.
گزارشی از ایران در رابطه با تظاهرات زنان در تهران در 22 خرداد
16-Jul-2006
     

اعت 4.30 رسیدم میدان هفت تیر عده ای از زنان و جوانان در پارکی که در ضلع غربی میدان بود در در دسته های چند نفری ایستاده بودند عده ای هم در قسمت جنوبی میدان در پیاده رو بودند همه منتظر یک حرکت بودند چهره ها نشان از یک جنبش بزرگ میداد دور میدان برای خودم گشتی زدم تا اوضاع را بررسی کنم در هر چهار گوشه میدان ماشین های نیروی انتظامی مستقر بود در قسمت شمال غربی میدان چند ین ماشین از مامورین ضد شورش و اوباش رژیم مستقر بودند . ماموران رژیم شروع به تخلیه پارک کردند و مردم را از پارک بیرون میکردند . عده در وسط میدان ایستاده بودند و عده ای هم از مردم در پیاده رو کنار پارک و اوباش رژیم دائما اخطار میدادند و تهدید میکردند که تجمع نکنید بروید . تقریبا ساعت 4.50 دقیقه شده بود که در وسط میدان یکی از عوامل رژیم سعی در دستگیر کردن یکی از مردم کرد که در همین لحظه انهایی که در کنار پارک تجمع کرده بودند هم برای این که آن فرد را نجات دهند و هم اعتراض را شروع کنند به سمت خیابان ( ضلع جنوبی میدان ) حرکت کردند از تمام اطراف زنها و افراد دیگر میدویدند و به آنها می پیوستند جمعیت در عرض چند ثانیه نزدیک به هزار نفر شد که در خیابان شروع به راهپیمایی کردند اعلامیه ها در هوا پخش شد و همه شعار میدادند " ما زنیم انسانیم اما حقی نداریم " و به سمت خیابان شرقی میدان حرکت میکردند رژیم و عوامل وحشی اش از قسمت بالای خیابان به سمت مردم می آمدند و در خیابان سمت شرق میدان توانستند مردم را به پیاده رو بفرستند .

انسانهای معترض که شعار آزادی زن را میدادند به سمت بالا در حرکت بودند و رژیم هم به سمت آنها .پیاده رو سمت شرق میدان بدترین جا برای اعتراض بود و بهترین جا برای عوامل وحشی رژیم از یک طرف به خاطر وجود ساختمانها و مغازه ها محصور بود و از سمت دیگر به خاطر نرده هایی که در کنار پیاده رو نصب شده بود . هنوز مردم نیمی از طول پیاده رو را طی نکرده بودند که رژیم وحشی سرکوب وحشیانه اش را شروع کرد ابتدا یک دستگاه اتوبوس را به صورت ورود ممنوع وارد خیابان کرد و در کنار پیاده رو پارک کرد و مردم را بین این دستگاه اتوبوس و مغازه ها محصور کردند و تمام جاهایی که بین پیاده رو و خیابان نرده نبود ارازل خودشان را مستقر کردند و شروع به کتک زدن زنان و انسانها کردند دختری در بین جمعیت بود که یک دفعه از کوله پشتی اش یک دسته اعلامیه بیرون آورد و به هوا پخش کرد که متاسفانه از سوی رژیم شناسایی شد و قتی میخواست به سمت خیابان بدود و فرار کند یکی از عوامل رژیم چنان با لگد به پای او ضربه که چندین متر روی زمین از شدت پرت شدن کشیده شد و نیروهای رژیم به طرفش دویدند و دستگرش کردند کمی ان طرف تر زن میان سالی را یکی از زنان عوامل رژیم و دو پاسدار با کتک زدن و فحاشی داشتند سوار ماشین میکردند در بین جمعیت در پیاده رو گاز اشک آور انداختند .

به همراه عده ای دیگر توانستیم دیوار رژیم را بشکنیم تا مردم بتوانند از پیاده رو خارج شوند و در تیر راس این جانیان قرار نگیرند تقریبا اکثر تجمع کنندگان به وسط میدان و خیبان آمدند وقتی من به وسط میدان رسیدم ناگهان متوجه شدم یکی از دختران معترض و جوان را با کتک به سمت شمال میدان میبرند و با زور سوار ماشین میکنند تمام آنهایی که در وسط میدان بودند" فریاد میزدند وحشی ها ولش کنید " ناگهان دیدم دو دختر سراسیمه و گریه کنان دنبال دیگر دوستانشان میگردند ظاهرا آن دستگیر شده از دوستان آنها بود دوستان دیگرشان دلداریشان میدادند و میگفتند گریه نکنید اتو دست رژیم ندهید آن دو دختر را هر طور بود به کمک چند نفر از مردم به داخل سالن مترو بردند داخل سالن پر از جمعیت بود صدای صرفه و فحش به گوش میرسید گاز اشکاور اجازه نفس کشیدن به آدم ها را نمی داد چندین دختر و پسر در سالن بودند که دستمال کاغذی های خیس شده را بین آنهایی که گاز اشکاور مسمومشان کرده بود پخش میکردند از کنار هر کدامشان که رد میشدی میشنیدی که میگفتند فلان کس را هم گرفتند فلانی کجاست بد جوری کتک خورد همه سر تا پا خشم بودند سر تا پا نفرت بودند .

بارها و بارها سرکوب وحشیانه رژیم را در اعتراضات دیده بودم و مزه باتوم و سیلی های این جانیان را چشیده بودم ولی این بار بدترین سرکوبی بود که دیدم سرکوب و کتک زدن زنان بی دفاع زنانی که برای اعتراض به این رژیم ضد زن و وحشی زنانی که برای اعتراض به آپارتاید جنسی و حجاب زنانی که در اعتراض به حقوق سالیان سال پایمال شده شان به خیابان آمده بودند توسط این رژیم وحشی داشتند سرکوب میشدند و کتک میخوردند هر سیلی که به صورت دختری میخورد و صدای هر زنی که از شدت درد باتوم جیغ میزد چنان بود که انگار خود من را داشتند میزدند درد باتومی که به پشتم خورده بود یادم رفته بود و هر طور بود سعی میکردیم زنان را از دست رژیم بیرون بکشیم .

سرکوب اعتراض زنان دل هر انسان دوستی را به درد می اورد حتی کسانی که رهگذر بودند به رژیم و جنایاتش نفرین میفرستادند وقتی رژیم وسط خیابان به سمتمان حمله کرد و توانستیم به همراه خیلی از معترضین به وسط میدان بیاییم . وسط میدان چون ایستگاه مترو واقع شده بود راه گریز بیشتر بود و عده ای هم که رهگذر بودند آنجا تجمع کرده بودند از انجا خیلی از آنهایی را که کتک خورده بودند و مسموم شده بودند به داخل سالن مترو میبردند تا بتوانند فراریشان بدهند در وسط میدان متوجه زنی شدم که چادر به سر کرده بود و ایستاده بود و زنی دیگر در کنار اوبود شنیدم که زن چادری میگفت دیوانه اند که ان زن دیگر پرسید کدامشان آنها که شعار میدهند یا انهایی که دارند کتک میزنند اینها که آمده اند اینجا حقشان را می خواهند خود تو مگر در جامعه حقوقی داری ؟ چرا نصف مردان ارث به تو میرسد .احساس بدی داشتم احساسی پر از نفرت . نفرت از این رژیم نفرت از این همه سرکوب .