
اعتراضات اخیر دانشجویان در دانشگاه پلی تکنیک، جنگ و تحریم اقتصادی ایران توسط آمریکا و خطر احتمال جنگ در ایران
قسمت اول:
پروین کابلی: علی جوادی با تشکر از اینکه در این گفتگو شرکت کردید. اعتراضات اخیر دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک در شرایط بسیار حساسی در ایران اتفاق میافتد. از یک طرف خطر حمله نظامی به ایران و از طرف دیگر افزایش اعدامها و ترور شخصیت های کارگری. ارزیابی شما از این اعتراضات چیست؟
علی جوادی: اعتراض دانشجویان پلی تکنیک و حمایت سایر دانشجویان از این اعتراض یک نقطه مبارزاتی درخشان در شرایط کنونی است. ظاهر قضیه این است که دانشجویان به احکام سنگین صادر شده برای ۳ تن از دانشجویان اعتراض کردند. اما حقیقت را نمیتوان در این سطح از واقعیت بررسی و مشاهده کرد. دانشجویان به احکام صادر شده توسط رژیم اعتراض کردند اما این اعتراض درعین حال مهر و نشان اعتراض جامعه به رژیم اسلامی را بر چهره خود دارد. جامعه ای که حکم به سرنگونی رژیم اسلامی داده است. جامعه ای که علیرغم اعدام و سرکوب گسترده رژیم اسلامی، تسلیم نشده است. جامعه ای که علیرغم تهدید حمله نظامی و جنگ، مقاومت میکند، مبارزه میکند، و تلاش میکند راه خود را برای پیشروی و تغییر شرایط پیدا کند. این جنبه با اهمیت اعتراض دانشجویان در این شرایط است. دانشجویان در این اعتراض جامعه را نمایندگی کردند. اعتراض را نمایندگی کردند. این اعتراض در مقایسه با اعتراض دانشجویان در دانشگاه تهران در زمان حضور احمدی نژاد، رادیکال تر، همه جانبه تر و بیان اعتراض جامعه بود. محدود به مسائل ویژه دانشجویان نبود. خواستهای جامعه در این اعتراض برجسته بود. حضور چپ در این اعتراضات چشمگیر بود. پرچم آزادی و برابری و سوسیالیسم در این اعتراضات از هر گوشه ای به چشم میخورد. بنظر من از دریچه اعتراضات دانشجویان در پلی تکنیک میتوان گوشه ای از تقلای جامعه را مشاهده کرد و نگاهی به اعماق انداخت.
پروین کابلی: آیا امکان حمله امریکا به ایران وجود دارد و اگر این جنگ در بگیرد آیا باید منتظر وضعیت مثل عراق در ایران باشیم؟
علی جوادی: بنظر من خطر حمله نظامی آمریکا و متعاقبا جنگ میان دو قطب تروریستی جهان معاصر افزایش یافته است. احتمال حمله نظامی افزایش یافته است، اما حمله نظامی قطعی نیست. افزایش دامنه تحریمهای اقتصادی بیانگر گوشه ای از تشدید تخاصمات این دو قطب ارتجاعی است. علاوه بر این آنچه احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران را افزایش میدهد، مساله شکست آمریکا در عراق است. حتی بسیاری از استراتژیستهای نظامی آمریکا متفق القولند که برنده جنگ آمریکا در عراق، جمهوری اسلامی است. جبران این "شکست" از جانب امپریالیسم آمریکا که موقعیت ابر قدرتی خود را در سطح جهان در فردای جنگ سرد مدیون توان نظامی و قلدری و زورگویی عنان گسیخته خود است، تنها میتواند منجر به افزایش حمله نظامی به ایران شود. ماشین نظامی آمریکا نیازمند صحنه عملیات نظامی دیگری است تا این شکست را جبران کند. قربانیان این جنگ مردم عادی در ایران و منطقه و جهان هستند. بشریت است. انسانیت است. تمدن است.
این جنگ مانند هر جنگی دو سو دارد. و در هر دو سوی جنگ، نیروهای حاکم به استقبال این موقعیت جنگی میروند. از یکطرف هیات حاکمه نئوکانسرواتیو آمریکا بمنظو تحکیم و حفظ هژمونی خودش در جهان و منطقه خواهان این فضای جنگی است. و از طرف دیگر رژیم اسلامی در پی منافع اسلامیستی خود و تضمین بقاء حاکمیت اسلامی در ایران و منطقه موقعیت جنگی را حلقه ای در تحیکم حاکمیت سیاه خود میداند. این جنگی ارتجاعی است. تروریستی است. مخرب و نابود کننده است. کودنانه است اگر تصور شود که این جنگ عامل "مٽبتی" در تحولات حاضر خواهد بود.
پرسیده اید آیا با منتظر وضعیتی مانند عراق باشیم. بدون تردید اگر فاکتور مقابله با جنگ، جنبش سرنگونی و به میدان آمدن بشریت متمدن در مقابله با این ماجراجویی امپریالیستی و اسلامیستی را از صحنه حذف کنیم، آینده تکرار گذشته خواهد شد. در این صورت سناریوی سیاه و از هم پاشیده شدن شیرازه جامعه میتواند یکی از این تصاویر آتی باشد. اما سرنوشت جامعه از پیش رقم نخورده است و محتوم نیست. تردیدی نیست که فضای جنگی بیشترین امکانات را به رژیم اسلامی در ایران میدهد. امکان تعرض گسترده و خونین و تصفیه حساب قطعی را برای رژیم فراهم میکند. اما مساله اینجاست که جامعه ایران در بسیاری از ابعاد از جامعه عراق متفاوت است. جنبشهای اجتماعی متفاوت و جنبش سرنگونی طلبی قوی ای در صحنه سیاست جامعه فعالند. این جنبشها تاکنون قدرت مقاومت بالایی از خود در مواجهه با شرایط سخت و دهشتناک نشان داده اند بعلاوه ما مسلما نظاره گر این وقایع نخواهیم بود. ما بازیگر صحنه جدالهای بزرگ هستیم. آینده در یک کلام حاصل تلاش و قدرت سازماندهی و بسیج سیاسی ما است. اگر ما قادر شویم اعتراض جامعه را نمایندگی و سازماندهی کنیم. چنانچه ما قادر شویم نیروی بشریت متمدن را در مقابله با هر دو قطب این جنگ تروریستی به میدان آوریم، میتوانیم ورق را برگردانیم. جنگ جامعه را در موقعیت سرنوشت سازی قرار خواهد داد. ما باید با تمام قوا برای این شرایط آماده شویم. من علیرغم تمام سختی ها و مشقاتی که در بالای سر جامعه قرار داده اند، عمیقا معتقدم که آینده جامعه را آمریکا و رژیم اسلامی نمیسازند. کارگر در صحنه است. انسانیت در میدان است. بشریت راضی به این وضعیت نیست. با تمام قوا باید تلاش کرد. سازماندهی، سازماندهی، سازماندهی، کلید برگردان ورق در شرایط کنونی است.
پروین کابلی: جنبش های مختلفی در صحنه سیاسی ایران فعال هستند. مانند جنبش کارگری و جنبش دانشجویی و زنان . در یک شرایط جنگی چه بر سر این جنبش ها خواهد آمد و چه موقعیتی پیدا خواهند کرد؟
علی جوادی: ما بر خلاف برخی "چپ های رادیکال" و یا نیروهای ضد اجتماعی بر این باور مالیخویایی نیستیم که جنگ میتواند عاملی مٽبت در پیشبرد مبارزات مردم در شرایط کنونی باشد. این تصور ضد اجتماعی را شاید بیشتر در نزد نیروهایی مانند مجاهدین و برخی جریانات ناسیونالیست قومپرست و عظمت طلب پیدا کنید. این نیروها بر این باور کودنانه هستند که جنگ پایه های رژیم اسلامی را سست و لرزان میکند و شرایط برای سرنگونی تسهیل میشود. به همین سادگی. و به همین درجه ضدیت با مردم و زندگی و سرنوشت شان.
طبیعی است. کار و فعالیت در شرایط جنگی بسیار مشکل تر از فعالیت در شرایط غیر جنگی است. جنگ یک نیروی مخرب است. ارتجاع اسلامیستی به بهانه جنگ مسلما خواهد کوشید بیشترین تعرض را به این جنبشهای اجتماعی سازمان دهد. رژیم اسلامی با بهره برداری از شرایط جنگ ایران و عراق یک جنبش عظیم اجتماعی را به شکست کشاند. کودنانه خواهند کوشید گذشته را تکرار کنند. چوبه های دار و جوخه های ترور و آدمکشی که هم اکنون پا برجاست صرفا بیانگر گوشه ای از تصویر آینده ای است که در سر دارند. از سوی دیگر بمباران و حملات نظامی گسترده جامعه را دچار شوک خواهد کرد. مشکلات اقتصادی، تخریب اقتصادی جامعه از عواملی است که فشار بسیاری به جنبشهای اعتراضی اعمال خواهد کرد.
یک وظیفه ویژه این جنبشها مقابله با تعرض رژیم اسلامی در شرایط احتمالی جنگی و جلوگیری از اجرای سناریوی خونین رژیم اسلامی خواهد بود. اگر آینده ای متصور باشد، باید با خنٽی کردن و برگرداندن این وضعیت ممکن شود. ما برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی و شکست سیاست ارتجاع امپریالیستی مبارزه میکنیم. آینده، آزادی، برابری، رفاه و سعادت بشریت به این تلاش عظیم گره خورده است.