Siavash.Modarresi@gmail.com
اسم: خاتون سوروجو (آى نور)
سن: ۲۳ سال
محل تولد: برلين٬ آلمان
شغل: تکنسين برق
جدا شده از همسر و مادر يک پسر ۵ ساله به اسم شان
خاتون يک "تبهکار!" بود!
اين زن جوان که در برلين و در خانواده اى از کردهاىمسلمان ترکيه
متولد شده بود بايد به سزاى اعمالش ميرسيد! خاتون مرتکب جنايات بزرگى
شده بود مثلاً وقتى که در ۱۶ سالگى براى ازدواج اجبارى با يکى از
اقوام به دهات ترکيه بازگردانده شده بود٬ پس از يکسال و در حاليکه
حامله بود٬ روستا و همسر شرعيش را ترک کرد به شهر وديارش يعنى برلين
آلمان بازگشت. خاتون به عملى دست زد که فاسدش ميکرد! او به تحصيلاتش
ادامه داد اما نه در مدرسه قرآن٬ در رشته الکترو مکانيک تحصيل ميکرد.
او باعث سرشکستى پدرش "کريم"٬ مادرش "هانين"
و برادارنش بود. ديگر به نصايح آنها که سعى ميکردند طبق فرامين شرع
انور و ملا و مسجد مسلمانها به "راه راست" هدايتش کنند
و از سقوطش به ورطه الحاد و فساد جلوگيرى کنند٬ توجهى نمى کرد بهمين
دليل "گناه" بزرگترى مرتکب شد! از خانواده جدا شد و به
تنهايى زندگى ميکرد ديگر ارزشى براى رسوم خانوادگى مسلمانهاى کرد
قائل نبود او به رسم آلمانيها زندگى ميکرد. حجاب اجبارى و مانتو
را بدور انداخته بود و از همه بدتر دوست پسر آلمانى هم گرفته بود.
مدعى العموم غياباً به اعدام محکومش کرده بود؛ سنت خانوادگى کردى_
اسلامى٬ مدرسه قرآن و قانون نسبيت فرهنگى بعد از مدتها کلنجار رفتن
با خاتون و عدم تمکين او طبق معمول حکم را بدون حضور خودش و بدون
حضور وکيل مدافع صادر کردند. طراح اجراى حکم اعدام٬ سه برادرش "موتلو"٬
"الياسان" و "آيهان" بودند. "افتخار!"
اجراى حکم اعدام به کوچکترين برادر خاتون يعنى "آيهان"
داده ميشود.
دوشبه ۷ فوريه ۲۰۰۵. يک شب سرد زمستانى. کمى به ساعت ۹ شب مانده
نزديک يکى از ايستگاههاى اتوبوس محله تمپل هوف برلين. نزديکى هاى
منزل خاتون٬ خاتون در حاليکه فنجان قهوه اش را در دست داشته از منزل
خارج ميشود٬ تيم برادران خاتون که طبق برنامه و نقشه قبلاً در کمين
نشسته بودند حکم را به اجرا ميگذارند. خاتون با شليک ۳ کلوله در
مغزش اعدام ميشود و به مجازات ميرسد و همان شب پليس پسر ۵ ساله اش
"شان" را به مهدکودکى در برلين ميسپارد.
روز دوشنبه ۱۴ فوريه در يک روز برفى در يک گورستان مسلمانهاى شهر
برلين٬ تابوت خاتون پيچيده در پارچه سبزى منقش به آيه هاى قرآن بخاک
سپرده شد. زنان طبق مقرارت در گوشه اى دور از مراسم و در کنارى تجمع
کرده بودند و تنها نطارگر بخاک سپارى خاتون بودند. خاتون طبق رسوم
اسلامى بخاک سپرده شد.
خاتون تنها يکى از ۵۰۰۰ زنى است که طبق آمار سازمان ملل سالانه
به اعدام محکوم ميشوند و به شنيعترين وجهى اعدام ميشوند. رقم ۵۰۰۰
از نطر خود محققين سازمان ملل هم آمارى واقعى نيست٬ اين فقط آمارى
است که رسماً از طرف مراجع اعلام شده اند.
ديگر کشتار زنان "نافرمان" در روز روشن به جزيى از قانون
نطم نوين جهانى تبديل شده است٬ در ايران٬ الجزاير٬ سودان٬ فلسطين٬
عراق و عربستان سعودى٬ پاکستان و افغانستان و حتى در قلب کشورهاى
غربى در هرجا که جنبش اسلام سياسى قادر است نفس بکشد٬ دارودسته هاى
تروريستى اسلامى در جستجو ٬ شکار و کشتار زنان نافرمان فعالانه در
جولان هستند. در قلب اروپا در جايى که طاهراً دست مذهب دستکم ٬ بعضاً
و شايد قانوناً از حيات انسانها کوتاه شده٬ اسلام سياسى پاسپورت
فعاليتش را از جنبش نسبيت فرهنگى دريافت کرده است٬ جنبش سياه و ارتجاعى
که تحت ستم بودن زن و کودک را بطور نسبى در فرهنگهاى متفاوت برسميت
ميشناسد. زنان و مردان و کودکان مليتها و فرهنگ هاى متفاوت الزاماً
از حق و حقوق و فرهنگ مدرن جامعه بشرى نبايد تبعيت کنند. حجاب اجبارى٬
بى حقوقى اين فرهنگ آنها است٬ فرهنگى است که بايد به آن احترام گذاش
و٬ به بالندگى آن کمک کرد.
اين فرمان در آلمان رسماً از طرف دولتهاى متفاوت به رسميت شناخته
ميشود٬ تاسيس مدارس مذهبى و تامين بودجه براى آنها٬ تعين حقوق براى
ملاها و تقويت فرهنگ اسلامى در خانوادها و بنيادهاى اجتماعى٬ وجه
همت جريان سبزها و سوسيال دمکراسى بوده و از افتخارات آنها محسوب
ميشود. بنيادهايى که در آن دخترها و پسرها را آموزش ميدهند که آلمانى
ها و مسيحيان کثيف هستند٬ زنانشان فاحشه و بد کاره اند! اسلام دين
برتر است. اين مراکز به مراکز بازتوليد تروريسم رسمى تبديل شده اند
و تا آنجا که منافع دولتهاى غربى را تهديد نکنند نه تنها بر اعمال
آنها چشم پوشى ميشود که تقويت و حمايت مالى و معنوى هم ميشوند. آخرين"شاهکار!"
جنبش سياه نسبيت فرهنگى در کانادا تاسيس دادگاهايى شريعه بود که
به همت فعالين جنبش رهايى زن و بطور ويژه هما ارجمند به رسوايى و
شکست کشانده شد.
بايد دست تروريسم رسمى اسلام سياسى را از زندگى زنان کوتاه کرد٬
بايد اين جنبش سياه را براى هميشه از سر راه انسانيت کنار زد!
اين وجه همت جنبش ما است.