مصاحبه با سعیده سعادت در باره تشکل مستقل زنان در آلمان

پروین کابلی: با تشکر از اینکه در این مصاحبه شرکت کردید. تشکل مستقل زنان در آلمان در حال سازماندهی یک کنفرانس در برلین میباشد. قبل از هر چیزی میخواستم در مورد خود تشکل مستقل زنان در آلمان سوال کنم که چکار میکند و چه اهدافی دارد؟

سعیده سعادت: سمینار زنان در برلین، جزو سمینارهای سالانه‌ی تشکلهای زنان بطور عموم وزنان دگرگرا و هم جنسگرای  ساکن آلمان است که هر سال در یکی از شهرهای آلمان برگزار می شود. امسال نوبت ما زنان ایرانی ساکن برلن است که این سمینار را برگزار بکنیم.

ما درشهر برلن و یا کلاً در آلمان تشکلی به نام تشکل زنان در آلمان نداریم. در بعضی از شهر های آلمان زنان فعال ایرانی تشکل زنان شهر خودشان را شکل داده اند. برای مثال در شهر هانوفر ما تشکل مستقل زنان هانوفر را داریم. از آنجاییکه زنان فعال شهر برلن چنین تشکلی را ندارند، بخشی از فعالین زن این شهر برای برگزاری سمینارها و یا آکسیونهایی که به عهده‌ی می گیرند بطور موقتی دور هم گرد می آیند. بدین ترتیب گروه برگزاری سمینار زنان در برلن در این سال شامل زنانی است که بطور موقت برای برگزاری این سمینار دور هم جمع شده اند.

سمینارهای سراسری سالانه‌ی زنان در آلمان از بیست و یک سال پیش در شهرهای مختلف آلمان برگزار می شود. اکثر این سمینارها تا کنون در شهرهای هانوفر، فرانکفورت، برلن و کلن برگزار شده اند. اهداف این سمینارها چند جانبه هستند. آشنا شدن با درگیریهای تئوریک و عملی جنبش زنان اروپا، آشنا شدن با درگیریهای تئوری و عملی زنان ایرانی در تبعید و در ایران، آشنان شدن با چهره های فعال زنان ایرانی در تبعید و در ایران، دیدن دوستان و آشنایان زن در شهرهای مختلف و تبادل نظر با آنان بر سر موضوعات مربوط به زنان و زندگیشان، تبادل تجربیاتی که به آزادی و استقلال زنان کمک کرده اند و یا جلوی این آزادی را گرفته اند جزوی از این اهداف به شمار می آیند. آما از آنجايیکه برگزار کنندگان سمینارها گروه مشخصی نیستند و تمام زنان ایرانی شرکت کننده در آنها در برگزاری و پیشرفت سمینارها نقش دارند، اهداف سمینارها نیز بسیار مختلف و چند جانبه می باشند.

پروین کابلی: شما به درگیری های تئوریک و عملی جنبش زنان در اروپا و همینطور جنبش زنان در ایران اشاره کردید. به نظر خود شما هم اکنون چه گره‌های  تئوریکی در جنبش زنان در ایران وجود دارد؟

سعیده سعادت: ما در اینجا از گروه‌های مطالعاتی زنان در ایران می شنویم که غیرعلنی دور هم جمع می شوند و روی موضوعات مختلف نظری و یا مسائل عملی که جنبش زنان با آن درگیر است بحث می کنند. از طرف دیگر از فعالیتهای  نظری دانشگاهی زنان می شنویم که خود را با موضوعات مختلف تئوریک درگیر می کنند. متاًسفانه من تا حالا خودم از این بحثها نوشته‌ی مشخصی ندیده ام، اگر چه بر اساس صحبتهای دوستانی که به ایران رفت و آمد دارند بخشی از این بحثها، حداقل بحثهای دانشگاهی نوشته شده هستند. اما من در اینجا تا به حال به آنها دسترسی نداشته ام. آنچه که به دست ما می رسد اساساً نشریات و کتابهای زنان هستند که رسماً منتشر شده اند و می شوند. برای مثال وقتی که من در مورد سکس و یا خشونت، قدرت، حقوق بشر، آزادیهای اجتماعی و فردی، عشق، دگرجنسسگرائی اجباری، نقشهای اجتماعی ساخته شده زنانه و مردانه و برخورد زنان روشنفکر ایرانی به آنها کار می کنم، به کتابها و مجلات و یا صفحه‌ی اینترنتی زنان و سازمانهای زنان ایرانی مراجعه می کنم تا ببینم زنان و یا گروههای مختلف زنان در مورد این موضوعات چگونه فکر می کنند و چکار کرده اند. کارهای انجام شده در تک تک این موضوعات کم نیستند. مشکل تنها در اینجاست که این کارها در موارد زیادی خیلی پراکنده اند. هم کارها خیلی پراکنده اند و هم تمرکز جدی بر روی این موضوعات کم است.

پروین کابلی: زنان همجنسگرا هم در این کنفرانس شرکت میکنند. چه معضلاتی در مقابل این گروه از زنان وجود دارد؟

سعیده سعادت: به نظر من معضل جامعه‌ی ما در برخورد به مسائل جنسی تنها مشکلات دوستان همجنسگرا نیست. یک بخش از مسئله، مشکلاتی هست که دوستان همجنسگرا با آن مواجهند و دیگری مشکلاتی است که تمام زنان بدلیل زن بودنشان و به خاطر درک فرهنگی جامعه‌ی ما از نقش جنسی، اجتماعی و فردی زن با آن درگیر هستند. من سعی میکنم بطور خلاصه دید خودم را از این دو موضوع  باز کنم.

رابطه‌ی عاطفی و عشقی همجنسگرایانه همچنان در میان ایرانیان در تبعید به عنوان یک بیماری دیده می شود. اکثریت زنان ایرانی شرکت کننده در سمینارها و یا زنان گروهها و تشکلهای ایرانی در تبعید نیز این نظر را نمایندگی میکنند. آنها از این فرض حرکت میکنند که مشکلات دوران کودکی و یا تجربیات منفی با مردان و یا مشکلات روانی موجب عشق به همجنس می شود. زمانیکه زنی با این دید زن همجنسگرائی را می بیند، شروع میکند وی را تحت نظر بگیرد تا ببیند که چه عاملی تعیین کننده بوده است. شروع می کند به تعبیر کردن آنچه که مشاهده میکند. پیشداوری هائیکه چنین زنی دارد طبیعتاً اثرات زیادی روی این مشاهدات و تعبیر و تفسیرها می گذارد. این نحوه‌ی برخورد برای بسیاری از همجنسگرایان و دوستانشان مسئله ای اذیت کننده است. آنها مدام خودشان را تحت مراقبت و تجزیه و تحلیل دوستان در سمینار می بینند، که در تلاشند بفهمند که زنان همجنسگرا چگونه حرکت می کنند، چه می گویند، چه می کنند و غیره. و تازه این در بهترین حالت است. یعنی آنجائی است که نه بی احترامی و توهین بلکه فقط پیشداوری و کنترل وجود داشته باشد.

زنان همجنسگرا همچنین مدام نظرات منفی در مورد همجنسگرایان میشنوند. مدام با خشونت و پیشداوری روبرو میشوند و زمانیکه به این برخوردها اعتراض می کنند، با انکار وجود چنین پیشداوریها و قضاوتهای موجود در میان دوستان شرکت کننده درگیر می شوند. من دوستان همجنسگرائی را می شناسم که به دلیل چنین نگرشها و رفتارحاکم  در سمینارها در آنها شرکت نمیکنند. و یا شرکت میکنند و مسئله‌ی عاطفی خودشان را مخفی میکنند.

مشکل دوم همانطور که گفتم مشکل تمام زنانی است که در سمینار شرکت دارند. این مسئله با نقض حق طبیعی زنان برای تصمیم آزاد، فردی و مستقل خودشان در مورد زندگی، عشق، رابطه‌ی عشقی، نحوه‌ی پوشش، نحوه‌ی رفتار و غیره سر و کار دارد. زن ایرانی در تبعید هنوز هم زیر فشار جامعه‌ی ایرانی زنان و مردان ایرانی در تبعید هستند تا خودش را با سنتها و مناسبات عقب افتاده‌ی میان زنان و مردان در ایران تطبیق بدهد. در این مورد زنان در کل با زنان همجنسگرا تجربه‌ی یکسانی را پشت سر میگذارند. آنها در مجموع زیر کنترل و بازرسی جامعه هستند که چه روابط جنسی ای دارند، چه می‌پوشند، چگونه رفتار می‌کنند، با چه کسیانی رفت و آمد میکنند و غیره. حرکتهای آنها نیز تجریه و تحلیل می‌شود. آنها هم آنجائیکه با مناسبات موجود همخوانی نداشته باشند، بیمار، خودفروش، سطحی و مشابه آن خوانده می شوند و طرد می شوند. خشونت خانگی، خشونت جسمی و خشونت روانی در میان ایرانیان تجربه‌ی روزنانه تقریباً تمام زنانی است که پایشان را از چهارچوبهای موجود به بیرون گذاشته اند و هنوز با جامعه‌ی ایرانی رابطه دارند. از آنجائیکه  بسیاری از شرکت کنند گان در سمینارها بارها چنین جسارتی را کرده اند و با جامعه‌ی ایرانیان هم سر و کار دارند، در این تجربه با زنان همجنسگرا نقاط مشترک بسیاری دارند. برای همین برخورد به زندگی و علائق همجنسگرایان برخورد به زندگی و علائق زنان برای تعیین زندگی خودشان و برای مستقل بودنشان از مردان است. بدون اینکه به این دلیل مورد خشونت و اتهام قرار گیرند. تاًکید بر این است که زنان با مردان و بدون مردان می توانند از زندگیشان، از پیکرشان، از وقتشان لذت ببرند. این خیابان یکطرفه نیست و دوطرفه است. تاًکید بر احترام و تاًمل بر روی زندگی همجنسگرائی و دگرجنسگرائی انتخاب شده، تاًکید بر احترام به آزادی زنان و آزادی انتخابشان و تاًکید بر مقاومت در مقابل اخلاقیات مذهبی و یا سنتی در مورد نقش زن و زندگی زن است. و این یکی از مهمترین مسائل این سمینارها می باشد. به این دلیل زنان همجنسگرائی که در تمام این سالها با سمینارها همکاری نزدیک داشته اند، مشکلات خودشان را نه به دلیل همجنسگرا بودنشان بلکه به دلیل زن بودنشان می بینند و در این تجربه خودشان را در سمینارهای زنان تنها نمی بینند بلکه بخشی از کل آن.

پروین کابلی: با تشکر از شما