.

نیاز جھان بھ آلترناتیو کمونیستی – کارگری

oktober-2009
آذر ماجدی
                                       

 

شرکت در کنفرانس بین المللی علیھ زن ستیزی٬ برای سکولاریسم٬ صلح و ھمبستگی جهانى در مقدونیھ
نیاز جھان بھ آلترناتیو کمونیستی – کارگری

آذر ماجدی
در روزھای ۵ و ۶ اکتبر ۲۰۰۹ یک کنفرانس بین المللی با عنوان "صلح و امنیت – یک آلترناتیو فمینیستی" در شھر اسکوپیھ٬ پایتخت مقدونیھ برگزار شد. این کنفرانس توسط سازمان آنتیکو٬ یک سازمان مدافع حقوق زنان و متشکل از زنان "اقلیت" ھای مختلف ساکن مقدونیھ٬ بمناسبت دھمین سالگرد تاسیس آن٬ برگزار میشد. آنتیکو دہ سال پیش٬ چند سال پس از جدایی مقدونیھ از یوگسلاوی٬ بمنظور مبارزہ برای بھبود حقوق و موقعیت زنان در جامعھ و ایجاد ھمبستگی میان "ملیت" ھای مختلف ساکن مقدونیھ تشکیل شدہ است.

در سپتامبر ۱۹۹۹ در زمان جنگ کوساوو و بحران پناھندگی در این منطقھ٬ فعالین و رھبران جنبش زنان در مقدونیھ در سمیناری با تم "متحول کردن درگیری ھا و ایجاد صلح" گرد آمدند و آنتیکو را بنیان گذاشتند. ھدف از ایجاد این سازمان تلاشی برای "ارائھ یک پاسخ فمینیستی بھ نیازھای جنبش زنان برای تغییر سازماندھی بمنظور قدرت یابی زنان و ھویت آنھا از طریق فائق آمدن بھ مرزھای قومی بود." آنتیکو سازمانی است کھ برای امحای مردسالاری مبارزہ میکند٬ اما با توجھ بھ جنگ خونین ملی – قومی در یوگسلاوی سابق٬ تمرکز بسیاری بر مسالھ قومی و رفع موانع و جدایی ھای ملی – قومی دارد. میتوان گفت کھ مبارزہ علیھ مردسالاری و تبعیضات و جدایی ملی – قومی اھداف اصلی این سازمان را تشکیل میدھد. این سازمان طی این دہ سال رشد چشمگیری داشتھ است. ضمن تلاش برای تغییر موقعیت زنان و ایجاد ھمبستگی ساکنين در مقدونیھ٬ رھبری و فعالین این سازمان بھ لزوم سازماندھی یک حرکت بین المللی واقف شدند و تشکیل این کنفرانس با ھدف برداشتن اولین قدم ھا در این جھت سازمان یافت.

در این کنفرانس ۳۰ نفر سخنران از کشورھای مختلف٬ آمریکا٬ آلبانی٬ اردن٬ ارمنستان٬ ایتالیا٬ ایران٬ ترکیھ٬ سوئد٬ صربستان٬ عراق٬ فرانسھ٬ فلسطین٬ کاسوو٬ کرواسی٬ گرجستان٬ لھستان٬ مجارستان٬ مصر و مقدونیھ شرکت داشتند. طی دو روز مباحث بسیار جالب و فشردہ ای در رابطھ با موقعیت زنان در شرایط جنگ و درگیری ھای نظامی٬ استفادہ از تجاوز جنسی بھ زنان بعنوان یک سلاح نظامی٬ مبارزہ علیھ خشونت٬ تلاش برای استقرار صلح پایدار جھانی٬ برای احقاق حقوق زن٬ علیھ زن ستیزی و مردسالاری٬ در رابطھ با ایجاد ھمبستگی و مبارزہ با اختلافات قومی انجام گرفت. سخنرانان ھر یک بھ جنبھ ای از مسائل فوق پرداختند. آمارھای بسیار تکان دھندہ ای از وسعت خشونت علیھ زنان در سراسر جھان ارائھ شد. طبق گزارشات مطروحھ در کنفرانس٬ حتی در پیشرفتھ ترین کشورھا از نظر موقعیت زنان٬ ابعاد بیحقوقی زنان و اعمال خشونت نسبت بھ آنھا شوک آور است.

مھمان افتخاری این کنفرانس نوال السعداوی٬ نویسندہ و فعال سرشناس مدافع حقوق زن از مصر بود. حضور نوال با استقبال بسیار گرم کلیھ حاضرین روبرو شد. ھمھ با اشتیاق بھ سخنان وی گوش دادند و با ابراز احساسات گرم حس احترام و علاقھ خود را نسبت بھ این مبارز قدیمی حقوق زن نشان دادند. نکتھ ای کھ برای خود من جالب توجھ بود تغییر موضع نوال نسبت بھ مذھب٬ علی العموم٬ و اسلام بطور خاص بود. طی پانزدہ سال گذشتھ این سومین بار بود کھ با نوال در یک کنفرانس شرکت میکردم. اولین بار کھ او را در نیمھ دہ نود میلادی ملاقات کردم٬ نوال مدافع تز نسبیت فرھنگی بود. حاضر نبود اسلام یا جمھوری اسلامی را مورد نقد قرار دھد. حتی زمانیکھ مستقیما او را خطاب قرار دادم و از وضعیت اسفناک زنان در ایران تحت رژیم اسلامی گفتم٬ باز حاضر نشد کھ این رژیم یا جریانات اسلامی را محکوم کند. در سال ۲۰۰۰ در کنفرانسی در لندن ھر دو سخنران بودیم. نوال با گرمی از سخنرانی و مواضع من در نقد اسلام٬ جنبش اسلامی٬ رژیم اسلامی و تز نسبیت فرھنگی و در دفاع از جھانشمول بودن حقوق زنان استقبال کرد. اما معتقد بود کھ من تندروی میکنم. بنظر او باید جنبھ تعادل را رعایت کنم. در سال ۲۰۰۹ در مقدونیھ٬ نوال شدیدا تز نسبیت فرھنگی را مورد نقد قرار
داد. از سکولاریسم با ھیجان دفاع کرد و گفت کھ مذھب باید امری خصوصی باشد. این تغییر موضع را با گرمی استقبال کردم.

این کنفرانس در یوگسلاوی سابق برگزار میشد. در دھھ ۱۹۹۰ یوگسلاوی شاھد یک جنگ وحشیانھ ملی – قومی بود و این کشور اکنون بھ چند کشور مجزا تقسیم شدہ است. بجز بوسنیا٬ نمایندگانی از ھر یکی از این کشورھای تازہ تاسیس در کنفرانس حضور داشتند. تمام این افراد از بدتر شدن شرایط زیست و حقوق زنان و مردم بطور کلی سخن میگفتند. از خشونت ھای قومی کھ بھ ناگھان جرقھ زد و تمام منطقھ را بھ آتش کشید٬ صحبت میکردند. جدایی ھا٬ علیرغم تصور عام٬ مسالھ ملی – قومی را در این منطقھ کاھش ندادہ است. طبق شھادت این فعالین٬ تبعیضات ملی – قومی در این کشورھا نسبت بھ "اقلیت ھای ملی" بسیار بیشتر از یوگسلاوی سابق است. لذا بسیاری از سخنرانان و بویژہ برگزار کنندگان بر مبارزہ با تبعیضات و اختلافات قومی – ملی و ایجاد ھمبستگی میان این بخش ھا در جامعھ تاکید بسیار داشتند.

افشای مذھب و دستگاہ مذھبی٬ کلیسای کاتولیک و ارتودوکس٬ اسلام و مذھب یھود در ایجاد خشونت در جامعھ و اشاعھ بیحقوقی زنان و تحکیم نظام مرد سالار و زن ستیز یکی از نکات مھم دیگر مورد بحث در کنفرانس بود. در کنفرانس مطرح شد کھ موقعیت زنان در دو دھھ اخیر در سطح جھان بھ عقب رفتھ است. آفیشی در کنفرانس ارائھ شد کھ شعار آن "عقبگرد در حقوق زنان را متوقف کنیم" بود. کلیھ سخنرانان بر لزوم یک ھمبستگی بین المللی برای تغییر این شرایط و لزوم شکل دھی بھ یک جنبش قوی سکولار برای دفاع از حقوق زنان ھم قول و ھم نظر بودند.

در بسیاری از سخنرانی ھا به وجود تفاوت ھا و تنوعات میان افراد تاکید میشد. تاکید میشد کھ باید با احترام بھ این تفاوت ھا و تنوعات میان بخش ھای مختلف ھمبستگی ایجاد کرد و برای صلح و ھارمونی و علیھ مردسالاری مبارزہ کرد. برایم مشھود بود کھ اینھمھ ارجاع بھ تفاوت ھا نتیجھ تراژدی دھھ گذشتھ در بالکان و دو دھھ اخیر در جمھوری ھای سابق شوروی و کلا در سراسر جھان است. چرا کھ آنچھ در این کنفرانس و در میان شرکت کنندگان چشمگیر بود٬ نھ تفاوت ھا بلکھ تشابھات بسیار آنھا بود. شب در جشنی کھ برگزار شدہ بود بھ عدہ ای این مسالھ را یادآور شدم. ھمھ موافقت داشتند کھ شباھت ھا بسیار بیشتر از تفاوت ھا است. جالب اینجاست کھ تا آنجا کھ بھ شھروند ھای یوگسلاوی سابق و کشورھای جدا شدہ فعلی برمیگردد٬ حتی از نظر فرھنگی٬ زبان٬ غذا٬ رقص و موزیک ھم مثل ھم بودند. دیگر حتی بعینھ میدیدم کھ این جنگ ناسیونالیستی حاصل ویروسی بود کھ بھ این جامعھ تزریق شد و در جامعھ ای کھ بعلت پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی دچار گیجی و خلاء ایدئولوژیک بود و بھ این اعتبار مصنوعیت خود را در قبال تبلیغات فاشیستی قومی – ملی از دست دادہ بود و در شرایطی کھ فاتحین جنگ سرد بر طبل ناسیونالیسم میکوبیدند٬ این ویروس سریعا بھ یک اپیدمی ناسیونالیستی بدل شد.


اکثر سخنرانان بر یک آلترناتیو فمینیستی برای حل این معضلات اساسی بین المللی تاکید داشتند. اما ھیچکدام اجزاء این آلترناتیو را روشن نمیکردند. فقط از یک آلترناتیو مبھم فمینیستی صحبت میکردند. در این رابطھ نیز کاملا خلاء ایدئولوژیک را میشد احساس کرد. ھمھ معضل را مشاھدہ میکردند٬ کمبودھا را میدیدند و بدنبال یک راہ حل و آلترناتیو جھانی یا جھانشمول میگشتند. در نظرشان٬ در شرایط بی اعتبار شدن آلترناتیو سوسیالیستی٬ و حاکمیت ھیولای سرمایھ داری و تاخت و تاز قومی گری و ناسیونالیسم٬ فمینیسم یک آلترناتیو جھانشمول جلوہ میکرد. فمینیسم٬ دموکراسی وسیع٬ حذف زیادہ روی ھای سیستم حاکم٬ اینھا بعنوان راہ حل خودنمایی میکردند. اما ھیچیک یک طرح یا یک نقشھ عمل روشن برای ارائھ در اختیار نداشت.

با مشاھدہ این شرایط٬ تصمیم گرفتم کھ سخنرانی اولیھ ام را کھ قرار بود در رابطھ با ایران و جنبش آزادی زن باشد٬ بھ کناری گذارم و در ھمان وقت محدودی کھ داشتم کمی بھ این معضلات بپردازم. وقت برای ارائھ یک سخنرانی جامع و منسجم در مورد آلترناتیو رادیکال و کمونیسم کارگری نبود. بنابراین فقط میتوانستم بھ وجوھی از مسالھ بپردازم. تصمیم گرفتم دیدگاہ فمینستی را مورد سوال قرار دھم٬ معضل اجتماعی را از صرف خشونت بھ زنان فراتر ببرم و بھ ناسیونالیسم اشارہ کنم.

در سخنرانیم بھ مقولھ خشونت پرداختم. گفتم کھ تصور عمومی از خشونت٬ خشونت فیزیکی یا زبانی است. اما خشونت مقولھ ای بسیار وسیعتر است. فقر یک خشونت عمیق است. تبعیض و بیعدالتی خشونت است. کودکی کھ در یک خانوادہ فقیر متولد میشود و از ھمان ابتدا طعم محرومیت را میچشد مورد عمیق ترین خشونت ھا قرار میگیرد. برای رفع خشونت باید علیھ تبعیض٬ بی عدالتی٬ نابرابری و فقر مبارزہ کرد. آلترناتیو فمینیستی و راہ حل باصطلاح زنانھ بھ مسائل را مورد نقد قرار دادم. با اشارہ بھ تجربھ زندگی شخصی خودم٬ اعلام کردم کھ این دو قطبی کھ گویی مردان ھمھ مردسالار اند و زنان مدافع برابری٬ یک افسانھ بیش نیست. ما با یک ایدئولوژی مواجھ ھستیم کھ مرد و زن ھر دو محصول آن ھستند. این ایدئولوژی ذھنیت و رفتار مرد و زن٬ ھر دو را شکل میدھد. این تصور کھ اگر پنجاہ درصد حکومت و پارلمان در انحصار زنان باشد٬ صلح برقرار خواھد بود٬ یک توھم محض است. گفتم کھ سوسیالیسم٬ بنظر من جوابگو است.

سپس بھ ایران٬ بھ موقعیت زنان تحت رژیم اسلامی٬ حجاب اجباری٬ آپارتاید جنسی و خیزش اخیر مردم و نقش برجستھ زنان در آن اشارہ کردم. یادآور شدم کھ جنبش آزادی زن در ایران ظرفیت ھای انقلابی بسیار گستردہ ای دارد و در صورت پیروزی موقعیت زنان در کل دنیای تحت اسلام را متحول خواھد کرد. مطرح کردم کھ گفتھ میشود انقلاب خشونت است و مردم ایران فقط کمی تغییر میخواھند. این یک دروغ بزرگ است. مردم در ایران ھر روز٬ ھر ساعت و ھر لحظھ دارند خشونت را بھ وحشیانھ ترین شکلی با پوست و گوشت لمس میکنند٬ وقتی آزادی شان سلب میشود٬ وقتی بزور سر زنان حجاب میکنند٬ برای رابطھ جنسی خارج از ازدواج سنگسارشان میکنند٬ فقر وسیع و عمیقی کھ در جامعھ حاکم است٬ کارگرانی کھ چند ماہ چند ماہ حقوق دریافت نمیکنند٬ دختران جوان و زنانی کھ زیر فشار فقر بھ فحشاء در میغلطند٬ ھمھ بطور روزمرہ مورد خشونت سیستماتیک قرار میگیرند. لذا مردمی کھ علیھ این خشونت سازمانیافتھ انقلاب میکنند٬ این انقلاب تلاشی برای امحای خشونت است و باید مورد پشتیبانی و حمایت تمام آزادیخواھان و مبارزین حقوق زن قرار گیرد. در پایان بر لزوم سازماندھی یک جنبش وسیع بین المللی سکولار برای دفاع از حقوق زن و برابری ھمھ انسان ھا و ایجاد یک دنیای بھتر تاکید کردم.

سخنرانی با استقبال گرم روبرو شد و مدراتور از جانب کنفرانس با مبارزہ زنان در ایران اعلام ھمبستگی کرد. تلويزيون مقدونيه پيرامون جنبش آزادى زن و اوضاع سياسى ايران با من گفتگو کرد.

لیکا نادارایا از گرجستان در مورد فروپاشی توھمات پس از سقوط شوروی صحبت کرد. گفت کھ زنان در رژیم سابق نیز مورد تبعیض بودند٬ آزاد نبودند. اما پس از سقوط شوروی وضعیت زنان بویژہ از نظر حقوق اجتماعی و اقتصادی بسیار بدتر شدہ است. او نیز از رشد ناگوار ناسیونالیسم در گرجستان سخن گفت. نینا سانکاری از موقعیت خفقان آور در لھستان و قدرت لجام گسیختھ کلیسای کاتولیک٬ و وخیم شدن وضع زنان در لھستان صحبت کرد. ینار محمد در یک سخنرانی بسیار زیبا و تکان دھندہ از وضعیت زنان٬ جوانان و مردم در عراق سخن گفت. از رشد جنبش ھای قومی – مذھبی و جنگ آُنھا با ھم٬ از نقش آمریکا در دامن زدن بھ ھویت قومی – مذھبی در عراق٬ از بیحقوقی زنان و خشونت علیھ آنھا و علیھ ھم جنسگرایان٬ از بھ بردگی کشیدن زنان و دختران جوان عراقی و فروش آنھا در کشورھای ھمسایھ. ینار با مھارت خاصی موقعیت تراژیک جامعھ عراق را پس از حملھ آمریکا و انگلستان بھ تصویر کشید. فاتما قاسم از خشونت ھر روزہ ای کھ بر فلسطینی ھا در مناطق اشغالی و در اسرائیل اعمال میشود صحبت کرد. از خراب کردن خانھ ھای فلسطینی ھا٬ از نابودی دھات و شھرھای آنھا و تبعیض سیستماتیکی کھ نسبت بھ آنھا اعمال میشود.

در این کنفرانس دو دستھ در کنار ھم قرار گرفتھ بودند. اکتیویست ھا و نمایندگان سازمان ھای بین المللی کھ منابع مالی در اختیار برخی از این سازمان ھا قرار میدھند. نکتھ ای کھ آزارم میداد٬ وابستھ شدن بیش از پیش اکتیویسم سیاسی بھ کمک ھای مالی سازمان ھای بین المللی است. تشکل ھایی کھ پیش از این فعالیت داوطلبانھ و جنبشی شیوہ کارشان بود اکنون بھ ان جی او تغییر ماھیت دادہ اند و لابیسم بھ یک وجھ مھم فعالیت شان بدل شدہ است. این سازمان ھا بمنظور دریافت پول٬ کھ البتھ برای پیشرفت کار حیاتی است٬ بعضا موضوع و شکل فعالیت خود را تغییر میدھند. پروژہ ھایی را اتخاذ میکنند کھ قابل فروش بھ این سازمان ھا است. جایگزینی کار تودہ ای – جنبشی با لابیسم بشدت آزار دھندہ است.

در پانلی کھ از فعالیت ھای سازمان ملل در مورد حقوق زن صحبت میشد٬ سوالی را طرح کردم. گفتم اکنون پانزدہ سال از کنفرانس پکن٬ بیش از بیست سال از کنفرانس بین المللی نایروبی و سی سال از اولین کنفرانس بین المللی در مورد حقوق زنان بھ سازماندھی سازمان ملل میگذرد. اما طی این سی سال وضعیت زنان در سراسر جھان وخیم تر و اسفناک تر شدہ است. آیا فکر نمیکنید کھ سازمان ملل جوابگو نیست و باید راہ دیگری را برای تغییر وضعیت زنان و بھبود شرایط شان اتخاذ کرد؟ این یک سوال واقعی است کھ باید در مقابل فعالین حقوق زن و فعالین اجتماعی در سطحی جھان گذاشت. سازمان ملل و کلیھ این سازمان ھای از نوع خیریھ ھیچگونھ بھبودی در وضعیت زنان٬ در امحای فقر٬ کاھش تبعیض و بھبود عدالت در جھان انجام نمیدھند. اینھا بعضا نقش سوپاپ اطمینان دارند٬ بعضا نقش ترمز برای جنبش ھای اجتماعی را بازی میکنند. این سازمان ھا رفرمیسم را در عریان ترین و فاسد ترین شکل آن بھ نمایش میگذارند.

در پایان فراخوانی برای ایجاد یک جنبش وسیع سکولار علیھ مردسالاری و برابری انسان ھا٬ برای ایجاد صلح و علیھ قلدری امپریالیستی از جانب سازماندھندگان کنفرانس تنظیم و بھ کنفرانس ارائھ شد کھ با استقبال کلیھ شرکت کنندگان روبرو شد. این فراخوان سازماندھی یک کنفرانس بین المللی با این تم را برای سال ۲۰۱۰ پیش بینی کرد. من نیز پیامی تھیھ کردم در محکومیت رژیم اسلامی در اعمال تبعیض٬ خشونت٬ حجاب اجباری و آپارتاید جنسی بر زنان در ایران و اعلام ھمبستگی با جنبش آزادی زن٬ بویژہ در شرایط سخت کنونی کھ مورد تائید و استقبال کنفرانس قرار گرفت.

در حاشیھ کنفرانس در روز پس از پایان کنفرانس تعدادی از سخنرانان در کنار میز صبحانھ در مورد کنفرانس سال آتی صحبت کردیم. نوال السعداوی پیشنھاد کرد کھ این کنفرانس را در دسامبر ۲۰۱۰ در قاھرہ برگزار کنیم. نوال گفت کھ فی الحال کنفرانسی در دفاع از حقوق زن برای این تاریخ در قاھرہ برنامھ ریزی شدہ است و خوب است کھ این دو کنفرانس را ادغام کنیم. ھمھ از این پیشنھاد استقبال کردیم و قرار شد کھ کنفرانسی با تم برابری زن و سکولاریسم در دسامبر ۲۰۱۰ در قاھرہ سازمان دھیم. کمیتھ موقتی انتخاب شد تا تدارکات اولیھ را عھدہ دار شود.
اسناد کنفرانس آنتیکو بزودی بشکل دی وی دی و کتبی منتشر خواھد شد. این کنفرانس یک تجربھ بسیار مھم و آموزندہ بود. بالکان سمبلی است از پیروزی نظم نوین٬ از سرمستی سرمایھ عنان گسیختھ کھ در جشن پیروزی اش بر سرمایھ داری دولتی٬ کھ آن را شکست سوسیالیسم نامید٬ "پایان تاریخ" را اعلام کرد. حضور در یوگسلاوی سابق در آستانھ دھمین سالگرد فروپاشی دیوار برلین٬ شنیدن صحبت ھای زنانی کھ با نوستالژی از دورہ قبل از جنگ سخن میگفتند٬ تلاش ھمگی برای یافتن یک راہ حل جھانی برای حل معضلات پایھ ای اجتماعی کھ با آن دست و پنجھ نرم میکردند٬ توافق ھمگی کھ این معضلات جھانشمول اند٬ حتی اگر شکل بروز آنھا بعضا با یکدیگر متفاوت باشد٬ این سخنان زیبا و تاریخی منصور حکمت را در خاطرم زندہ کرد.

" دیدیم کھ سقوط بلوک شرق، که اين اواخر ديگر فقط در تبليغات عوام فريب ترين سخنگويان پيمانهاى ورشو و ناتو و هالوترين طرفدارانشان به آن "اردوگاه سوسياليسم" اطلاق ميشد، يک زلزله سياسى و اجتماعى بود که کل دنيا را تکان داد. نفس حذف يک قطب از جهانى دو قطبى، جهانى که همه چيزش، از اقتصاد و توليد تا علم و هنر، براى دهها سال بر محور تقابل اين دو قطب شکل گرفته بود، به اندازه کافى زير و رو کننده بود. اما آنچه در قلمرو افکار و انديشه تعيين کننده بود، اين واقعيت بود که حاکمان جهان و گله وسيع سخنگويان و مبلغين جيره خوارشان در دانشگاه ها و رسانه ها، توانستند سقوط شرق را سقوط کمونيسم و پايان سوسياليسم و مارکسيسم تصوير کنند. کل اين شعبده بازى البته بيش از شش سال بطول نيانجاميد و تمام شواهد امروز حاکى از اينست که اين دوران فريب ديگر به سر رسيده است. اما اين شش سال دنيا را تکان داد. اين پايان سوسياليسم نبود، اما سرنخى بود به اينکه پايان سوسياليسم واقعا چه کابوسى ميتواند باشد و دنيا بدون فراخوان سوسياليسم، بدون اميد سوسياليسم و بدون "خطر" سوسياليسم، به چه منجلابى بدل ميشود. معلوم شد جهان، از حاکم و محکوم، سوسياليسم را با تغيير تداعى ميکند. پايان سوسياليسم را پايان تاريخ خواندند. معلوم شد پايان سوسياليسم پايان توقع برابرى است، پايان آزاد انديشى و ترقى خواهى است، پايان توقع رفاه است، پايان اميد به زندگى بهتر براى بشريت است. پايان سوسياليسم را حاکميت بلامنازع قانون جنگل و اصالت زور در اقتصاد و سياست و فرهنگ معنى کردند. و بلافاصله فاشيسم، راسيسم، مرد سالارى، قوم پرستى، مذهب، جامعه ستيزى و زورگويى از هر منفذ جامعه بيرون زد. ( تاریخ شکست نخوردگان) *