چرا 8 مارس!
November-2007
پروین کابلی
                                       

چرا 8 مارس!

دنیای امروز، دنیای ستم بر زنان است. اگر چه زنان در بسیاری از کشورها توانسته اند به درجات مختلف به موفقیت‌هائی جه از نظر سیاسی و اقتصادی دست یابند، ولی هنوز راه زیادی در پیش است. آمار کتک خوردن زنان رقمهای بسیار بالائی را نشان می‌دهد. هنوز آمار دقیقی از کشته شدن زنان بدست همسران، و یا اعضای خانواده وجود ندارد. خودکشی، خودسوزی، تحقیر و بی‌حقوقی روزمره در بسیاری از کشورها هنوز بطور رسمی و قانونی اجرا می‌شود و چشم انداز تغییر این موقعیت بسیار دور به نظر میرسد.
در یک کلام میتوان گفت که نابرابری زنان در عرصه های مختلف در بسیاری از کشورها جزوئی جدائی ناپذیر از ستم حکومتی و سیاسی این کشورها میباشد.
ستم بر زنان در کشورهای مختلف دارای اشکال مختلفی میباشد. در جوامع  پیشرفته اگر چه زنان از نظر سیاسی و قانونی توانسته اند موفقیت هائی بدست بیاورند در کشورهای از نظر اقتصادی عقب مانده و بویژه در کشورهائی که مذهب آشکار در حکومت است وضعیت اجتماعی و سیاسی زنان در شرایط بسیار بدتری قرار دارد. در این کشورها آپارتاید جنسی به معنای برقراری یک سیستمی  جداسازی زن و مرد بطور قانون  حاکم است . مردسالاری و خشونت علیه زنان رسمی است و قانونین حاکم در این کشورها عملا زنان را بعنوان  شهروندان درجه دوم  به رسمیت شناخته است. مردسالاری یک رکن اساسی چنین روابط اجتماعی است و توهین و بی حرمتی به زنان یک اصل است.
ایران جمهوری اسلامی یک حکومت آپارتاید جنسی به معنی واقعی و عملی آن است. اما نفس وجود  مناسباتی که بر اساس بی حقوقی زنان در ایران است نتوانسته است که جنبش برابری طلب را به عقب نشینی و سکوت وادار نماید. این اوضاع به قدمت عمر جمهوری اسلامی مورد تعرض جنبش برابری طلب بوده است. زنان هر جا که توانسته اند تلاش نموده اند که این موقعیت و اوضاع را تغییر دهند و توازن قوا را به نفع خود عوض کنند. جنگ و جدال هر روز زنان در ایران برسر حجاب اجباری نشان یک مقاومت و مبارزه وسیع علیه یکی از ارکان اصلی جمهوری اسلامی بوده و هست. اما مبارزات زنان در ایران در این حد باقی نمانده است. امروز خواست برابری زنان یک خواست عمومی و یکی از فاکتورهای اصلی علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی است. جنبشی که از حدودا 10 سال پیش متشکل و آگاه در 8 مارس در اجتماعات و گردهمائی های مختلف با خواست برابری و ستم بر زن موقوف خود را مطرح کرده است نشان از رشد بالائی از درجه آگاهی و پیشروی جنبش برابری طلب در ایران میدهد.  
فعالین جنبش زنان در ایران هر روز خواست های بیشتر و بسیار متنونی را در مقابل خود قرار میدهند. این خواسته ها را میشود از زاویه های مختلف دید و بررسی کرد. اما آنچه که ویژگی این دوره میباشد این است که هرچه جامعه  وارد دوران بیشتری از تلاطم میشود این خواست روشن تر و شفافتر خود را نشان میدهند. فعالین جنبش زنان در ایران امروز عملا با ارائه پلاتفرمهای مختلفی تواقعات خود را از تغییر و ترجمه و تفسیر خود را از خواست برابری زنان در مطرح میکنند. نگاهی به این پلاتفرمها به خوبی نشان از دو گرایش در جنبش برابری طلب در ایران را آشکار میکند. از یک طرف جنبشی که نه خود را در تضاد با کلیت رژیم بلکه برای تغییراتی در قانون اساسی  و  اصلاحاتی در آن تلاش میکند و دیگر از جنبشی باید نام برد که برای برچیدن کلیت نظامی که بر اساس آپارتاید جنسی حاکمیت خود را سازمان داده است.
به هر درجه ای که جنبش های مختلف علیه  جمهوری اسلامی شکل میگیرند به همان اندازه این دو جنبش آشکارتر خود را نشان میدهند. اما سوال این است که کدامیک از این جنبش ها میتوانند بعنوان نماینده موقعیت فرو دست زنان در ایران به یک آلترناتیو جدی تبدیل شوند و بتوانند تغییرات اساسی و ریشه ای را در موقعیت زنان بوجود آورند.
بطور واقعی، جنبشی که برای تغییر در قانون تلاش میکند تا زمانی میتواند به حیات خود ادامه دهد که  کلیت جمهوری اسلامی باقی است و  دوستان دور و نزدیک آن میخواهند به یک مناسبات عادلانه تر و یا توازن قوای بهتری با تغییر در قوانینی اینجا و آنجا دست یابد.
اما سوال واقعی در مقابل جنبشی قرار دارد که میخواهد ستم بر زنان در ایران را در همه اشکال آن از بین ببرد. حجاب اجباری را نمیتوان با تغییر در قانون اصلاح کرد. نمیتوان نابرابری جنسی را که جزو ارکان اصلی جمهوری اسلامی است با " با درایت " و حرکت از طریق قانونی که سرکوب میکند از بین برد. خانه از بن ویران است .  توسل به هر گونه امام و امامزاده ای نمیتواند جمهوری اسلامی را نجات دهد. جنبش برابری طلب باید  هر چه فعالانه تر و قعاطانه تر دوستان و همرزمان خود را جمع کند و تلاش نماید که با پلاتفرمی روشن  در  ۸ مارس  یک روز اعتراضی روز نه به حجاب. روز نه به آپارتاید جنسی. روز نه به مردسالاری. روز نه به تمامی قوانین زن ستیز را سازمان دهد و خود را بعنوان آلترناتیوی ماکزمالیست برای تغییر موقعیت فرودست زن در جامعه ایران مطر ح کند. 8 مارس روز نمایش قدرتمند زنان و مردان آزادیخواهی است که برای جامعه ای انسانی و بدور از هر گونه ستمی مبارزه و تلاش میکنند. برای این روز باید خود را سازمان داد و آماده شد.
پروین کابلی