.
پارتيزان، عليه سيستم قضايي وحشيانه
16-Mars-2006
     
مطلبي در مورد کمپين عليه قتل ناموسي و پرتره مينا احدي،
مندرج در روزنامه " تاتس" سه شنبه ۱۴ ماه مارس

مينا احدي در ايران پارتيزان بوده ، و براي حقوق انساني زنان مبارزه ميکرده است. از ۱۱ سال پيش او در شهر کلن آلمان، عليه سنگسار و اشکال ديگر از قتل هاي ناموسي مبارزه ميکند. بهمراه آيان هيرشي علي و فاطمه بلسه ر او اکنون يک شبکه جهاني عليه سيستم قضايي وحشيانه بر عليه زنان، را سازمان ميدهد.
موضوع بر سر زناني است که در آلمان زندگي ميکنند، و تهديد به قتل ميشوند، ما نبايد بيش از اين چشممان را ببنديم!

نويسنده : سينه آ فوگت

دادگاههاي خانوادگي زنان را به اعدام محکوم ميکنند، چرا که آنها رابطه جنسي خارج از ازدواج داشته و يا " ناموس " خانواده را لکه دار کرده اند. مينا احدي با خشم ميگويد: " اين وقايع امروز و در قرن بيست و يک اتفاق مي افتد، "
ايراني تبعيدي که اکنون ساکن کلن است، در يک شبکه جهاني بر عليه قتل ناموسي مبارزه ميکند. او اين سيستم قضايي را محکوم ميکند. کمپين بر عليه قتلهاي ناموسي را احدي و همرزمان اوحدود يک هفته قبل در يک کنفرانس به مناسبت روز جهاني زن در کلن معرفي کردند.
احدي به اروپاييها در مورد تولرانس غلط ، هشدار ميدهد. " هنوز هم خيليها ميگويند که اين قتلهاي ناموسي بخشي از فرهنگ اين مردم است، و ما نبايد خودمان را درگير اين معضل کنيم. ولي من سي سال قبل در ايران زندگي ميکردم، و ما زنان آنزمان ميني ژوپ مي پوشيديم، و امروز بعد از سي سال، بايد به بهانه دفاع از ناموس به قتل برسيم ، و اين قتل و اين جنايات بجرم رابطه جنسي خارج از ازدواج و غيره، بخشي از فرهنگ ما باشد؟ "

در يک بررسي آماري از سوي سازمان ملل متحد، ساليانه ۵۰۰۰ دخترو زن قرباني قتل ناموسي ميشوند. همچنين در آلمان، تعدادي قرباني اين قتلها شده اند. از اکتبر سال ۲۰۰۴ تا ژوئن ۲۰۰۵ پنج زن به جرم لکه دارکردن ناموس خانواده به قتل رسيده اند. يکي از اينها هاتون سوروچو بود که از يک ازدواج اجباري فرار کرده و به دست برادران خود به قتل رسيد.

مينا احدي در سال ۱۹۵۶ در ايران متولد شده ، او بهمراه چهار برادر و خواهرش، بدنبال مرگ زود رس پدرش، با مادرش زندگي ميکرده است. مادر مينا، زني که تا امروز نيز بيوه باقي مانده و ازدواج مجدد نکرده است، در شهربا چادر رفت و آمد ميکند، لباسي که از سر تا پاي زنان را مي پوشاند. در خانه، او زني بود که راديو گوش ميداده و اخبار را تعقيب ميکرده، کتاب و روزنامه ميخوانده و براي دخترش، امکان اينکه که در هيجده سالگي به دانشگاه رفته و پزشکي بخواند را فراهم ميکند.
" در روز اول دانشگاه ، من با چادر به آنجا رفتم، سپس چادرم را پرت کردم، دو روز بعد با روسري ميرفتم و بعد از آن روسري را نيز پرتاب کردم" مينا احدي در خاطراتش از آن موقع ميگويد. در سال ۱۹۷۰ در دانشگاههاي ايران نيز بحث و جدل در مورد سوسياليسم و راههاي مبارزه و سرنگوني حکومت شاه در جريان است. مينا احدي و همسر او نيز در اين فعاليتهاي سياسي حضور دارند. " من هميشه براي حقوق زنان فعاليت ميکردم" احدي ميگويد.
وقتي رفسنجاني در سال ۱۹۷۹ ، دانشگاه او را بازديد ميکند، مينا در يک تظاهرات اعتراضي حرف ميزند، که بر عليه حجاب اجباري بوده و بيش از ۲۰۰۰ نفر در آن حضور دارند.

اين سخنراني البته نتايجي براي وي در بر دارد. " روز بعد از آن من ديگر اجازه نداشتم وارد دانشگاه شوم، مدتي بعد از آن، همسرم دستگير شد و يک ماه بعد از آن اسم او را در ليست اعداميها ديدم که آن زمان در روزنامه ها علني ميشد"
او به تنهايي به تهران ميرود و سپس به کردستان ايران و بعدها در مرز ايران و عراق زندگي ميکند. او در آنجا با يک گروه پارتيزان فعاليت ميکند که عليه حکومت مبارزه ميکنند. مينا در آنجا به زخمي ها کمک ميکرده و مبارزه ميکرده و در همانجا با همسر دوم خود آشنا ميشود. " امروز از خودم مي پوسم، چگونه آن شرايط سخت را ده سال تحمل کردم، در يک محيط کوچک و در شرايطي بسيار سخت."

تعداد زيادي به تدريج از آن شرايط به کشورهاي اروپايي رفته و سال ۱۹۹۰ مينا به وين آمده و يکسال بعد همسرش نيز به او مي پيوندد. مينا در همان روزهاي اول ورودش به وين، متوجه ميشود که حامله است و دختر اولش را در وين به دنيا مي آورد. او در آنجا زبان آلماني ياد گرفته و يک کورس پرستاري را تمام ميکند.

۱۹۹۴ مادر او براي يک ديدار بعد از سالها نزد او مي آيد. بعد از برگشت او دستگير و دو هفته زنداني ميشود. از وي آدرس دخترش را ميخواهند و او مجبور ميشود اين اطلاعات را بدهد. و مينا بهمراه خانواده اش يکبار ديگر مجبور به پناهندگي ميشود. اين بار بطرف کلن در آلمان. از ۱۹۹۶ او در استان " نورد راين وستفالن" زندگي ميکند. در اينجا بهمراه خانواده هايي است که با او در کردستان زندگي و فعاليت کرده اند. " دختران من ميتوانند با ارتباط با اين خانواده ها ببينند که ما چگونه مثل هم بوده و در يک جايي باهم زندگي کرده ايم. و بدين ترتيب ميتوانند، از گذشته ما تصويري داشته و خودشان را بهتر احساس کنند."

در آلمان مينا احدي، پيشرفت ميکند و صداي خود را در دفاع از حقوق انساني زنان بلند و بلندتر ميکند. او مقاله مي نويسد، در کنفرانسهاي جهاني شرکت ميکند، و مداوم از جنايتي وحشيانه بر عليه زنان مي شنود." سنگسار" .
" من در دوران کودکي خودم ، در ايران از سنگسار هيچ چيز نشنيده بودم. قبلا در ايران کسي سنگسار نميشد. اما امروز رژيم، زنان محکوم به سنگسار را با اسم کوچک آنها در روزنامه معرفي ميکند و روز اجراي حکم را نيز اعلام ميکند"

محکومين به سنگساررا تا سينه در خاک فرو کرده و با پرتاب سنگ زجر کش ميکنند. البته قانون مجازات اسلامي نوشته که سنگها نبايد چندان بزرگ باشد که فورا فرد را بکشند و نبايد چندان کوچک که نتوان اسم آنها را سنگ گذاشت. اين سنگها را بسوي زنان و مردان محکوم به سنگسار پرت ميکنند تا زجر کش شوند و بعضي وقتها اين مرگ چندين ساعت طول ميکشد. اين متد اعدام وحشيانه ، با قدمتي قبل از اسلام، امروز بيش از همه جا در ايران، پاکستان، نيجريه، و سودان اجرا ميشود. سنگسار عليه زنان و مرداني که با رابطه جنسي خارج از ازدواج، ناموس خانواده را لکه دار کرده اند، اجرا ميشود. زنان را اين شکل وحشيانه از قتل، حتي بعد از اينکه قرباني تجاوزشده باشند، نيز تهديد ميکند.

" سنگسار شکل رسميت يافته و قانوني شده قتل ناموسي است. " اينرا مينا احدي ميگويد و در سال ۲۰۰۰ يک کميته عليه سنگسار را سازمان ميدهد. امروز يک شبکه جهاني با ۲۰۰ نهاد و سازمان که در سطح بين المللي فعاليت ميکند. با فعاليتهاي گسترده جهاني و با اعتراض عليه دولتهاي غربي و پارلمان اروپا، توانسته است امروز جان تعداد زيادي را نجات دهد. بطور مثال آمنه لاوال که از سنگسار نجات يافت.

مينا احدي بدليل مشهور بودن در ايران و يا ترکيه، مدتهاست که فرد مورد مراجعه از سوي، زناني است که زندگيشان در خطراست. " همين الان يک زن از ترکيه به من زنگ زد و ميگفت، در خطر قتل از سوي برادر شوهرش است، چرا که همسرش مشکوک شده که او يک رابطه ديگر با يک مرد دارد و نقشه قتل او را مي ريزند،" اين فعال مدافع حقوق زن گزارش ميدهد.

کمپين جديدي که بر عليه قتلهاي ناموسي اعلام کرده است، بهمراه تعداد ديگري و از جمله فاطمه بلسه ر زني که از کرستان ترکيه است، و سي سال است که در آلمان زندگي ميکند، همراهي ميشود. فاطمه که خود از يک ازدواج اجباري فرار کرده و تهديد به قتل ناموسي شده، با مينا در اين کمپين همکاري ميکند. همچنين آيان هيرسي علي، نماينده پارلمان در هلند، که بدليل ساختن فيلم تسليم، و اعتراض به بي حقوقي زنان در اسلام، به قتل تهديد شده ، با هم اين کمپين را پيش خواهند برد و فعاليت خواهند کرد. سازمان آلماني " تره ده فام" همراه اين کمپين جديد خواهد بود. مينا احدي ميگويد: " اينجا بحث بر سر زنان مسلمان نيست، بحث بر سر زنان خارجي هم نيست، بحث در مورد زناني است که در آلمان زندگي ميکنند، و تهديد به قتل ميشوند، ما بايد تصميم بگيريم، بيش از اين چشمان خود را نبنديم! "