فعالین جنبش آزادی زن به استقبال روز جهانی زن میروند!

 

نسرین رمضانعلی

در نگاهی گذرا به یکسالی که گذشت، ميتوان تصویری روشن از موقعیت جنبش زنان در ایران را بدست داد. در اين نوشته ميخواهيم تلاشهای فعالین جنبش آزادی زن را برای امر رهائی، آزادی و برابری، ارزیابی کنیم. نقاط قوت و ضعف آن را بررسی می کنیم و نشان خواهیم داد امروز جنبش زنان در چه موقعیتی است و از چه درجه آمادگی برخودار است. و بالاخره با کدام خواستها و مطالبات به استقبال روز جهانی زن می رود.

جنبش زنان به وسعت جامعه ایران است. جنبشی است که با سرکار آمدن جمهوری اسلامی وحشیانه سرکوب شد. گام اول سرکوب حکومت الله، خانه نشين کردن و ایزوله کردن اجتماعى نیمی از جامعه بود. زنان به مثابه بخشی عظیم و معترض در جامعه ایران، از همان ابتدا شاهد تحمیل بی حقوقی‌ها، تحقیرها و در یک کلام زندگى تحت قوانين نظام آپارتاید جنسی بود. نابرابرى بنيادى زن در جامعه و خانواده و قوانين، نه فقط مرتفع نشد بلکه در اسلام و توحش قرون وسطى ضرب شد. زنان را دسته جمعى به زندان آپارتايد بردند. بين جامعه عملا ديوار کشيدند. مانند هرجا که قوانين زور و تبعيض خشن حکم ميکند، معترضين را با خشونت تمام سرکوب کردند. لمپنيسم جامعه از قانون و شريعت تا نيروى چاقوکش خيابانى حزب الله را به جان زنان انداختند. اسناد بيشمار پاشيدن اسيد به صورت و بدن زنان، تیغ کشى به روى زنان، شکنجه، تجاوز، اعدام، سنگسار موجود اند. ارتجاع اسلامی برای به عقب کشاندن جنبش برابرى طلب و آزاديخواه زنان هر کارى که توانست انجام داد.

اما اين يک طرف واقعيت است. طرف ديگر مقاومت زنان و تسليم نشدن است. جنبش زنان در زندان بزرگ جامعه و خانواده تا زندانهاى رسمى پرچم مقاومت را برافراشته نگهداشت. محصول اين مقاومتها، که همواره با سرکوب شديدتر همراه بوده است، شکستن ديوارها و به مصاف طلبيدن قوانين ارتجاعى بوده است. در دوره اى عملا اين قوانين در جامعه از نظر زنان منسوخ شدند. زنان با عمل جمعى مقاومت کردند. جنبش ما غير سازمانيافته بود اما درد مشترک ما را در مقابل ارتجاع هم جهت ميکرد. در سالهاى اخير ما قادر شديم که ميراث پيشروى حکومت آپارتايد را اگر نه قانونا اما در عمل ملغى کنيم. حرف روشن خود را بزنيم و جلو برويم. در سال گذشته شديدترين حملات را عليه زنان سازمان دادند. اما زنان در مقابل هر تعرضی که رژیم سازمان می دهد، با اشکال جديدتر و محل نگذاشتن به قانون و مجرى قانون عرض اندام ميکنند. اين راديکاليسم اجتماعى است که در مقابل هر تعرضی که سازمان داده می شود پاسخ محکمی می دهد. آنچه امروز مبارزه با "اراذل و اوباش" و مبارزه با "بد حجابی و بی حجابی" ناميده ميشود، پدیده تازه اى برای زنان نيست. ما همواره با اين وحشى ها و عملکردشان روبرو بوديم. اين عمليات خيابانى نشان شکست آنهاست. مقاومت زنان بعنوان نیمی از جامعه بشری، حکومت خدا را به لرزه درآورده است و واکنش نشان ميدهد. آنچه بنام "دفاع از ناموس و شرف مردان" باغیرت "خاک پاک ایران زمین" سازمان داده شده، تنها گوشه ای از تعرض به جنبشی بود که قدرت خود را شناخته بود. اسلام اين آقايان ديگر کاربرد ندارد، اسلحه ناسيوناليستى "خاک پاک" را در دست گرفتند. تلاش ميکنند "غيرت و ناموس پرستى" ارتجاعى جامعه مردسالار را در هر شکلى بعنوان يک اسلحه عليه برابرى طلبى زنان بکار گيرند. جنبشى که قدرت خود را دريابد، راه آزادى حود را دريابد، معنى مقاومت ارتجاع در مقابل خويش را بيشتر درک ميکند.

جنبش زنان برای آزادی و برابرى بيقيد و شرط زن و مرد، موانع و ابزارهاى کنترل و مهار حکومت را پس زد، سرکوب را به ضد خود تبديل کرد، فعالین این جنبش خود را ترمیم کردند، و بعنوان يک جنبش با خواستهای رادیکالتر رژیم ضد زن را به مصاف طلبیدند. نه جنگ ایران و عراق، نه اعدامها و کشتارهای دسته جمعی زنان، نه تیغ به صورت کشیدنها، نه اسید پاشی ها، نه تحميل قوانين ضد انسانى به زنان در خانواده و جامعه، نتوانست زنان را از مبارزه ای که در پیش گرفته  بودند به حاشیه براند. روز جهانی زن یعنی 8 مارس يک عرصه مبارزه بود. شاهد بوديم که تلاش شد روزهاى ديگرى را به "روز جهانی زن" تبدیل کنند، موفق نشدند. جنبش آزادى زن روز 8 مارس را در ايران تثبيت کرد.

زنان در ایران با مبارزات خود اثبات کردند که اين وضعيت را نميپذيرند و تلاش دارند همگام با انسان مدرن و متمدن امروز جلو بروند. ميخواهند دستاوردهاى بشر را از آن خود کنند. ميخواهند آزادى و برابرى را تجربه کنند. ما ناچاريم براى رسيدن به هدفمان موانع را از سر راه برداريم. ارتجاع اسلامی و احادیث و قوانين اش مانع هستند. ما در عين حال جنبشى براى فقط خود نيستيم. ما نصف پيکره جامعه هستيم. ما در جنبش کارگری، در جنبش دانشجوئى و در قلب هر اعتراض اجتماعى هستيم. ما قويتر از آنيم که فکر ميکنيم. ما شاهد رشد بی سابقه نقش زنان در عرصه های اجتماعی و سياسى و فرهنگى هستيم. منظور از سياست، سياست دولتى نيست. حضور گسترده در محیطهای آموزشی و دانشگاهها نشان ميدهد که ما خانه نشين نميشيوم. کور خوانده اند. حضور ما در محيط هاى کار، بخصوص ادارات و مدارس و بیمارستانها و بخش خدمات اجتماعی را بیشتر نیروی کار زنان تامین می کند. به ابعاد وبلاگهای فعالین زن، سايتها و کمپینهای مختلف نگاه کنيد تا وسعت این جنبش راببينيد. امروز زنان در جامعه همه جا هستند. زنان تنها در جنبش زنان براى آزادى نيستند. هرجا که بوى آزادى ميدهد ما هستيم و بخشى از آنيم. لازم به تاکید است بخصوص در دو سه سال اخیر ما شاهد حمایت همسران کارگران از اعتصابات کارگری بودیم. اگر نگاهی گذرا به خود جنبش کارگری در ايران داشته باشیم، در سابق هرگز شاهد شرکت دوشادوش زنان در مبارزات کارگرى نبوديم. امروز وضعيت فرق ميکند. زنان نه تنها از همسران خود دفاع ميکنند، نه تنها در محلات اعتصاب را به سایرین مژده ميدهند، نه تنها طومارهای حمایتی توسط زنان به امضا می رسد، بلکه دوش به دوش همسران خود اعتصابات را با هم سازمان میدهند و به پیش می برند. به تازیانه کشیدن همسران کارگران در اعتصابات نساجی و دستگیری همسران کارگران شرکت واحدی شاید یکی از دهها نمونه ای است که می شود به ان اشاره کرد.

اما جمهوری اسلامی، با سرکوب عریان و گشتهای حزب الله و منکرات را بجان زنان انداختن، تنها معضل ما نيست. در جامعه و در جنبش زنان گرايش ملى مذهبى وعده ميدهد که از طریق اصلاح قانون ميتوان به رفع ستم و نابرابری رسيد! گرایشی که قوانین ارتجاع اسلامی را در تناقض با حقوق زنان نمی بیند. ما را به محضر اين و آن حاجى آقا ميبرند که دردمان را درمان کنند! اين را بايد بگويم که زنان مخالف اصلاح قوانين نيستند. جنبش زنان يک هدف فورى اش اصلاح قوانين به نفع برابرى در خانواده و در قانون است. مبارزه براى بهبود وضعيت زنان الفباى مبارزه ماست. اما اين مبارزه از اين طريق پيش نميرود. اين ارتجاع ضد زن پادزهر اصلاح خود را ندارد. ميتواند عقب بنشيند، اما اين هم بايد تحت فشار نيروى متحد ما باشد نه التماس به جان اسلام و آخوندها. از طرف ديگر ما همان زمانى که بهبود ميخواهيم، تغيير واقعى هم ميخواهيم. نابرابرى زن و مرد ريشه در نابرابرى جامعه دارد. در واقع آنچه جنبش آزادی زن می خواهد زیرو روکردن تمامی این نابرابری ها است. مدتها است که زنان در ایران همگام با جنبشهای جهانی برای آزادی و برابری مبارزه می کنند. این اقدامات هنوز کافی نیست اما شروع شده است.

در اینجا تلاش داشتم تصویری بدهم که جنبش زنان در چه موقعیتی است. در ادامه این مطلب تلاش خواهم کرد به گوشه و زوایای دیگر این جنبش بپردازم و اینکه برای 8 مارس امسال کدام خواستها و کدام شعارها محور اصلی است. چگونه باید به استقبال 8 مارس رفت و امر سازماندهی این جنبش و رابطه سازمان آزادی زن با جنبش زنان در ایران کدامها هستند. کدام وظايف را پیش رو داریم.