تور اوین گردی - دکتر حسام فیروزی

05-Mar-2007
سازمان آزادی زن
                                       

مطلب زیر گزارشی تکاندهنده از وضعیت زندانهای ایران است. به دلیل اهمیت این گزارش نشریه آزادی زن این گزارش را در دو قسمت چاپ خواهد نمود. این گزارش به وسیله دکتر حسام فیروزی نوشته شده و از طریق کمیته پیگرد سران رژیم اسلامی بدستمان رسیده است.

هیئت تحریره نشریه  آزادی زن 

تور اوین گردی - دکتر حسام فیروز

پزشکی حرفه ای است که اعتصاب و تعطیلی نمی شناسد و در همه حال و هر زمان و مکان دغدغه درمان انسانها، که همان اصلی ترین رسالت حرفه ایش می باشد، را در سر می پروراند. البته این مشی و شیوه بی شباهت به دنیای روزنامه نگاری و اطلاع رسانی نیست. چراکه جنس اطلاع رسانی و سنخ آگاهی بخشی نیز وقفه ناپذیر و تعطیل بردار نمی باشد.

در این راه از آغازین لحظه‌های انتقالم از دادگاه انقلاب به بند امنیتی 209 و سپس انتقالم به قرنطینه و بعد به بند 350 (امنیتی- سیاسی) و در ادامه به سالن 10 اندرزگاه 8 و در نهایت سالن 1 اندرزگاه 7 زندان اوین که دیده به برخی از زندانیان بیمار و مریض گشودم، کاوش و بررسی از طریق گفتگو با زندانیان بیمار که متاسفانه اقدام کار آمد و عملی برای درمان و مداوای ایشان انجام نمی گیرد و همچنین برخی مسئولین زندان و پزشکان و مسولین بهداری و مددکاران اجتماعی را آغاز نمودم.
زندان اوین دارای یک مجموعه درمانی است که نه می توان بیمارستان نامیدش و نه خانه‌ بهداشت روستایی. شاید بهترین واژه همان بهداری باشد که هر روز یک پزشک عمومی و گاهی پزشک متخصص به معاینه و ویزیت بیماران می پردازد.

یک داروخانه، یک اطاق تزریق، یک اطاق ایزوله و یک اطاق برای دندانپزشکی وجود دارد که صرفا به کشیدن دندان اقدام می نماید. همچنین آزمایشگاه و رادیولوژی نیز در همین بهداری (البته در روزهای خاصی) انجام می شود. تمام امکانات بهداری زندان اوین برای حدود چهار هزار زندانی همین بود و بس.

شاید بتوان عمده ترین مشکلات زندانیان را اختلالات گوارشی، برونشیت مزمن، ناراحتی های قلبی عروقی و مشکلات روحی روانی آنها ذکر کرد . یکی از عمده ترین مشکلاتی که در طی حضورم در اوین معطوف به ساختار درمانی بنظرم آمد، عدم حس همدلی فی مابین پزشک و کادر درمانی با بیماران زندانی است. پزشکی حرفه ای است انسان محور، فارغ از شخصیت، مقام، جایگاه، دیدگاه، جرائم و اتهامات وارده به شخص و صرفا به درمان انسان می پردازد. ولی متاسفانه برای برخی از پزشکان و کادر درمانی زندان اوین این مسئله به درستی تفهیم نگردیده و نه تنها آن حس همدلی در آنها شکل نگرفته بلکه برخوردهای مناسبی هم با زندانیان ندارند.

این در حالی است که ماده 120 آیین نامه سازمان زندانها صراحتا رئیس بهداری را موظف مینماید همه روزه اول وقت از کلیه محکومان بیمار که در بیمارستان زندان بستری هستند عیادت نموده و پس از پرسش از وضعیت آنان وحصول اطمینان از حسن مراقبت پزشکان و پرستاران نسبت به معالجه و تغذیه صحیح بیماران نظارت کامل و مستمری به عمل آورد.
در حقیقت اساس درمان در اوین رفع علائم بیماری (symptom therapy ) است نه درمان ریشه ای بیماری. البته شاید بتوان یکی از عوامل این نوع درمان ناقص را کمبودهای موجود ذکر نمود.
یکی از مشکلات دیگر که در بعضی پزشکان و کادر درمانی دیده میشود، شک به تمارض به عنوان اولین تشخیص است. البته شاید درصدی از بیماران با تمارض به پزشک مراجعه نمایند ولی این نباید موجب شود که همه بیماران با یک چشم نگریسته شوند. هستند پزشکان و پرستارانی که این حس همدلی و انسان دوستی را رعایت می نمایند و به سوگند خود در خصوص انسان محوری پایبندند. به این منظور لازم می دانم در اینجا از آقایان دکتر متولی خامنه و آقای دکتر مرتضوی تشکر خود را ابراز دارم. هم چنین آقای دکتر موحد مسئول بهداری که وقتی برای شنیدن نظرات اینجانب در اختیارم قرار دادند.

مطلب بعدی نحوه‌ی ارجاع بیماران برای مداوای بهتر به مراجع تخصصی و درمانی سطح شهر میباشد، انجام آزمایشات پاراکلینیکی شامل آندوسکوپی، سی تی اسکن، ام آر آی و دیگر اقداماتی که الزاما بیمار میبایست به بیمارستانهای مجهز اعزام شود. متاسفانه تحقق این امر خود مستلزم صرف زمان زیادی میباشد.

زندانیان بیماری که نیاز به یکی از موارد ذکر شده داشته باشند مدتهای مدید حتی بیش از دو ماه منتظر می‌مانند تا در خلال مراحل اداری و نامه نگاری‌های زمانبر (به اصطلاح روند صدور مجوز قضایی) طی می شود و چنانچه قضات دادگاههای انقلاب اجازه دهند آنوقت با دست بند و پا بند زندانی را برای انجام مراحل درمانی به خارج از زندان اعزام می نمایند. این محدودیتها در حالی است که برای زندانیان عادی تنها موافقت دادیار ناظر در زندان کافی است و صرفا زندانیان موسوم به زندانیان سیاسی- امنیتی قرار است مراحل زمانبر مذکور را طی نمایند. درست خلاف ماده 103 آیین نامه سازمان زندانهاست که تایید بهداری زندان و اجازه ی رئیس زندان همراه با موافقت قاضی ناظر مستقر در زندان را برای ارجاع به مراکز درمانی تخصصی کافی می داند. متاسفانه در مواردی علیرغم تشخیص و مجوز پزشک بهداری زندان، مجددا تایید پزشکان معتمد پزشکی قانونی نیز الزامیست. طولانی شدن این فرایند زمانی چه بسا به وخیمتر شدن وضعیت جسمانی بیمار و یا خدای ناکرده مرگ زندانی منتهی شود. همانند مرگ زنده یاد اکبر محمدی.

در حال حاضر زندانیان سیاسی که مشمول گزارش حاضر می‌باشند؛ آقای خلیل شالیچی پیر مرد 67 ساله ای که دچار بیماری مزمن عروقی می باشد و لخته در عروق پاهای ایشان تشکیل شده که اصطلاحا DVT نامیده می شود و هر لحظه امکان اینکه این لخته ها به ریه، قلب و مغز ایشان وارد شده و منجر به مرگ شود وجود دارد. ظاهرا طبق قوانین موجود قضایی ایشان قادر به تحمل حبس نمی باشند و علیرغم تایید پزشکی قانونی مبنی بر عدم تحمل کیفر حبس (طبق اظهارات خود بیمار) در هفتمین سال حبس به سر می برد. ایشان همچنین دچار مشکلات عدیده روحی مانند وسواس جبری نیز گردیده است و شدیدا نیازمند درمان می باشد. این در حالی است که تبصره 1 ماده 103 آیین نامه سازمان زندانها بهداری را مکلف می نماید وضع محکومان بیمار صعب العلاج یا غیر قابل علاج را رسیدگی کرده حسب مورد برابر مقررات اقدام نمایند.

دیگر بیمار زندانی آقای ماشاالله عباس زاده از فعالین اصلاح طلب حوزه‌ی اطلاع رسانی است که از بیماریهای شدید گوارشی و ریوی رنج می‌برد و علیرغم تشخیص و دستور پزشکان معالج برای انجام مراحل درمانی در خارج از زندان پس از دو ماه کماکان منتظر مجوز قضایی برای آندوسکوپی و سی تی اسکن میباشد.
آقای خالد هردانی که هم اینک در هفتمین سال حبس و زیر حکم اعدام به سر می‌برد از بیماری قلبی- عروقی در رنج است.

آقای سنگتراش که دچار مشکلات روانی و مبتلا به بیماری اسکیزوفرنیا می‌باشد. ایشان دچار توهمات شنوایی آمرانه  مبنی بر خود زنی و دیگرزنی می باشد و حضورش در بند بدون درمان میتواند هر لحظه خطرات جدی برای خود و دیگر زندانیان در پی داشته باشد. بیش از پنج ماه است که به روانپزشک ارجاع داده شده در صورتی که ماده ی 102 آیین نامه سازمان زندانها بهداری را مکلف میکند دست کم ماهی یکبار به تست پزشکی کلیه محکومان اقدام نماید و همچنین ماده ی 116 آیین نامه که باید بیماران روانی و واگیردار و پرخطر به صورت مجزا نگهداری و معالجه شوند.

همینطور دوست عزیزم آقای احمد باطبی که کماکان از درد مهره‌های کمر در رنج است، کلیه‌های ایشان خونریزی دارد و اخیرا هم دچار شکستگی استخوان از ناحیه مچ پا گردیده است.
دنباله‌ی این گزارش در شماره آینده درج خواهد شد.