سخن سردبیر
قوانین اسلامی و تجاوز جنسی!
در یک
ماه گذشته
سرگذشت دختر
جوانی از
شهروندان
عربستان
سعودی توجه
وسائل ارتباط
جمعی و آزادیخواهان
بسیاری را در
سراسر جهان به
خود جلب نموده
است. این دختر
جوان که مورد
تجاوز گروهی
قرار گرفته
است از طرف
دادگاه به
زندان و 200 ضربه
شلاق محکوم
گردیده است.
در ابتدا دادگاه
بدلیل اینکه
مطبوعات توجه
زیادی به این
موضوع نموده
بودند این
دختر جوان را
به 90 ضربه شلاق
و زندان محکوم
نمود. دادگاه
اعلام نمود
توجه مطبوعات
به این مسئله
در ردیف جرم
تجاوز گروهی
قرار دارد.
دادگاه ابتدا
اعلام کرد که
فقدان شاهد و
اینکه متهمین
به جرم خود
اعتراف نکرده
اند موجب صدور
حکم کمتری برای
متهمین شده
است. در نتیجه
علنی شدن
موضوع و توجه
مطبوعات حکم
تغییر نمود و
متهمین این
پرونده به دو
تا 9 سال زندان
محکوم شدند.
در جریان این دادگاه وکیل مدافع قربانی هم قربانی شد. دادگاه حق وکالت را به دلیل دفاع از این پرونده از وی گرفت. جالبترین بخش این خبر دخالت شاه سعودی در این موصوع میباشد. احتمال دارد که ایشان وی را ببخشند!!
این اولین باری نیست که سرنوشت یک دختر جوان در کشوری اسلام زده این چنین افکار عمومی را تحت تاثیر خود قرار میدهد، اعتراضات گسترده ای را دامن میزند و دولتهای پاسدار اسلام را به عقب نشینی وامیدارد. بدون شک بسیاری هنوز سرگذشت امینه لاوال را از یاد نبرده اند.
اما سرگذشت امینه لاوال، عاطفه رجبی، و بسیاری دیگر داستانهای در نوع خود منحصر به فرد نیستند. این سرنوشت میلیونها زن و دختر است که اکنون تحت حاکمیت دولتهای اسلامی زندگی میکنند.
تجاوز جنسی عملی غیر انسانی و نشانی از تحقیر زن و جنسیت وی است. تجاوز یک نوع ابراز قدرت جامعه و نشان از نابرابری و مردسالاری جوامع انسانی است. هرجا که زنان نتوانسته اند موقعیت بهتر و انسانی تری برای خود کسب نمایند به همان درجه تجاوز به عنوان یک وسیله سرکوب زنان اعمال میشود. تجاوز تنها اعمال اجباری یک رابطه جنسی و خشونت فیزیکی به فرد نیست مسئله ای که به حق باید جرم محسوب شود.، بلکه نشان از بدویت جامعه بشری است. جامعه ای که زنان را بعنوان شهروندان فرودست با حقوق اجتماعی محدودتری بشمار میآورد. خشونت خانگی، قتلهای ناموسی، تجاوز گسترده و سیتمایتک به زنان و دختران در جنگها (آخرین نمونه آن جنگهای بالکان)، دستمزد کمتر و نابرابر زنان در بازار کار، فحشای گسترده برای تامین خانواده، تجارت زنان همگی اشکال بسیار متداول تحقیر و ستم بر زن است. تجاوز جنسی به زنان ادامه طبیعی چنین موقعیت اجتماعی و فردی است. آنچه که تجاوز را از دیگر انواع خشونت بر زنان جدا میکند اخلاقیات حاکم برجامعه است. از آنجا که پاسداری از پاکدامنی و شرافت زن ملاک بسیاری از جوامع عقب مانده و مردسالار است و مردان بعنوان حافظان این شرافت تعریف و تربیت میشوند قوانین حاکم بر چنین جوامعی زنان را در درجه اول خاطیان و مجرمان اصلی تجاوز به حساب میآورند. چرا که قربانی یعنی زن برای حفظ شرافت خود و بالطبع جامعه و قوانین حاکم بر آن تلاش لازم را ننموده است.
در جوامع اسلام زده موقعیت زنان و حقوق شهروندی آنها بر اساس شریعت بر چنین بربستری تعریف و تنظیم شده است. در نتیجه بسیار طبیعی است که دختر اهل عربستان سعودی، عاطفه رجبی، و بسیاری دیگر که مورد تجاوز قرار گرفته اند بعنوان عامل اصلی این سناریو تعریف میشوند و محکومیت آنها از قبل تعیین شده است.
مبارزه برای به رسمیت شناختن تجاوز به عنوان یک جرم یک امر جدی فعالان حقوق برابر زنان در ایران است. و هر قدم رو به جلو در این راه بدون شک بر زندگی زنان و دختران تاثیر مثبت خواهد داشت. اما مبارزه برای جلوگیری از سرکوب زنان وحقوق برابر زنان و مردان تنها از طریق مبارزه جدی بر علیه کلیت سیستمی که ستم بر زن را قانونی و شرعی به پیش میبرد یکی از هدفهای عاجل جنبش برابری طلب در ایران است. رهائی زنان در ایران امری محلی نخواهد بود بلکه میتواند زندگی میلیونها زن در منطقه را هم رقم زند.
پروین کابلی