مصاحبه
با نسرین
رمضانعلی از
مسئولین واحد
سازمانده
آزادی زن در
رابطه با جنبش
دانشجوئی
پروین کابلی: نسرین عزیز با تشکر برای شرکت شما در این گفتگو. به نظر میرسد که 16 آذر امسال اشکال بسیار دراماتیکی به خود گرفت. دستگیری و احضار فعالین و دانشجویان شدت بسیاری به خود گرفت. نظرتان در مورد اوضاع کنونی چیست و به بطور واقعی اوضاع به کدام سو میرود؟
نسرین رمضانعلی: به نظر من دانشجويان انتظار اين وضعيت را داشتند. مسائل قبلى اين دور در دانشگاهها و روزنامه ها حکايت از آن داشت که رژيم به دانشجويان حمله ميکند. تلاش رژيم اينبود که ١۶ آذر سپرى شود. قبلش حمله کرد و رهبران دانشجويان را گرفت. اما آنها گفتند عقب نميشينيم. با جسارت جلو آمدند. اختلافات درونى را حاشيه اى کردند و متحد و باشکوه ظاهر شدند. در مقابل تعرض و دستگيرى و حراست و امنيتى ها فرياد زدند: "دانشگاه پادگان نيست"! دستگيريها در تهران به اوج گيرى شانزده آذر با توجه به روحيه راديکال و معترض دانشجويان دامن زد. شهرستانها در دفاع بلند شدند. دانشگاهها همه جا صحنه اعتراض شد. تا اينجا جمهورى اسلامى بازنده است. در ايران و بين فعالين عرصه هاى مختلف اين ديدگاه هست که بايد مبارزه کرد هرچند اين مبارزه بقول خودشان "هزينه دارد"! به اين معنا زندگی در زندانی به نام ایران و تحت حکومت الله هرلحظه اش طی سالیان گذشته برای مردم دراماتیک بوده است و هست. جمهوری اسلامی تحمل صدای خودیها را ندارد چه برسد به جنبشی که به میدان آمده و اعلام می کند یا سوسیالیسم یا بربریت! بنابراین فکر می کنم کل این اوضاع برای فعالین و دست اندارکاران 16 آذر همه و همه پیش بینی شده بود. همه می دانستند رژیم جمهوری اسلامی 16 آذر امسال می خواهد انتقام سوزاندن عکس احمدی نژاد و هو کردنش را بگيرد.
ما بطور کم سابقه ای در یکسال گذشته شاهد اعتراضات جنبش های مختلف در ایران بوده ایم و هر روز صحنه این کشمکش بین مردم و جمهوری اسلامی فرصتهای تازه ای ایجاد می کرد که این جنبشها بتوانند در قامت و ابعاد واقعی مسئله ظاهر شوند. جنبش دانشجوئی دانشگاه را میدان مبارزه خود برای آزادی و برابری، برای خلاصی فرهنگی، برای تشکلهای واقعی خود و دهها خواست دیگر کرد. دانشجويان هر روز تلاش کردند که جبهه تازه ای از مبارزه را برای رسیدن به خواستهای خود و جامعه باز کنند. اگر نگاهى به شعارهائی که در اعتراضات اخیر طرح گردید بياندازيد ميبينيد اين جنبش از طرف جامعه حرف ميزند. اتفاقى که افتاده اينست که دانشگاه به سنگر مقدم و مبارزه عليه حکومت تبديل شده است. خواستند چپ را در دانشگاه بزنند اما نتواستند. کمیته انظباتی و انجمن اسلامی و حراست دانشگاه و بسیج دانشجوئی و نیروهای مسلح و اطلاعات و سپاه دانشگاه را پادگان کردند و دانشجويان پاسخ دادند "دانشگاه پادگان نیست"!
دانشجویان
در اعتراض روز
30 مهر خود نشان
دادند چپ در
دانشگاه قوی
است و قدرت
سازماندهی
دارد.
اعتراضات
وسیعی که ما
هر روز شاهدش
هستیم نشان
ميدهد که چپ
در دانشگاه
قوی است.
بويژه سران
رژیم با
دستگیری
تعدادی از
فعالین
دانشجوئی
متوجه شدند که
این چپ خیلی
وسیعتر از آن
است که فکرش
را می کردند.
اما در مورد
احضارها و
دستگیریها
پدیده ای تازه
در جنبش
دانشجوئی
نیست.
دانشجویان نه
تنها زندانی
شدند بلکه
توسط همین
جانیان به قتل
رسیدند. اکبر
محمدی یک فعال
دانشجوئی بود
که زير شکنجه
جان باخت.
پارسال 3
دانشجوی دیگر
در همین محیط
دانشگاهی جان
خود را از دست
دادند و این
را هیچ کسی
فراموش نمی
کند. در چند
سال گذشته و
بخصوص از
اواسط سال
گذشته
زندانهای
رژیم سهمیه
ثابت
دانشجویان را
داشتند. به
قول دانشجويان
تبريز "اوين
دانشجو
ميپذيرد"!
بنابرین
پدیده حمله
رژیم و
دستگیرهای
وسیع از نظر
فعالین و
جنبشهای
اعتراضی
مقوله ای تازه
نیست.
مسئله اينست که هم رژيم و هم راستهاى دانشگاه ميخواستند ١۶ آذر در دانشگاه مهر اعتراض راديکال و چپ و سوسياليستى نخورد. رژيم دستگير کرد و قبلش راستها چپ را به رژيم نشان دادند که دارد "خطر" ميشود! اما اينها تاثيرى نداشت. واکنش به دستگيريها گسترش اعتراض با شعار "رفقایمان را آزاد کنید"، "دانشجویان را آزاد کنید" و "زندانى سياسى آزاد بايد گردد" بود! اين اعتراضات به نظر من تا عمق جامعه نفوذ کرده است. از جانب بخشهاى کارگری پیامهاى محکوم کردن دستگیریهای اخير را مرتبا دریافت میکنیم. چهرهها و تشکلهای مدافع حقوق مدنی مرتب دارند حمایت می کنند. و بنظر من مهمتر از همه خانواده ها منسجم هستند. با هم در ارتباط اند. اولین اقدام خانواده ها حرکت دسته جمعی آنها به طرف زندان بوده است تا عزیزانشان را آزاد کنند و اعلام کردند که تا آزادی فرزندانشان يک لحظه از پای نخواهند نشست. بنابرین خود این مسئله هم امروز برای جمهوری اسلامی معضلی دیگر شده است. این اقدام رژیم بار دیگر مردم را حول خواست آزادی زندانيان سياسى بسيج خواهد کرد.
پروین
کابلی: جدا از
اتفاقاتی که
در روزهای
اخیر افتاده
است. آیا
میتوانید یک
شمه و یا
تصویری از
جنبش دانشجویی
در ایران
بدهید؟ چه
گرایشاتی
حاکم است و چه
خواستهائی به
عنوان
خواستهای
محوری دانشجویی
الان مطرح
است؟
نسرین رمضانعلی: بطور کلى و با يک نگاه اجتماعى تر، دانشگاه ها امروز صحنه تقابل چپ و راست است. بجز نيروهاى هميشه موجود رژيم، منظور از راست همان انجمنهاى اسلامى و بقاياى تحکيم وحدت است که اخيرا به خودشان ميگويند "ليبرال". چپ هم مجموعه اى است که اين وضعيت را نميخواهد. آزادى و برابرى و محيط باز و آزاد و بدون تبعيض را مطالبه ميکند. و پيشروى خود را به گره خوردن و حمايت از جنبشهاى اجتماعى ديگر مثل جنبش کارگرى و جنبش برابرى زنان قرار داده است. در ميان چپ و راست البته ديدگاههاى متفاوت و بعضا متخاصم هم هست. اما در وضعيت فعلى هنوز جنگ راست و چپ برقرار است و ريشه در تاريخ دانشگاه در جمهورى اسلامى دارد.
جنبش دانشجوئی در مقاطع و تندپیچهای تاریخی حضور پر قدرت خود را نشان داده است و این نقطه قوتی در جنبش دانشجوی بوده است. قبلا اعتراضات به روزهای بخصوصی در دانشگاه از جمله خود 16 آذر یا 18 تیر خلاصه میشد. اما همانطور که 3 سال پیش در 16 آذر دانشجویان اعلام کردند "هر روز ما 16 آذر خواهد بود". این مبارزات تداوم داشت و کيفيتا رشد کرد. بخصوص بیش از یکسال نیم است که مرتب در دانشگاهها با عناوین مختلف اعتراضات و اعتصاباتی داشتند. و جنبه مهم ديگر سراسری شدن اعتراضات بود. گسترش ابعاد این اعتراضات و سراسری کردن آن نتایج تلاشها و زحمات زیاد فعالین جنبش دانشجوئی بوده است. در يک ارزيابى کلى بايد گفت اين جنبش مرتبا پيشروى کرده و روشنتر شده است. معضلات ويژه خود را البته دارد، اما پتانسيل قوى و بالائى دارد.
این جنبش می خواهد جوانان در ایران از آزادی و برابری برخوردار باشند. می خواهد آینده ای روشن داشته باشند. می خواهد فردا دانشگاهیان وارد ارتش بیکاران نشوند. سهمش را از آينده و امنيت سياسى و اقتصادى ميخواهد. این جنبش نمایندگی نسل جوانی را می کند که می خواهند مدرن و امروزی و آزاد و برابر زندگی کنند. نمی خواهند برای بیان حرفهایشان زندانی شوند. نمی خواهند برای دفاع از حریم و حرمت انسانها روانه زندان شوند. دعوا برسر اين آينده و افق در دانشگاه و جامعه جريان دارد. نگاهی به وبلاگها و نشریات دانشجوئی و سایتهای دانشجوئی، نشان ميدهد که این گرایشات همدیگر را به مصاف می طلبند. يک مورد ويژه و شاخص مباحث بعد از اعتراض 30 مهر در دانشگاه پلی تکنیک است. اينجا راستها و ملى مذهبى ها نشان دادند که دادشان درآمده و از وجود اجتماعى چپ عاجزند. گرایش راست در دانشگاه احساس کرد دانشگاه را از دست داده است. و ناچار شد عليه چپ هشدار دهد و اتهام بزند. شاخهای تحکیم و عربشاهی به عکس العمل وداشته شدند. تلاش کردند چپ را از دانشجويان جدا کنند. علاقمندان به اين مباحث ميتوانند به سايتها مراجعه کنند. به هرحال اين وضعيت نشان ميدهد که ديگر سوپاپهای حکومتی مانند دفتر تحکیم وحدت و امثال عربشاهی که چپ دانشگاه را تهدید ميکردند، شکست خورده اند. تلاش کردند با شلوغ بازى در ١۶ آذر صحنه را عوض کنند، نتوانستند. بازهم شکست خوردند. راست در دانشگاه به عیان در ١۶ آذر شکست خورد. رژیم جمهوری اسلامی هم جز زبان امنيت زبان ديگری بلد نيست.
اين خواستها
امروز در
تداوم
اعتراضات
دانشگاههاى
ايران محورى
هستند:
آزادی بدون قید و شرط تمامی فعالین دانشجوئی و کليه زندانیان سیاسی، لغو کلیه احکام تعلیقی و اخراجی علیه دانشجویان، ایجاد تشکلهای مستقل دانشجوی و نمایندگان منتخب آنها، لغو کلیه کمیته های انظباتی و انجمنهای اسلامی، لغو حکم عدم انتشار روزنامه های توقيف شده دانشجوئی، دانشگاه پادگان نیست، زندان نيست، مسجد نيست، نه به دولتهاى جنگ طلب، همبستگی جنبشهای کارگری، زنان و دانشجويان، ایجاد امکانات بیشتر رفاهی و اجتماعی!
در کنار این خواستها دهها خواست دیگر نیز مطرح است و این جنبش می داند تنها با مبارزه ای متشکل می تواند به این خواستها برسد.