گزارشی از کنفرانس زنان درسالن خانه مردم واقع در هامارکولن.
روز 9 دسامبر 2005 در گوتنبرگ سوئد
ساعت 8 صبح وارد سالن شدم 150 صندلی در سالن بزرگ و تاریک محل
برگزاری نهمین کنفرانس زنان در محله پر جمعیت موسوم به خارجی نشین
هامارکولن در کنار هم چیده شده بود. روبروی صندلیها میز بزرگی برای
سخنرانها با چیدین میکروفن گواه آمادگی کامل برگزار کنندگان مراسم
بود.
وقتی من و همکارم نزدیک مسئولین شدیم خانمی به سمت ما آمد و گفت
ورود آقایان ممنوع است. برای یک لحظه فکر کردم در ایران هستم. همکارم
سالن را ترک کرد و من مشغول به چیدن اطلاهیه ها و نشریات سازمان
آزادی زن بر روی میزی که از قبل برای من آماده شده بود. شدم. رأس
ساعت 9 سالن پر شد از زنانی انجمنهای مختلفی را نمایندگی میکردنند.
بعد از معرفی برنامه کنفرانس ماری کارسون سخنرانی خود را با بحث
پیرامون اعتیاد کودکان به ایترنت که بیشتر پسرانه است و پیروی از
مد و بیماری آنوروکسیا ( لاغری بیش از حد) که ویژه وختران می باشد
و راههای مبارزه با این پدبده شروع کرد.
ماری کارسون که خود روانشناس کودکان است بیشتر بحثش را به تفاوت
مادران امروز و نسل قبل و نحوه تربیت کودکان آنها با در نظر گرفتن
استرس مادران در جوامع امروزی اختصاص داد. در آخر اشاره ای داشت
به عدم مسئولیت پذیری نوجوانان و علت اصلی این معضل جهانی را در
ناتوانی والدین با عدم برخورد بموقع آنها در تعین مرزهای غیر قلبل
عبور آموزشی در دوران طفولیت کودکانشان ارزیابی کرد.
تا اینجا بحث جنبه علمی داشت اما سخرانان پانل که 4 نفر از انجمنهای
محلی بودند بیشتر به بحثهای شخصی و غیر علمی با تأثیر گرفتن از نظریه
نسبیت فرهنگی سخنرانیهای غیر منسجم و در سطحی بسیار پایین و بیشتر
نصیحتگونه ارائه دادند.
بعد از نهار نماینده حزب سوسیال دمکرات نألین پکلوند با ایجاد
فضائی شاد و مملو از تنر و شوخی در مورد نقش مذهب در خانواده های
خارجی سخنرانی کرد. او تمام تلاش خود را انجام داد تا بتواند غیر
مستقیم و با کمک گرفتن از اسلام لیبرال، زنان مسلمان را تشویق کند
تا دست از کودک آزاری بردارند و با یاد گیری زبان و فرهنگ مردم سوئد
به کودکان خود نزدیکتر شده و در تعلیم و تربیت آنها نقش موثری را
ایفا کنند و همزمان پیامی داشت برای حاضرینی که از نظر او مسیحی
محسوب میشدند.او با استفاده از مثالهای زنده از دنیای کودکان سعی
میکرد حضار را متوجه کند، تا با بالا بردن سطح آگاهی خود از اسلام
فرهنگ مسلمانان بهتر را آموخته و اجازه دهند مردم با ادیان مختلف
در کنار هم زندگی کنند..
اینجا بود که من وارد بخث شدم تا تفاوتهایمان را برای حاضرین سکولار
در سالن توضیح دهم. من با اشاره به بحثهای که قبلأ با نألین پکلوند
داشتم به نقش جامعه اشاره کردم و یادآور شدم که در لفافه حرف زدن
به حل مشکلات موجود کمکی نمیکند. آنچه باعث شده که این زنان را در
اینجا جمع کنید عدم توانایی برخورد دولت با اسلام سیاسی است، بهتر
است مسئولین دولتی این را با صدای بلند بگویند.
بگویند که چرا تحت نام کنفرانس برای مادران اینجا جمع شده اید.
اعتراف کنند که نمیدانید چگونه در مقابل نفوذ اسلام در این منطقه
و مناطقی شبیه اینجا در استکهلم و مالمو قد علم کنید. بگویند که
با لیبرالیسم کردن اسلام فقط خاک بر چشم مردم میپاشند.
به این دلیل ساده که کلید و پاسخ این معضل در دست جنبش مبارزه
با نسبیت فرهنگی و در نتیجه در دست ما است. این جنبش ما بود که طی
سالهای گذشته با پیشنهاد ممنوعییت حجاب برای دختران زیر 16 سال،
بستن مدارس مذهبی و جمع کردن تمامی سمبلهای مذهبی در مدارس، تلاش
کرد جلوی پیشروی اسلام سیاسی را در تمام اروپا بگیرد. اما کجا بود
گوش شنوایی که بتواند با درایت تمام پیشگیری را بحای درمان در دستور
کار دولتهای محافظه کاراروپا از جمله دولت سوئد قرار دهد. جوابهای
نألین بخش سکولار در سالن را قانع نکرد و آنها بعد ازشنیدن پاسخهای
محافظه کارانه نألین نزد من آمدند و بعد از تشکر از نظرات من سنجاقهایی
را که سمبل مبارزه با قتهای ناموسی بود خریداری کردند تا با کمک
مالی خود زمینه فعالیتهای بیشتری را برای پیشبرد اهداف جنبش ما فراهم
کنند. گروهی از زنان محجبه هم که نه تنها مخالف بحثهای من بلکه مخالف
نظرهای محافظه کارانه نآلین هم بودند، بدون تشکر از برگزار کنندگان
این کنفرانس با ژست طلبکارمعابانه سالن را ترک کردنند و این عملکرد
آنها خود گواهی شد برافشای طرفداران تفکر اسلام سیاسی در منطقه هامارکولن.
جالب اینجا بود که برگذار کنندگان از من تقاضا کردند تا برای تأیین
تم سال آینده کنفراس کمکشان کنم.
من ساعت 3 بعد از ظهر در میان زنانی که با تشویق من مرا مشایعت
میکردند سالن را ترک کردم و در دل از منصور حکمت که آموزگار همه
ما مخالفان نسبیت فرهنگی بود تشکر کردم و با سری افراشته به سمت
خانه ام راهی شدم.