لایحه ارتجاعی خانواده

نقدهای ارتجاعی ملی- اسلامی

گفتگو با آذر ماجدی

آزادی زن: مبانی نقد شما به لایحه خانواده دولت اسلامی چیست؟ جایگاه و اهمیت سیاسی این لایحه را چگونه میبینید؟ این لایحه چه جایگاهی در زن ستیزی رژیم اسلامی دارد؟ در صورت تصویب این لایحه چه تغییری در زندگی زن و تحمیل فرودستی بیشتر به زن ایجاد خواهد کرد؟

آذر ماجدی: این لایحه، همانطور که انتظار میرفت، یک لایحه ارتجاعی و ضد زن است. آیا میشود از جمهوری اسلامی انتظار دیگری داشت؟ این یک رژیم اسلامی است و قوانین اش اسلامی است. اما این لایحه تفاوت چندانی با آنچه تاکنون پیاده میشده ندارد. یک بند آن که موضوع اعتراضات وسیع شده است، آزادی بی قید و شرط تعدد زوجات است. در ماده ٢٣ این لایحه قید شده است: "اختیار همسر دائم بعدی، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجراء عدالت بین همسران می باشد." طبق این بند هر مرد مرفهی میتواند چند زن بگیرد. حد رفاه را هم رژیم تعیین میکند. همسران پیش حق هیچگونه اعتراضی ندارند و نظرشان در نظر گرفته نمیشود.

اما پیش از این هم مردان میتوانستند چند زن بگیرند. تعدد زوجات بخشی از قانون اسلامی است. بیشتر حاجی بازاری ها و آخوند ها چند زنه هستند. و این علاوه بر زنان صیغه است که این قانون هم مثل قبل به رسمیت شناخته است. یک نکته جدید دیگر، دریافت مالیات از مهریه هایی که رژیم غیرمتعارف ارزیابی میکند، زمان ثبت عقد است. نکات دیگر لایحه بیشتر تکنیکی است. در واقع این قانون تفاوت ماهوی ای با قوانین قبلی ندارد. کلیت قوانین خانواده این رژیم ارتجاعی و ضد زن است. و این آن نکته ای است که باید صریح و روشن بیان کرد.

رژیم اسلامی بدنبال و در متن سیاست سرکوب هرچه وسیعتر، دستگیری های گسترده، افزایش اعدام ها، اسلامیزه تر کردن جامعه و تحمیل فقر و فلاکت توان فرسا، این لایحه را به مجلس فرستاده است. قصدش بستن هر روزنه تنفس به روی جامعه است. این بنظر من علت ارائه این لایحه در این شرایط است. در حالیکه بطور واقعی و عملی تغییر زیادی بوجود نمیاورد. اکنون هم هر مردی که بخواهد و وسعش برسد بیش از یک زن میگیرد، بعد از تصویب این لایحه هم اوضاع به همین منوال خواهد بود.

در عمل تصویب این لایحه، بنظر من، چندان تاثیر متفاوتی در وضع زنان نخواهد داشت. اما روشن است که هر بند ارتجاعی ای که در جامعه به تصویب برسد، کل جامعه را به عقب میکشد و باید مورد اعتراض ما قرار گیرد.

آزادی زن: این لایحه از جانب جریانات دوم خردادی و شیرین عبادی هم مورد نقد قرار گرفته است. این جریانات نیز خود را در مقام "مدعی" قرار داده اند. نقد شما به این "نقدها" چیست؟ این لایحه چه جایگاهی در پروژه دوم خرداد و مضحکه انتخاباتی رژیم اسلامی دارد؟

آذر ماجدی: نقد جریانات ملی – اسلامی و دو خرداد سابق از یک موضع ارتجاعی است. اینها مدعی اند که این لایحه با اسلام در تناقض است. فرضا خانم شیرین عبادی مدعی شده است که چند همسری مغایر با اسلام است، با این استدلال که اسلام میگوید مرد در صورتیکه بتواند عدالت برقرار کند مجاز است چند همسر انتخاب کند و هیچکس جز پیغمبر نمیتواند عدالت برقرار کند، پس چند همسری مغایر اسلام است. هیچکس این استدلال را جدی نمیگیرد و لازم نیست که در افشای آن چندان قلمفرسایی کنیم. حداکثر گفته خواهد شد که خانم عبادی دارند به رژیم تاکتیک میزنند. این یک روش شناخته شده و پاخورده است و نه تنها بی حاصلی آن از نقطه نظر جنبش آزادیخواهی روشن شده است، بلکه زیان آن نیز بارها به اثبات رسیده است.

خانم عبادی اصولا همیشه در صدد نجات اسلام است. بنظر میرسد که ایشان بیشتر نگران وضعیت اسلام است تا حقوق زنان. ایشان همیشه از آخوند مسلمان تر میشوند. بنظر میرسد که ایشان متوجه شده اسلام چگونه از طرف مردم، بویژه نسل جوان زیر حمله و تعرض قرار دارد، به این خاطر میکوشد اسلام را محفوظ دارد. وگرنه حتی بچه های ٩ ساله هم در ایران میدانند که تعدد زوجات عین اسلام است؛ بیحقوقی زن عین قوانین اسلامی است؛ سرکوب زن عین نص صریح قران و سنت های اسلامی است.

ایشان به تکاپو افتاده اند و اعلام کرده اند که این لایحه مغایر اسلام است و اگر تصویب شود دست به تحصن خواهند زد. بنظر من مخاطب ایشان در این دور از مبارزه عموما همسران حاجی بازاری ها و مقامات رژیم است. این شیوه نقد و مبارزه و اعتراضی که صرفا این لایحه را مد نظر دارد نمیتواند نیروی وسیع و توده ای بسیج کند. بنظر من نیروهای ملی – اسلامی و دو خردادی از تلاش برای بسیج علیه این لایحه هدف سیاسی دیگری را دنبال میکنند. مضحکه انتخاباتی در پیش است، اینها میخواهند کمپین انتخاباتی خود را با اعتراض به این لایحه آغاز کنند. و با این اعتراض فرصت را برای دوران انتخابات آماده سازند.

دلیل و محرکه دو خردادی ها هر چه باشد، جریان رادیکال و آزادیخواه جنبش حقوق زن باید از این فرصت و فرجه ای که این اعتراض ممکن است فراهم آورد، استفاده کنند و نه تنها این لایحه، بلکه کل قوانین ضد زن رژیم را مورد اعتراض قرار دهند و خواهان آزادی فعالین حقوق زن از زندان شوند.

آزادی زن: مولفه های اصلی یک مبارزه موفق علیه رژیم اسلامی و نقطه تمرکز نقد زن ستیزی رژیم اسلامی بنظر شما کدامست؟ بر چه محورهایی باید تاکید کرد؟ مبارزه علیه لایحه خانواده رژیم اسلامی چه جایگاهی در این مجموعه دارد؟ ظرایف این مبارزه کدام است؟

آذر ماجدی: کلیت موجودیت رژیم اسلامی ضد زن و زن ستیز است. زن ستیزی بعنوان یک خصلت هویتی اساسی این رژیم و کل جنبش اسلامی شناخته شده است. هر حرکت زنان برای کسب حقوق و تامین شخصیت مستقل و انسانی خود مستقیما قلب این رژیم را نشانه میگیرد. جنبش حقوق زن یکی از قوی ترین و گسترده ترین جنبش های اجتماعی و اعتراضی در جامعه است. لذا هر حرکت سازمانیافته زنان علیه قوانین زن ستیز ارکان رژیم اسلامی را به لرزه درمیاورد. بنظر من تاکید اینجا بر سازمانیافتگی است تا مطالبه معین. اما حرکت خود انگیخته و فردی زنان در مبارزه علیه حجاب و شکستن دیوار آپارتاید جنسی که به وسعت کل جامعه است، خصلت واقعی و ضد اسلامی جنبش حقوق زن را بیان میکند. رژیم اسلامی در راس جنبش اسلام سیاسی، حجاب و آپارتاید جنسی را به بیرق سیاسی و ایدئولوژیک خود بدل کرده است. مقاومت گسترده زنان در ایران این بیرق را هدف گرفته است. آنچه به شکل جنبش سازمانیافته حقوق زن بروز دارد به دلائل مختلف، از جمله هراس از سرکوب و همچنین بخاطر ماهیت ملی – اسلامی رهبران علنی آن این دو مساله اساسی را طرح نمیکند. به حجاب و آپارتاید جنسی که خواست عمیق و توده ای زنان در ایران است نمی پردازد و صرفا بر حقوق خانواده متمرکز شده است.

بنظر من این یک ضعف اساسی این جنبش است. باید کوشید با در نظر گرفتن کلیه ظرائف مبارزه علیه یک رژیم جنایتکار و سرکوبگر و همچنین تکنیک های مبارزه توده ای ضمن حفظ امنیت فعالین، این خواست های اساسی را مطرح کرد. بطور مثال کمپین یک میلیون امضاء در میان جامعه گسترده تر شده است، اما مطالباتش محدودتر شده. اکنون در میان فعالین سرشناس آن مباحث جدلی در مورد شکل و شیوه سازماندهی طرح شده که نشانه بروز گیج سری ها و بعضا بحران فکری این جنبش است. باید به این مباحث و جدل ها در جای دیگر پرداخت. در اینجا فقط یک نکته را متذکر میشوم. بنظر من این دوستان سوراخ دعا را گم کرده اند. ضعف اصلی این جنبش در رهبری ملی – اسلامی آن نهفته است. در محدود کردن مطالبات و تخفیف در خواست ها و آرمان های جنبش آزادی زن.

تمرکز بر ماده ٢٣ لایحه خانواده را نیز باید در همین متن بررسی کرد. بطور مثال این فعالین این لایح را به طنز لایحه "ضد خانواده" نام گذاشته اند. دارند میکوشند در زمین ایدئولوژیک رژیم اسلامی با آن درگیر شوند. در حالیکه جنبش آزادی زن نباید در دام چنین تعرضات دفاعی و انحرافی بیافتد. جنبش آزادی زن با جنبش اسلامی جدلی بر سر مقوله خانواده یا ضد خانواده ندارد. این مقوله از نظر این دو جنبش هیچ قرابتی با یکدیگر ندارند. کل قوانین خانواده ضد زن و ارتجاعی است، چه آن چیزی که تاکنون اجرا میشد، چه این لایحه جدید. این شیوه اعتراض دفاعی این توهم را ایجاد میکند که اوضاع تاکنون چندان هم ایرادی نداشته است. مردان همواره تحت رژیم اسلامی میتوانسته اند چند همسر اختیار کنند. این لایحه نیز تفاوت ماهوی در این مساله ایجاد نمیکند. باید چندهمسری و صیغه بکلی ملغی شود.

آزادی زن: فراخوان سازمان آزادی زن به مدافعین حقوق زن در این رابطه چیست؟

آذر ماجدی: همانگونه که پیش از این نیز اشاره کردم، فعالین حقوق زن باید از هر فرصت و فرجه ای که ایجاد میشود، استفاده کنند و امر برابری زن و مرد و مبارزه علیه رژیم اسلامی را به پیش برند. در این شرایط باید بر بیحقوقی زن در قوانین بطور کلی متمرکز شد. باید مطالبات عمومی تر زنان را طرح کرد، لغو آپارتاید جنسی و حجاب، برابری زن و مرد در عرصه خانواده باید در مرکز این مطالبات باشد. باید صریحا اعلام کرد که شرط لازم دستیابی به این برابری حقوقی سکولاریسم است. زنان تحت یک رژیم اسلامی نخواهند توانست هیچیک از خواست های خود را بدست آورند. بعلاوه باید مبارزه برای آزادی فعالین دستگیر شده را نیز شدت بخشید. مبارزه با سرکوب کلید پیشروی جنبش است.

ممکن است در مقابل این فراخوان اعلام شود که شرایط سرکوب آن چنان سخت است که امکان بیان این مطالبات وجود ندارد. ما شاهدیم که زنان بطور فردی مدام بر سر حجاب و آپارتاید جنسی با مامورین رژیم درگیر میشوند. جنبش دانشجوئی در یکی دو سال اخیر بر سر خواست لغو آپارتاید جنسی تحرکات قابل توجهی داشته است. باید بتوان این تحرکات را بشکل سازمان یافته به پیش برد. باید برای این هدف مبارزه کرد. وگرنه مبارزه ای که برای لغو یک بند محدود اسلام را مدافع برابری زن و مرد قلمداد میکند زیانش از فایده اش بیشتر است. این آن نکته اساسی است که مدافعین حقوق زن باید به آن توجه کنند. نباید بخاطر مقابله با سرکوب، هر نوع استدلال و توجیه زیان آور را بپذیرند یا بکار گیرند. این به امر سازماندهی و تشکل و اتحاد جنبش آزادی زن ضربات جدی وارد میاورد.

سازمان آزادی زن علیه این لایحه و علیه کلیت قوانین و سنت های عقب مانده، سرکوبگر و ارتجاعی اسلامی مبارزه میکند. از این فعالین میخواهم که روابط نزدیک تری را با سازمان آزادی زن برقرار کنند، تا بتوان به شکلی موثرتر، رادیکال تر برای مطالبات زنان مبارزه کرد.