیگر تعدادی از فعالین از جمله فائزه رفسنجانى مشغول انجام
تفسیرهای مترقى و لیبرال از اسلام هستند و اینها راه گشای معضلات
زنان خواهد بود. ایشان از اینکه نمیداند چه به نفع زنان است و سکولاریسم
را نمیتوان تزریق کرد و غیره حرف زد. صحبتهای کاترینا بوهم بویژه
با نقد تند مینا احدی و فاطمه بلسر رو در رو شد و بحث بسیار تندی
در مورد زمینه های رشد جریانات اسلامى در آلمان و نقش نسبیت فرهنگى
و تزهای پست مدرنیستى و نقش اسلام شناسانى که هدفشان توجیه جنایات
اسلام و آرام کردن مردم است، درگرفت.
در پایان این مباحثات داغ ، تئوریسینهایى که قرار بود در مورد پراتیک
اظهار نظر کرده و راه نشان دهند، عملا سکوت کرده و نه فقط راه حلى
نداشتند، بلکه مورد نقد شدید مینا احدی قرار گرفته و جمعیت حاضر
نیز با تشویق و اظهار نظر در مورد مباحثات از این نوع مباحث استقبال
میکردند. در پایان جلسه، تغییر جایگاه تئوریسین و پراتیسین ها و
عقب رانده شدن تزهای نسبیت فرهنگى و نقد دفاع از اسلام لیبرال و
غیره کاملا مشهود بود. این یک جلسه بسیار مهم و تیپیک بود که در
آلمان برگزار شد.
از این نوع جلسات مکررا در کشورهای مختلف برگزار میشود. امر مهم
اینست که ما فعالین سازمان آزادی زن و مدافعین جنبش برابری طلبانه
زنان در ایران باید در این نوع جلسات حضور داشته و به تئوریهای این
چنینى پاسخ دهیم.