.

فقط شهلا جاهد قربانی نیست

6-DEC-2010
پروین کابلی
                                       

 

سخن سردبیر

هنگام نوشتن این سطور دوهفته ای از قتل شهلا جاهد میگذرد. اگر لحظه ای تامل کنیم و به اطراف بنگریم درمیابیم که در وجدان بیدار هر انسانی شهلا هنوز از یاد نرفته است.
سوال این است که چرا؟ دارم به این فکر میکنم که چگونه یک متهم به قتل در جامعه ای مانند ایران میتواند به یک سمبل تبدیل شود. دارم فکر میکنم که آیا شهلا قاتل بود یا قربانی و یا فقط زنی بود که رابطه با مردی زندار داشت؟ چگونه فکر میکرد و چگونه عاشق شده بود و کدامین خطاها را مرتکب شده بود؟ در بحبوحه چنین کشمکشی در درونم، همراه هزاران هزار انسان دیگر ناگهان خبر میرسد که سکینه آزاد شد و هنوز در ناباوری هستم، که خبر تکذیب میشود. از شوک بیرون می آیم و به خود میگویم که نزدیک بود به دام بیفتی و باور کنی که در جمهوری اسلامی هم غیرممکن ممکن می شود. سکینه هم همان سرنوشت را دارد. مهتم به کشتن شوهرش و انتخاب آزاد رابطه جنسی با کس دیگری است.
این لیست طولانی است. شوهرکشی در ایران امروز به پدیده ای روزمره تبدیل شده است. بررسی این پدیده شاید برای علاقمندان به علوم دانشگاهی و محققین در ایران و جهان میتواند ادامه کاری چند ساله را برایشان تامین کند. اما در پشت هر پرونده ای و بر پیشانی هر زنی که اقدام به قتل همسر و دوست پسرش میکند، نشانه های یک جامعه بیمار نقش بسته است. جامعه ای که در آن زنان در بیشترین بی حقوقی بسر می برند. شاید امروز به لطف یک مبارزه وسیع و همه جانبه صحبت از حقوق زنان در ایران و مبارزه برای برابری به الفاظی عادی بدل شده باشد. اگر این یک واقعیت باشد اما حقیقت تلخ این است که در پس این کلمات جامعه ای قرار دارد که نصف شهروندان آن، علیرغم زیستنشان در دورانی مدرن، با ترازوی قرون وسطا سنجیده شده و محک زده میشوند. این تفاوت عظیم میان آگاهی به وضعیت خود و زیستن در چنین دوگانگی، زنان ایران را به یکی از پر تحول ترین گروههای اجتماعی در جهان امروز تبدیل نموده است. آگاهی به موقعیت خود و اعتراض برعلیه وضعیت موجود، امروز وسیله و حربه تیزی است که زنان برعلیه کلیت نظام به عنوان یک شیوه مبارزه آگاهانه و یا ناآگاهانه به آن دست برده اند. نگاهی به نوع جرائمی که زنان مرتکب میشوند و قوانین شریعت در تقابل آشکار با این جرائم فاصله انتخاب نوع زیستن و رویگردانی از قوانین را به خوبی نشان میدهد. علیرغم اینکه از همان ابتدای سرکار آمدن جمهوری اسلامی سنگسار به عنوان یکی از وحشیانه ترین نوع مجازات اعمال گردیده است اما رابطه جنسی خارج از ازدواج امروز پدیده ای رو به رشد است و در گروههای مختلف اجتماعی پذیرفته شده است.
سوال دیگری که مطرح میشود این است که آیا تنها شهلا جاهد قربانی این ماجرا شد؟ به نظر میرسد که قربانیان مستقیم این پرونده بسیار بیشتر از این هستند. کسی که طناب را به گردن شهلا جاهد می اندازد فرزند ناصر است، کسی که تمام پرونده شهلا جاهد حول وی میچرخد. نمیدانم این فرزند چند ساله است. ولی هر سنی داشته باشد بدون شک علیرغم نفرتی که تمام وجودش را گرفته است تمام عمرش به خود بعنوان یک مجرم نگاه خواهد کرد. بدون شک چهره شهلا را هرگز از یاد نخواهد برد. آیا این یک جامعه مریض و یک حکومت ضد انسان و کثیف نیست که میخواهد همه را به همدستان خود تبدیل کند.
شهلا جاهد آخرین نفر نیست. قربانیان حکومت جهل و خرافه و اسلام سیاسی تک تک افراد جامعه ایران هستند. راه حل رهایی از این وضعیت تنها متحد شدن برای یک دنیا برابر و انسانی و مبارزه علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی و براندازی آن است. . ■
پروین کابلی