.

مصاحبه نشريه آزادي زن با آذر ماجدي در باره اوضاع کشورهاي شمال آفريقا

17-Feb-2011
سازمان آزادی زن
 
                                       

 

پروین کابلی: به قول منصور حکمت "منظره ها بسرعت در حال عوض شدن هستند." شمال آفریقا در حال بیدار شدن است. ابتدا تونس و اکنون مصر، جنبش اعتراضی علیه فقر و استبداد به کشورهای مجاور از جمله اردن و یمن نیز کشیده شده است. نظرتان در این مورد چیست؟

آذر ماجدی: این رویداد ها بسیار شعف انگیز و هیجان انگیز اند. مشاهده مردمی که می خواهند سرنوشت خود را بدست گیرند و با شجاعت و استقامت تحسین برانگیزی دستگاه های سرکوبی را که حدود سه دهه بر جامعه شان حکم رانده اند به مصاف طلبیده اند؛ دیدن این همبستگی عمیق انسانی میان هزاران نفر که دست در دست هم برای به زیر کشیدن یک نظام جنایتکار بپا خاسته اند، شادی و هیجان غیرقابل توصیفی را در انسان بیدار می کند. مبارزه برای آزادی، برابری و رفاه کاملا واگیر دارد، حتی مشاهده آن در صفحه تلویزیون در انسان احساس قدرت بوجود می آورد.

رویدادهای خاورمیانه، رویدادهایی تاریخی اند. چهره خاورمیانه در حال تغییر است. کانون بحران و آشوب، جنگ و تروریسم، اختناق و فقر دارد زیر و رو می شود. مصر یکی از مهمترین کشورهای منطقه است. نقش مصر در خاورمیانه و در رابطه با مناسبات دو قطب تروریسم بسیار تعیین کننده است. تمام این معادلات توسط مردم به جان آمده مصر به زیر سوال رفته است. این واقعیت که ما شاهد این رویدادهای عظیم هستیم و می توانیم حداقل روی صفحه تلویزیون مان آنرا دنبال کنیم، یک فرصت تاریخی است.

اما ریشه این جنبش های عظیم، این زلزله های اجتماعی – سیاسی کجاست؟ خاورمیانه همواره تحت دیکتاتوری های خشن زندگی کرده است. مبارک 30 سال است که با پنجه های آهنین بر مصر حکم می راند. مصر سی سال است که تحت "حالت فوق العاده" بسر می برد. پیش از قدرت گیری مبارک مصر تحت دیکتاتوری انور السادات قرار داشت. فقر در این کشور بیداد می کند. بیش از 40 میلیون انسان در مصر با حقوق روزی حدود 2 دلار زندگی می کنند. در شرایطی که مبارک و خانواده اش مبالغ افسانه ای ثروت انباشته اند. استثمار شدید، سرکوب خشن، فقر و فلاکت گسترده، اختناق، تبعیض و بی عدالتی جان مردم را به لب رسانده است.

در تونس موقعیت مشابه ای حاکم است. زین العابدین بن علی بیست و سه سال پیش یک کودتا را در تونس رهبری کرد و بقدرت رسید. فقر و فلاکت مزمن و گسترده مردم در مقابل ثروت بن علی و خانواده اش بیانگر یک بیعدالتی و فساد و سرکوب گسترده است. بن علی فقط در بانک های اروپایی حدود 2 میلیارد و نیم یورو انباشت کرده است. همسرش موقع خروج از کشور تمام شمش های طلای بانک مرکزی را با خود از کشور ربوده است. سرکوب خشن و خونین امکان هر نوع اعتراضی را از مردم سلب کرده بود.

کشورهای دیگر نیز دارای موقعیتی مشابه هستند. میلیون ها نفر در سوریه، اردن، لیبی، یمن و تمام شیخ نشین های عرب تحت فقر و فلاکت، استثمار برده وار و سرکوب خونین و خشن زندگی می کنند. خاورمیانه برای تروریسم دولتی، دولت های غربی در راس آن آمریکا از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. مناسبات میان کشورهای منطقه و اسرائیل همواره یک محور تعیین سیاست در خاورمیانه بوده است. با عروج اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی موقعیت منطقه حتی خطیر تر و بحرانی تر شده است. خاورمیانه به میدان جنگ تروریسم دولتی و اسلامی بدل شده است. مردم منطقه دارند در آتش این جنگ ارتجاعی می سوزند.

این تصویری شمایی از وضعیت منطقه است. این وضعیت منتظر انفجار بود. زمان انفجار را بحران جهانی سرمایه داری که فقر و گرسنگی مطلق را به میلیاردها نفر تحمیل کرده است، تعیین کرد. در چنین شرایطی یک واقعه یا رویداد کوچک پتانسیل ایجاد یک آتشفشان را پیدا می کند. این جرقه را خود سوزی تراژیک یک جوان بیکار در تونس که مورد ضرب و شتم و توهین پلیس قرار گرفته بود، مهیا کرد. جنبش اعتراضی مردم تونس بلافاصله همچون آتشفشانی منفجر شد. این آتشفشان به کشورهای مجاور کشید. الجزایر، اردن، یمن شاهد اعتراضات گسترده توده ای بود. دولت های منطقه بلافاصله از ترس رفرم هایی را وعده دادند. دولت سوریه که سوبسید ها را قطع کرده بود، بلافاصله آنها را ابقاء کرد. کابینه ها برکنار شد. رئیس جمهور یمن که دیکتاتوری است از قبیل بن علی و مبارک که سی و دو سال است بر یمن حکم می راند، قول داد که دیگر کاندید نخواهد شد.

مصر اما غلغله شد. مردم از 25 ژانویه به خیابان ها ریخته اند و خواهان سرنگونی کل نظام شده اند. هزاران نفر در میدان تحریر یا آزادی قاهره کمپ کرده اند. شهرهای سوئز و آلکساندریا نیز همچنان دستخوش اعتراضات وسیع مردم است. از روز چهارشنبه 9 فوریه اعتصابات کارگری هم شکل گرفته است. مردم از خواست خود کوتاه نمی آیند.

پیش بینی آینده کار ساده ای نیست. اما از استقامت و پایداری تاکنونی مردم، می توان نیتجه گرفت که عمر دولت مبارک بسر آمده است. روشن است که بورژوازی جهانی، منطقه و داخلی در هر یک از این کشورها خواهد کوشید که نظام سرمایه داری را با شرایط استثمار برده وار حفظ کند. از این رو رهبر تراشی می کند، رسانه ها را نیز در اختیار دارند. می کوشند که چهره های مدافع نظم موجود را در اپوزیسیون مطرح کنند و رضایت مردم را جلب کنند. اینها موانع واقعی هستند.

این حیاتی است که مردم تشکل های توده ای مستقل خود را تشکیل دهند. شوراهای کارگری، محلات، دانشجویی و محصلین، شوراهای سرخ ها با شعار اساسی "نه به فقر، نه به گرسنگی، نه به سرکوب، نه به اختناق، نه به تبعیض" زنده باد آزادی، برابری و رفاه باید شعار اصلی این جنبش های عظیم باشد. این خواست واقعی تمام مردم معترض در منطقه است. نباید گذاشت که این شجاعت و استقامت و از خودگذشتگی مردم به هدر رود.


پروین کابلی: نقش زنان را این اعتراضات بارز است. روند این تغییرات و تحولات را در رابطه با جنبش زنان و تغییر برای آزادی زن را در این کشورها چگونه می بینید؟ آیا اساسا اگر مقایسه ای بکنیم با توجه به پیشروی زنان در ایران برای تغییراتی اساسی آیا مثلا در تونس و یا مصر میتوان جنبشی برابری طلب را مشاهده نمود؟

آذر ماجدی: زنان جوان بویژه در این جنبش نقش بارزی دارند. البته باید اعتراف کرد که در مقایسه با جنبش اعتراضی در ایران نقش زنان از آن وسعت برخوردار نیست. جنبش حقوق زن فی الحال در کشورهای منطقه فعال است. اما آن بخشی که علنی فعالیت می کند، از هراس حاکمیت اسلام بر جامعه، علنا نقدی به اسلام طرح نمی کند. بعلاوه، در رابطه با جنگ اسرائیل و فلسطین، این جنبش عملا و رسما علیه اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی موضعگیری نمی کند.

باین ترتیب آن ضد اسلامی گری که در ایران شاهد هستیم، بهیچوجه در کشورهای دیگر منطقه مشاهده نمی کنیم. این مساله میتواند مشکلاتی را برای جنبش حقوق زن در رابطه با اسلامیست ها در منطقه ایجاد کند. البته پس از سقوط بن علی ما شاهد تظاهراتی سازمانیافته توسط جنبش حقوق زن در تونس بودیم که خواهان تامین مطالبات زنان شده بود. این یک حرکت امید بخش است. باید کوشید که در عین حالیکه مبارزه با اسلامیست ها بر مبارزه علیه دیکتاتوری های پرو تروریسم دولتی سایه نمی اندازد، بتوانیم با خطر اسلامیست ها و عروج آنها نیز مقابله کنیم. جنبش آزادی زن یک عامل مهم مبارزه علیه اسلامیست ها است و به تحرک آمدن آن بسیار حیاتی است.


پروین کابلی: چه وظایفی در مقابل ما قرار دارد؟

آذر ماجدی: سازمان آزادی زن بعنوان جریانی که برای آزادی و برابری کامل و بی قید وشرط زنان مبارزه می کند؛ بعنوان جریانی که علیه اسلام سیاسی و مذهب یک موضع کاملا رادیکال و روشن دارد؛ بعنوان جریانی که یک سابقه طولانی در مبارزه علیه یک رژیم زن ستیز و سرکوبگر دارد، باید بکوشد که این تجارب را به هر شکل ممکن با مردم منطقه سهیم شود. باید تجارب و آموخته هایمان را وسیعا در اختیار فعالین بگذاریم.

سازمان آزادی زن خوشبختانه، فی الحال سازمانی شناخته شده در میان جنبش حقوق زن در منطقه است. ما در کنفرانس های بسیاری همراه دوستانمان از کشورهای منطقه شرکت کرده ایم. فعالین این جنبش ها را به کنفرانس هایی که خود سازمان دادیم دعوت کرده ایم. بطور نمونه نوال السعداوی در کنفرانس 8 مارس سال گذشته ما شرکت داشت. شهلا و کریم نوری از شورای مرکزی سازمان ما در ماه دسامبر در کنفرانسی در قاهره شرکت داشتند که جنبش حقوق زن در مصر یکی از سازمان دهندگان آن بود و نوال السعداوی یکی از سخنرانان اصلی آن. لذا ما از ارتباطات نسبتا خوبی برخورداریم. باید این ارتباطات را فعال کنیم و با رفقای خود در منطقه تماس منظم برقرار کنیم. اعلام همبستگی و تلاش برای جلب همبستگی بین المللی برای جنبش اعتراضی مردم در این کشورها نیز یکی دیگر از وظایف فوری ماست.

http://www.youtube.com/watch?v=cJAiJZlJDLs&feature=feedu

پیام به مردم انقلابی مصر – به انگلیسی

http://www.youtube.com/watch?v=ApW8PjxNGX8&feature=related

پیام به کنفرانس قاهره، دسامبر 2010- به انگلیسی- مذهب زن ستیز است