زماني که به جرم زن بودن حق اظهار نظرو
تصميم در مورد سرنوشت خودت را ازت ميگيرند وراهي سرنوشت نامعلومي
مي کنند، زماني که بهت ميگن تو زني تنها نرو بيرون در موردت حرف
در مي آورند، زماني که مي خواهي از شوهرت جدا شوي بايد جاده هاي
پر پيچ و خم وتحقير آميز را طي کني و در نهايت جگرگوشه ات را ازت
جدا ميکنند و حق نداري يک لحظه هم وي را ببيني، زماني که به خونه
پدري بر ميگردي همه به چشم بد نگاهت ميکنند، زماني که به جرم علاقه
پيدا کردن به کسي سرزنشت ميکنند شلاق و سنگساردر انتظارت هست،.................آنوقت
آرزو ميکني مرد ميبودي و اين مشکلات را نميداشتي. در يک جامعه که
افکار مردسالاري در آن حکمرا است و مذهب به عنوان ابزار کشنده اي
در دست حکمرانان سهم زنان چيزي جز آرزو نيست.
متاسفانه در صد بالايي از والدين دوست دارند فرزندانشان پسر باشد.
حتي هنگام عروسي هم پسر بچه اي را در بغل عروس ميگذارند و دعا ميکنند
فرزندانشان پسر باشد. در خانواده هاي مذهبي برادر کوچک حاکم و حکمرواي
خانه است و بر خواهر بزرگتر و مادر هم حکومت ميکند. اين درد ناعلاج
جامعه ماست.
من اين سهم را نميخواهم و به اين نابرابري اعتراض دارم، آيا اين
تقصير مردهاست؟ قطعأ نه! درصد بالايي از مردان برابري طلب و خواهان
برابري زن و مرد هستند و به اين فرهنگ مرد سالار و ارتجاعي اعتراض
دارند.
امامتاسفانه در صد بالايي از زنان هم به موقعيت و درجه دوم خود راضي
و يا سکوت اختيار نموده اند و آن را به عنوان فرمانِ خدا پذيرفته
اند.
از درد زنان در جوامع اسلامي مي توان از فقر،عدم بهداشت ، خشونت
، ازدواجهاي زودرس و اجباري و تجاوز و نصف انسان بحساب آمدن و محدوديت
از حق و حقوق اجتماعي نام برد. زنان زيادي از دست اين فرهنگ و اين
زندان فرار ميکنند و يا اجبارا به خودفروشي و خودکشي و اعتياد کشيده
ميشوند و تعدادي هم که جسورانه در مقابل خانواده ودولت مبارزه مي
کنند در زندانی بزرگ به نام ایران محبوسند.
من يک زن هستم مثل هزاران زن زجر کشيده ايران از فرهنگ مردسالاري
فرار کرده ام و قرباني فرهنگي شده ام که از سرپرستي بچه ام محروم
کرده است. من در مقابل فرهنگ متحجر و مرد سالارلارانه خانواده و
جامعه ايستاده ام.
چه بايد کرد اين درد را بايد امروز درمان کرد اين درد و زخم امنيت
انسان را در معرض خطر قرار داده و هر روز قرباني ميگيرد.
حل اين مسئله را به نابودي جامعه سرمايه داري موکول کردن خطاست.
همين امروز در خيلي از جوامع که سيستم سرمايه داري حاکم است زنان
به بخشی از حق و حقوق پايه اي خود دست يافته اند. در نتيجه همين
امروز زنان و مردان آزاديخواه و برابري طلب بايد دست در دست هم به
هر شيوه ممکن در مقابل اين بربريت ايستاد و مبارزه کرد. اين حق دادني
نيست گرفتي است و بايد همين امروز اين قوانين دست و پاگير را سر
راه انسانها برداشت و اين حق راگرفت.
زنده باد برابري زن و مرد
نابود باد مرد سالاري و فرهنگ ضد زن
هلاله کيخسروي