.

اعتصاب اتوبوسرانان راهنما و چراغ راه زنان و مردان ميهن است
آري ، ميتوان دستگاه حكومتي را قفل كرد و به چالش كشيد!
و اين داستان همچنان ادامه دارد!

06-Jan-2006
مهري اميري
     

اعتراضات و اعتصاب كارگران اتوبوس رانى به ظاهر با تهديد و ارعاب پاسدار جنايتكاري به نام قاليباف و ساير تيغ به دستان نظام، فعلا بطور موقت متوقف شد. اما به دليل آنكه به هيچيك از خواسته هاي بر حق كارگران و كاركنان اتوبوس راني پاسخي داده نشده است ، داستان مقاومت و اعتراض نيز همچنان شعله ور خواهد ماند. هر چند كه ممكن است ، به ظاهر و چند صباحي به چشم قابل رويت نباشد، ولي اين داستان همچنان ادامه خواهد يافت و كارگران قهرمان و مقاوم ميهنمان كه حركت آنان بيانگر حركت كل جامعه اي است كه زير يوغ و سلطه حاكمان مستبد به جان آمده اند ، دوباره براي تجديد سازماندهي و ورود به جنگي جديد با كارگزاران حاكم ، خود را آماده ميكنند. ولي اين حركت، به مثابه يك بمب ساعتي اي است كه شمارش معكوس در انفجار آن آغاز شده و چاشني آن كشيده شده است . همگان ميدانند كه نظام كنوني حاضر به پرداخت هيچ يك از مطالبات كارگران و ساير اقشار محروم ، نبوده و نيست و هر قدمي كه مردم و معترضين به جلو بردارند ، بطور قانونمند ، دشمنان قدمي به عقب بر خواهند داشت . بله اين قانون اجتناب ناپذير مقاومت و تهاجم است . عملا هر گام ما به جلو باعث خواهد شد كه شب پرستان ، پوئن هايي هر چند محدود به معترضين و اعتصابيون بدهند. درست بر عكس ، هر قدمي كه به دليل تهاجم و تهديد كارگزاران نظام، به عقب برداريم، لاجرم آنان به جلو خواهند آمد و ما را به عقب خواهند راند. بنابراين پيش بسوي اعتراض و اعتصابي ديگر براي پس راندن حكام وقت .

در حال حاضر عناصر سركوبگر ، طبق اخبار رسيده 27 تن از اعتصابيون و هم پيمانان آنان را كه در صحنه به پشتيباني از كارگران اتوبوس راني پيوسته بودند به بند كشيده اند. از اين تعداد 5 تن را زنان و دختران آزاديخواه تشكيل ميدهند. راستي مگر اين صنف زحمتكش در ابتدا چيزي جز حقي براي زندگي معمول، طلب كرده بود؟ آنان در ابتدا ميخواستند مينيمم خواسته هاي صنفي و اقتصادي خود را بازپس بگيرند ولي پاسخ آن با دار و درفش و زندان و تهديد و توهين داده شد و به واقع راهي جز مبارزه و اعتراض براي نابودي اين نظام مگر متصور است؟ مگر حتي ديگر به ذهن كسي خطور ميكند كه با اين نظام ميشود مماشات و دوستي كرد و به راه حل مصالمت آميزي رسيد؟ مخصوصا اينكه در حال حاضر حتي راست ترين جناحهايي كه روزي رو در روي جوانان انقلابي و مقاوم ايستاده بودند ، اطلاعيه و اعلاميه ميدهند كه : ” با اين نظام راه حلهاي سياسي و پارلمانتاريستي ديگر مقدور نيست”! بله اين بيانگر واقعيتهايي است كه در دو دهه اخير بطور خاص بعد از روي كار آمدن احمدي نژاد، بر همگي ما تحميل شده است و اگر ذره اي جوهره مقاومت و انسانيت در هر فرد باقي مانده باشد به اين حقيقت سر تعظيم فرود خواهد آورد. حقيقت عريان اين است كه ولي فقيه آخوندها، دستگاه سلطنت خويش را يك دست و يك پارچه نكرده و به انقباض فرو نرفته تا پوئن اقتصادي و صنفي به مردم محروم جامعه بدهد و يا آزادي هاي اجتماعي – سياسي را گسترش دهد. بلكه او دستگاه را يك پايه كرده تا سركوب و بگير و ببند و ترس و ارعاب را افزايش دهد ، تا چند صباحي بيشتر پايه هاي لرزان اين نظام را با حصار سركوب حفظ نمايد . بنابراين مماشات و سكوت در مقابل چنين نظامي جايز نيست و باعث حركت دشمن به جلو و عقب راندن ما خواهد شد.

مهمترين راه كار و وظيفه تمامي زنان و جوانان مقاوم و آزاديخواه اين است كه از حركت هاي اعتراضي و اعتصابات حمايت نموده و بصورت مادي از آنان پشتيباني كنيم و از نظر ما زنان بايد با شدت و شور بيشتري وارد اين مبازرات شده و از اعتصابيون حمايت كنند زيرا :

حدیث جور شما و ستم کشیدن ما حقیقت است چرا صحبت از مجاز کنیم!

همگي بايد دست در دست يكديگر فارغ از هر عقيده و مرامي ، ميهن عزير را از يوق بيگانگان عمامه دار برهانيم، مطمئن باشيد كه با فرو ريختن پايه هاي ويرانه و موريانه خورده اين نظام ولايت صفياني ، ميتوانيم از نو با همياري يكديگر و با جوانان انقلابي ميهن كه بسياري از آنان به دليل اختناق حاكم از كشورمان هجرت كرده و به ديار ديگري رفته اند ، كشور را آباد و آزاد كنيم.

همگان شاهد بودند كه حركت دسته جمعي كارگران مقاوم اتوبوس راني چه ترس و وحشتي در دل دشمنان مردم افكنده بود . طوري كه با تهديد تطميع و حتي حمله و هجوم و ضرب و شتم خانواده هاي كارگران كه به صف اعتراض پيوسته بودند ، و از طرفي با وارد كردن جيره خواران سپاه پاسداران به عنوان راننده اتوبوس، براي اينكه صفوف مردم و همچنين راه پيمايي آنان به يك تظاهرات تبديل نشود ، دست به تلاشهاي مذبوحانه براي خاموش كردن اعتصاب ميزدند . طوري كه به زور جلو ماشين هاي شخصي را گرفته و مردم را به زور سوار ماشين آنها ميكردند و يا با التماس و درخواست و خواهش و تمنا از مردم ميخواستند كه هر طور شده وسيله اي پيدا كنند و پياده تردد نكنند و يا سريعا به خانه هايشان بروند !

بايد از اينهمه ترس و وحشت نظام به فكر فرو رفت و تجربه آنرا فهم كرد : پس ما ميتوانيم پايه هاي نظام جور و ظلم و وحشت را به لرزه در آوريم. و باز شاهد بوديم كه تقريبا همه عناصري كه با اين رژيم سر سازش نداشته و ندارند و حقوق آنان نيز به وسيله كارگزاران آن ضايع شده است از اين حركت اعتراضي حمايت كردند، از جمله : انجمن هاي زنان ، جوانان، دانشگاهيان، شركت ملي صنايع مس ايران، كارخانه هاي نخ ريسي ، كفش دوزي ، نساجي ، وبلاگ نويسان ، و همه و همه از اين حركت استقبالي شايان داشته و خواهان ادامه اين حركت بودند. آري اين حركت قهرمانانه نور اميدي در همه دلها روشن كرد و به ما آموخت كه ميتوان و بايد ، حاكمان را بزير كشيد!

ازطرفي نظام حاكم با شم ضد انقلابي خويش ، حركت با معناي اتوبوس رانان و حمايت همه اقشار ميهن را از اين حركت، به خوبي درك كرده بود و به همين دليل سراسيمه تمامي راه كارهاي ممكن را براي شكستن اين اعتصاب بكار گرفت .
زيرا ميدانست شهر تهران شهر خشم و نفرت از ملاهاي حاكم است ، شهري كه مترصد فرصتي است براي قيام و طغيان بر عليه اينهمه ظلم و ستم كه در حق زنان و جوانان اعمال ميشود.
پس با عزمي راسختر و اميدي بيشتر از قبل، پشتوانه اي باشيم براي حركتهاي اعتراضي و اعتصابات ديگر .

شهر من را سر خاموشي نيست
هيچكس را سر و سوداي فراموشي نيست
شهر من پر كين است
شهر من نيست خموش، نيست گرفتار سكوت
شيشه عمر تباهي را ، بي هيچ درنگ
من در اين شعله كه در رگهايم مي سوزد ، مي شكنم

انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران- مهري اميري
anjomanzananazadeh@yahoo.com
8/10/84