پراتیک در مقابل تئوری: گزارشى از جلسه "خشونت به اسم ناموس"
16-Sep-2005
شهلا خباززاده
روز شنبه ٧ ماه مه به دعوت سازمان عفو بین الملل و " تره ده فام" بزرگترین سازمان مدافع حقوق زن از آلمان، یک کنفرانس بزرگ در مورد قتلهای ناموسى در ایران و ترکیه و آلمان برگزار شد.

سخنرانان این جلسه عبارت بودند از فاطمه بلسر نویسنده و فعال مدافع حقوق زن ، اروین اوریوال استاد دانشگاه و مذهب شناس، کاتارینا بوهم کارشناس مذهب اسلام و مینا احدی از کمیته بین المللى علیه سنگسار و سازمان آزادی زن.

استقبال مردم و بویژه زنان از این جلسه بسیار خوب بود. مباحثات داغ در بین پانلیستها، توجه همه را بخود جلب کرده بود و گزارشى که از این جلسه به مطبوعات ارسال شد، اساسا به همین مباحثات داغ و قطبى اشاره کرده بود.

در آغاز جلسه نماینده سازمان تره ده فام در مورد ضرورت برگزاری چنین جلسه ای توضیحاتى داد و اعلام کرد که قتلهای ناموسى فقط منحصر به کشورهایى مثل ایران و ترکیه نیست، بلکه در قلب اروپا هم زنان و دختران بدلیل ناموس پرستى به قتل میرسند، هدف جلسه ٧ مه نیز بررسى این پدیده و بررسى راههای مقابله با آن است. وی اعلام کرد که چهار نفر پانلیست حاضر، به دو بخش تقسیم میشوند، کسانیکه مبانى پایه ای و تئوریک این امر را بررسى میکنند و کسانى که از پراتیک و تجربیات و فعالیتهای خود بر علیه آن حرف میزنند!!!

گرداننده بحث بریگیته شیپرز مجری معروف برنامه های رادیو کلن بود که در آغاز خلاصه ای از بیوگرافى سخنرانان را ارائه داد و در مورد اهداف این جلسه توضیحات مختصری داد. جلسه با کتابخوانى فاطمه بلسر آغاز شد. فاطمه در یک سخنرانى بسیار جالب و در عین حال روخوانى، توضیح داد که در یک روستا در کردستان ترکیه متولد شده و پدر و مادرش برای کار کردن به آلمان آمده و دو فرزندشان را آنجا جا گذاشته و گفته اند، بعد از چند ماه آنها را به آلمان خواهند برد، اما عملا پنج سال طول میکشد تا فاطمه دوباره مادر و پدرش را ببیند.

فاطمه با برادرش در خانه افراد فامیل بوده و در سخت ترین شرایط زندگى میکند. او در همان کودکى شاهد سنگسار یک زن در روستای خود بوده است. سپس به آلمان میاید و در اینجا بجای اینکه به مدرسه رفته و درس بخواند مجبور میشود به اجبار پدرش حجاب اسلامى سر کرده و بعد از مدتى وادار به ازدواج اجباری با یک پسر از همان روستای خودشان در ترکیه میشود. فاطمه که در این مدت در آلمان با مقاومت و اعتراض خودش مدرسه رفته و دوست پسر آلمانى داشته، از خانه فرار میکند و اکنون با همسر آلمانیش زندگى میکند.

فاطمه هنوز هم مورد تعقیب برادر و افراد خانواده اش است. در آلمان کسى به او کمک نمیکند و او اکنون خود به کمک دختران دیگر شتافته و بر علیه قتلهای ناموسى فعالیت میکند. بعد از فاطمه بلسر نوبت به دکتر اروین اوریوال رسید تا در مورد تئوری قتلهای ناموسى و علت این قتلها و اینکه در مغز قاتلین چه میگذرد، صحبت کند. دکتر اوریوال به گذشته های دور نظر افکند و در مورد روانشناسى قاتلین حرف زد بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به زمان حال و به مذهب و به سنتهای عقب مانده وتاثیرات آن در زندگى زنان در ایران و ترکیه و کشورهای اسلام زده و قتل زنان در آلمان بکند.

توضیحاتى بسیار کلى و تاریخى در مورد قتلهای ناموسى داد. سخنران بعدی مینا احدی بود که بعد از معرفى خود و فعالیتهای متعددی که انجام میدهد، به بررسى علل قتلهای ناموسى، اسلام سیاسى و نقش مذاهب و بویژه مذهب اسلام در دفاع و تئوریزه کردن قتل ناموسى، در مورد جایگاه زنان در اسلام و قران و در عین حال نقش دولتها و قوانین دولتى در قتلهای ناموسى به تفصیل حرف زد. مینا احدی گفت بررسى تاریخ و قرون وسطى مادام منجر به بررسى اوضاع امروز نشود و نقش قدرت سیاسى و نقش اسلام در قدرت را نشان ندهد، مادام این مباحثات به نقد و پس زدن سنتهای عقب مانده و ضد زن و شوینیستى منجر نشود، کمکى به بررسى واقعى قتلهای ناموسى و ارائه راه حل نمیکند.

سخنران بعدی کاترینا بوهم اسلام شناس بود که در مورد تفاوتهای تئوریک شیعه و سنى و نقش حدیث و غیره حرف زد و اینکه هم اکنون در ایران و کشورهای دیگر تعدادی از فعالین از جمله فائزه رفسنجانى مشغول انجام تفسیرهای مترقى و لیبرال از اسلام هستند و اینها راه گشای معضلات زنان خواهد بود. ایشان از اینکه نمیداند چه به نفع زنان است و سکولاریسم را نمیتوان تزریق کرد و غیره حرف زد. صحبتهای کاترینا بوهم بویژه با نقد تند مینا احدی و فاطمه بلسر رو در رو شد و بحث بسیار تندی در مورد زمینه های رشد جریانات اسلامى در آلمان و نقش نسبیت فرهنگى و تزهای پست مدرنیستى و نقش اسلام شناسانى که هدفشان توجیه جنایات اسلام و آرام کردن مردم است، درگرفت.

در پایان این مباحثات داغ ، تئوریسینهایى که قرار بود در مورد پراتیک اظهار نظر کرده و راه نشان دهند، عملا سکوت کرده و نه فقط راه حلى نداشتند، بلکه مورد نقد شدید مینا احدی قرار گرفته و جمعیت حاضر نیز با تشویق و اظهار نظر در مورد مباحثات از این نوع مباحث استقبال میکردند. در پایان جلسه، تغییر جایگاه تئوریسین و پراتیسین ها و عقب رانده شدن تزهای نسبیت فرهنگى و نقد دفاع از اسلام لیبرال و غیره کاملا مشهود بود. این یک جلسه بسیار مهم و تیپیک بود که در آلمان برگزار شد.

از این نوع جلسات مکررا در کشورهای مختلف برگزار میشود. امر مهم اینست که ما فعالین سازمان آزادی زن و مدافعین جنبش برابری طلبانه زنان در ایران باید در این نوع جلسات حضور داشته و به تئوریهای این چنینى پاسخ دهیم.