در کنار پنجره به انتظار تو می نشینم
و به تو می اندیشم
و به زنانی که در انتظار آزادی
گلهای سرخ را پنهان کرده اند از ترس
زیر حجاب
تو در میان ما نیستی اما
آثارت را کودکان گرسنة امروز
در فردای انقلاب بهم هدیه خواهند داد
تو در میان ما نیستی اما
کارگران جهان از کار نمی ایستند
تا دنیای بهتر ترا بر پا سازند
در آن روز آفتابی
نام زیبای تو
بر سنگ بنای جمهوری سوسیالیستی حک خواهد شد.
این کلمات احساسی بود آمیخته از درد فقدان" نادر" همراه
با شور و شوقی در تداوم راهش که در آن زمان به تحریر در آورده بودم
و امروز آنرا دوباره تقدیم میکنم به آذر ماجدی عزیز