من
ساکت نخواهم ماند
تسلیمه نسرین که در سال 1994 توسط آخوندهای بنگلادش، طبق یک فتوا به مرگ محکوم شد و به سوئد پناهنده گردید، اینک دوباره موضوع بحث روزنامه های سراسر دنیا قرار گرفته است. روز 16 دسامبر پس از اینکه وی از سفری اجباری از راجستان به کلکته محل اقامتش بازگشت مورد تهدید اسلامیستهای کلکته قرار گرفت. گروه های اسلامی شهر را به شورش کشيدند، به عمارات دولتی حمله کرده و به تخريب اموال عمومی پرداختند. بطوری که ارتش دخالت کرد و تسلیمه را مخفیانه به شهر دهلی نو فرستاد. تسلیمه نسرین اینک در محل نامعلومی در دهلی نو زندگی میکند. تسلیمه نسرین در شعری چنین میسراید:
طبيعت
ميگويد زن انسان
است، مرد مذهب
را ساخت و اين
را انکار کرد.
طبيعت
ميگويد زن انسان
است، مرد
فرياد ميزند،
نه!
زن
ستم می بيند:
در شرق،
در غرب، در
جنوب، در
شمال.
زن
ستم می بيند:
در خانه، در
بيرون خانه.
زن چه
باور مذهبی
داشته باشد چه
نداشته باشد،
ستم می بيند.
زيبا
باشد يا زشت،
ستم می بيند.
عاجزباشد
يانباشد،
فقير باشد يا
غني، بيسواد
يا با سواد،
ستم می بيند.
پوشيده
يا عريان، ستم
می بيند.
کند
ذهن يا نه،
بزدل يا شجاع،
او هميشه ستم
می بيند.
حتی
يک سگ نگهبان
خانه گاه به گاه
پارس می کند،
ولی بر دهان
زن به بهايی ارزان،
قفل گذاشته
اند، يک قفل
طلايی.
من به
خدا باورندارم.
مذهب زنان را
از نژاد بشر
جدا ميکند.
مرا
نيز پرپر کرده
اند، مرا نيز
از حقوق انسانی
ام محروم کرده اند.
تسليمه نسرين عليرغم اينکه اسلاميستها او را از کشورش آواره کرده اند و زندگی اش دايما در معرض تهديد آنها قرار دارد، عليرغم اينکه احکام زن ستيز اسلامی را به شدت زير ضرب گرفته و علنا ميگويد عزم خود را برای لغو و تغيير آنها جزم کرده است و تهديدها نمی توانند او را ساکت کنند، اما او تاکنون با اسلام ستيزی نژادپرستانه و فاشيستی که به منظور بهره برداری ارتجاعی در غرب به راه افتاده است، هم زبان نشده است. او میگوید،
"من در عين اينکه بر اين باورم که اسلام به تنهايی مسئول همه مشکلات زنان نيست، اين را هم مورد تاکيد قرار ميدهم که برای زندگی نيازی به اسلام نيست. يک ملت سکولار و يک سيستم آموزش سکولارميتواند به پرورش انسانهای معقول در يک فضای سالم، علمی و فارغ از تابو کمک کند. برای از بين بردن باورها و رسوم ضد زن، مهم است که شالوده جوامع مردسالار را به تکان آورديم."
نسرين مينويسد: "امید بستن به اصلاح طلبان مرد فايده ای ندارند. برای در هم شکستن سرکوب زنان در جوامع اسلامي، وبرای رد اسلام، ما نياز به هزاران زن خشمگين داريم که هم اکنون در چنگال مار زهرآگين اسلام گرفتارند. وقتی که آنها به دفاع از خود برخيزند، اين مار تا کی ميتواند نيش بزند.“
آزادی بيان برای برخي، کافی نيست. ما بايد برای آزادی بيان همگان تلاش کنيم. حقوق بشر برای برای برخی کافی نيست. مابايد برای حقو ق بشر همگان تلاش کنيم. صلح برای برخی کافی نيست. ما بايد بخاطر صلح برای همگان تلاش کنيم."
از آموزش متون هزار ساله و رسوم منسوخ کاری ساخته نيست. زنان ايران درس خود را از زندگی ميگيرند. رژيم اسلامی ايران، هرساعت و هر روز در همه گوشه و کنار کشور، در خيابان و مدرسه و دانشگاه در چهره ميليون ها زن ايراني، تسليمه نسرين ها را می بيند که وجود رژيم زن ستيز را به چالش می کشند. به همين جهت است که به دار و درفش متوسل ميشود، همان داری که تسليمه نسرين در وبسايت خود زن ايرانی را آويزان بر آن به نمايش گذارده است. امااين سبعيت ها هم، کار را برای رژيم سخت تر ميکند و زن ايرانی میداند که نبايد در برابر کسانی که به متون هزارساله و رسوم منسوخ جان داده اند، ساکت بماند. به هيچ بهايی نبايد ساکت بماند. مثل تسليمه نسرين:
من، هرچه پيش بيايد، ساکت نخواهم ماند، هرچه پيش بيايد، من به مبارزه ام برای برابری و عدالت بدون هرگونه سازشی ادامه خواهم داد، هرچه پيش بيايد، ساکت نخواهم ماند.
نقل بطور خلاصه از سایت روشنگری، روزنامه سونسکا داگ بلادت چاپ سوئد و سایت تسلیمه نسرین