اعتراضات و اعتصاب كارگران اتوبوس رانى به ظاهر با تهديد و ارعاب
پاسدار جنايتكاري به نام قاليباف و ساير تيغ به دستان نظام، فعلا
بطور موقت متوقف شد. اما به دليل آنكه به هيچيك از خواسته هاي بر
حق كارگران و كاركنان اتوبوس راني پاسخي داده نشده است ، داستان
مقاومت و اعتراض نيز همچنان شعله ور خواهد ماند. هر چند كه ممكن
است ، به ظاهر و چند صباحي به چشم قابل رويت نباشد، ولي اين داستان
همچنان ادامه خواهد يافت و كارگران قهرمان و مقاوم ميهنمان كه حركت
آنان بيانگر حركت كل جامعه اي است كه زير يوغ و سلطه حاكمان مستبد
به جان آمده اند ، دوباره براي تجديد سازماندهي و ورود به جنگي جديد
با كارگزاران حاكم ، خود را آماده ميكنند. ولي اين حركت، به مثابه
يك بمب ساعتي اي است كه شمارش معكوس در انفجار آن آغاز شده و چاشني
آن كشيده شده است . همگان ميدانند كه نظام كنوني حاضر به پرداخت
هيچ يك از مطالبات كارگران و ساير اقشار محروم ، نبوده و نيست و
هر قدمي كه مردم و معترضين به جلو بردارند ، بطور قانونمند ، دشمنان
قدمي به عقب بر خواهند داشت . بله اين قانون اجتناب ناپذير مقاومت
و تهاجم است . عملا هر گام ما به جلو باعث خواهد شد كه شب پرستان
، پوئن هايي هر چند محدود به معترضين و اعتصابيون بدهند. درست بر
عكس ، هر قدمي كه به دليل تهاجم و تهديد كارگزاران نظام، به عقب
برداريم، لاجرم آنان به جلو خواهند آمد و ما را به عقب خواهند راند.
بنابراين پيش بسوي اعتراض و اعتصابي ديگر براي پس راندن حكام وقت
.
در حال حاضر عناصر سركوبگر ، طبق اخبار رسيده 27 تن از اعتصابيون
و هم پيمانان آنان را كه در صحنه به پشتيباني از كارگران اتوبوس
راني پيوسته بودند به بند كشيده اند. از اين تعداد 5 تن را زنان
و دختران آزاديخواه تشكيل ميدهند. راستي مگر اين صنف زحمتكش در ابتدا
چيزي جز حقي براي زندگي معمول، طلب كرده بود؟ آنان در ابتدا ميخواستند
مينيمم خواسته هاي صنفي و اقتصادي خود را بازپس بگيرند ولي پاسخ
آن با دار و درفش و زندان و تهديد و توهين داده شد و به واقع راهي
جز مبارزه و اعتراض براي نابودي اين نظام مگر متصور است؟ مگر حتي
ديگر به ذهن كسي خطور ميكند كه با اين نظام ميشود مماشات و دوستي
كرد و به راه حل مصالمت آميزي رسيد؟ مخصوصا اينكه در حال حاضر حتي
راست ترين جناحهايي كه روزي رو در روي جوانان انقلابي و مقاوم ايستاده
بودند ، اطلاعيه و اعلاميه ميدهند كه : ” با اين نظام راه حلهاي
سياسي و پارلمانتاريستي ديگر مقدور نيست”! بله اين بيانگر واقعيتهايي
است كه در دو دهه اخير بطور خاص بعد از روي كار آمدن احمدي نژاد،
بر همگي ما تحميل شده است و اگر ذره اي جوهره مقاومت و انسانيت در
هر فرد باقي مانده باشد به اين حقيقت سر تعظيم فرود خواهد آورد.
حقيقت عريان اين است كه ولي فقيه آخوندها، دستگاه سلطنت خويش را
يك دست و يك پارچه نكرده و به انقباض فرو نرفته تا پوئن اقتصادي
و صنفي به مردم محروم جامعه بدهد و يا آزادي هاي اجتماعي – سياسي
را گسترش دهد. بلكه او دستگاه را يك پايه كرده تا سركوب و بگير و
ببند و ترس و ارعاب را افزايش دهد ، تا چند صباحي بيشتر پايه هاي
لرزان اين نظام را با حصار سركوب حفظ نمايد . بنابراين مماشات و
سكوت در مقابل چنين نظامي جايز نيست و باعث حركت دشمن به جلو و عقب
راندن ما خواهد شد.
مهمترين راه كار و وظيفه تمامي زنان و جوانان مقاوم و آزاديخواه
اين است كه از حركت هاي اعتراضي و اعتصابات حمايت نموده و بصورت
مادي از آنان پشتيباني كنيم و از نظر ما زنان بايد با شدت و شور
بيشتري وارد اين مبازرات شده و از اعتصابيون حمايت كنند زيرا :
حدیث جور شما و ستم کشیدن ما حقیقت است چرا صحبت از مجاز کنیم!
همگي بايد دست در دست يكديگر فارغ از هر عقيده و مرامي ، ميهن
عزير را از يوق بيگانگان عمامه دار برهانيم، مطمئن باشيد كه با فرو
ريختن پايه هاي ويرانه و موريانه خورده اين نظام ولايت صفياني ،
ميتوانيم از نو با همياري يكديگر و با جوانان انقلابي ميهن كه بسياري
از آنان به دليل اختناق حاكم از كشورمان هجرت كرده و به ديار ديگري
رفته اند ، كشور را آباد و آزاد كنيم.
همگان شاهد بودند كه حركت دسته جمعي كارگران مقاوم اتوبوس راني
چه ترس و وحشتي در دل دشمنان مردم افكنده بود . طوري كه با تهديد
تطميع و حتي حمله و هجوم و ضرب و شتم خانواده هاي كارگران كه به
صف اعتراض پيوسته بودند ، و از طرفي با وارد كردن جيره خواران سپاه
پاسداران به عنوان راننده اتوبوس، براي اينكه صفوف مردم و همچنين
راه پيمايي آنان به يك تظاهرات تبديل نشود ، دست به تلاشهاي مذبوحانه
براي خاموش كردن اعتصاب ميزدند . طوري كه به زور جلو ماشين هاي شخصي
را گرفته و مردم را به زور سوار ماشين آنها ميكردند و يا با التماس
و درخواست و خواهش و تمنا از مردم ميخواستند كه هر طور شده وسيله
اي پيدا كنند و پياده تردد نكنند و يا سريعا به خانه هايشان بروند
!
بايد از اينهمه ترس و وحشت نظام به فكر فرو رفت و تجربه آنرا فهم
كرد : پس ما ميتوانيم پايه هاي نظام جور و ظلم و وحشت را به لرزه
در آوريم. و باز شاهد بوديم كه تقريبا همه عناصري كه با اين رژيم
سر سازش نداشته و ندارند و حقوق آنان نيز به وسيله كارگزاران آن
ضايع شده است از اين حركت اعتراضي حمايت كردند، از جمله : انجمن
هاي زنان ، جوانان، دانشگاهيان، شركت ملي صنايع مس ايران، كارخانه
هاي نخ ريسي ، كفش دوزي ، نساجي ، وبلاگ نويسان ، و همه و همه از
اين حركت استقبالي شايان داشته و خواهان ادامه اين حركت بودند. آري
اين حركت قهرمانانه نور اميدي در همه دلها روشن كرد و به ما آموخت
كه ميتوان و بايد ، حاكمان را بزير كشيد!
ازطرفي نظام حاكم با شم ضد انقلابي خويش ، حركت با معناي اتوبوس
رانان و حمايت همه اقشار ميهن را از اين حركت، به خوبي درك كرده
بود و به همين دليل سراسيمه تمامي راه كارهاي ممكن را براي شكستن
اين اعتصاب بكار گرفت .
زيرا ميدانست شهر تهران شهر خشم و نفرت از ملاهاي حاكم است ، شهري
كه مترصد فرصتي است براي قيام و طغيان بر عليه اينهمه ظلم و ستم
كه در حق زنان و جوانان اعمال ميشود.
پس با عزمي راسختر و اميدي بيشتر از قبل، پشتوانه اي باشيم براي
حركتهاي اعتراضي و اعتصابات ديگر .
شهر من را سر خاموشي نيست
هيچكس را سر و سوداي فراموشي نيست
شهر من پر كين است
شهر من نيست خموش، نيست گرفتار سكوت
شيشه عمر تباهي را ، بي هيچ درنگ
من در اين شعله كه در رگهايم مي سوزد ، مي شكنم
انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران- مهري اميري
anjomanzananazadeh@yahoo.com
8/10/84