آزادی زن: چندین تشکل مستقل کارگری ايران
در بيانيهای مشترک خواستار آن شدند که حداقل دستمزد هفت ميليون
و ۵۰۰ هزار کارگر متناسب با تورم موجود و احتساب «تامين شرافتمندانه
هزينه» يک خانوار چهارنفره «در شرايط اقتصادی کنونی» تعيين شود.
موقعیت دستمزد زنان کارگر چگونه است و تفاوت دستمزد در چه حدی میباشد؟
نسرین رمضانعلی: اجازه بدهید ابتدا یک تصویر عمومی از موقعیت کار
و زندگی زنان در ایران ارائه بدهم. بدین ترتیب بهتر و راحتتر می
توانیم به موقعیت دستمزد زنان بپردازیم. رژیم اسلامی از بدو سرکار
آمدن تلاش کرد نیمی از جامعه، یعنی زنان را به گوشه خانه بفرستد.
تعرض همه جانبه به زنان راهی برای بقاء و تحکیم حاکمیت ارتجاعیش
بود. حکومت اسلامی با اجرای قوانین اسلامی در ایران زنان را از ابتدائی
ترین حقوق شهروندی محروم کرد.
بیش از 3 دهه است که زنان برای حقوق خویش مبارزه می کنند و می کوشند
که سیاست های ارتجاعی رژیم را عقب بنشانند. این تلاش و مبارزه بویژه
بعد از اتمام جنگ ایران و عراق گسترش یافته است. مبارزه زنان در
ایران هر روزه درجریان بوده است. جنبش حقوق زن هر روزه رژیم اسلامی
و قوانین پوسیده آن و سنتهای عقب مانده را به مصاف طلبیده است.
امروز ما شاهد حضور زنان در عرصه های سیاسی اجتماعی و فرهنگی هستیم.
زنان تلاش کرده اند در ابعاد گسترده به دانشگاهها بروند و حتی با
تحمیل به رژیم اسلامی توانستند در رشته هایی که تحصیل زنان در آنها
ممنوع اعلام شده بود، وارد شوند. زنان ایران هیچگاه به شرایط عقب
مانده ای که رژیم اسلامی به آنها تحمیل کرده است، تن ندادند. جنبش
حقوق زن یک تلاش همه جانبه را برای دستیابی به حقوق برابر در سطوح
مختلف سازمان داده است. زنان موفقیت هایی بدست آورده اند. رژیم را
مورد تعرض قرار دادند. در نتیجه این جنگ دائمی، جنبش آنها قدرتمند
تر و رژیم اسلامی ضعیف تر شده است. در مبارزات توده ای اخیر زنان
در صف اول مبارزه قرار داشتند.
باید گفت که سیاست رژیم برای خانه نشین کردن زنان با شکست روبرو
شده است. رژیم اسلامی هنوز می کوشد که جدا سازی زنان و مردان در
اماکن عمومی و سیاست تمام عیار آپارتاید جنسی را در جامعه پیاده
کند: پارک برای زنان، اتوبوس برای زنان، بانک برای زنان. اینها اقداماتی
برای به عقب کشیدن جامعه و تعرض به جنبش آزادی زن و عقب راندن زنان
است.
اما به سوال اصلی شما، وضعیت دستمزد زنان بپردازم. زنان بطور عموم
در بخش خدمات اجتماعی شاغل هستند. حقوق زنان چندین برابر کمتر از
همکارن مرد خود در همان رشته کاری است. قریب به اتفاق زنان شاغل
بدون قرارداد و بطور موقت کار می کنند و از هر گونه بیمه درمانی
و حق بازنشستگی و غیره محروم هستند. بعضا حق بیمه از حقوقشان کسر
می شود اما هیچوقت پرداخت نمی شود. اکثر زنان شاغل زمانی متوجه این
دزدی می شوند که برای بیمه بیکاری یا درمانی مراجعه می کنند و با
این پاسخ روبرو می شوند که "بیمه شما رد نشده است."
بطور مثال بخش درمانی را در نظر بگیرید. اکثریت پرستاران و کادرهای
اداری بیمارستان ها، بهداری ها، مطب ها و کلینک های خصوصی زن هستند.
حقوق این بخش بسیار پایین است. بعضا زنان شاغل در این بخش می گویند
که حقوقشان فقط هزینه ایاب ذهاب را تامین می کند. دلیل بخشی از زنانی
که با این حقوق ناچیز حاضر به کار کردن می شود، حضور در اجتماع است.
زنان سرپرست خانواده از شرایط بسیار دشوارتری برخوردارند. این بخش
از زنان مجبور به گرفتن شغلهای دوم هستند. و متاسفانه مواردی که
زنان مجبور می شوند برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان به تن فروشی
روی آور شوند، کم نیست. موارد زیادی هست که کارفرما زنان متخصص و
کارگران زن حرفه ای را استخدام می کند، اما حقوقی که به آنها پرداخت
می کند از همان حداقل دستمزد هم کمتر است. حق اضافه کاری، شیفت شبکاری،
عیدی و پاداشت هم خبری نیست. موقعیت شغلی زنان بر اساس تخصص، حرفه
و رشته تعیین نمی شود، بلکه بر اساس کاری که کارفرما طلب می کند
تعیین می گردد.
این یک تصویر کلی از وضعیت شغلی و حقوق زنان شاغل در ایران است.
طرح خواست افزایش دستمزد به نسبت نرخ تورم یک خواست برحق همه کارگران
در ایران است و باید برای دستیابی به آن تلاش گسترده ای را سازمان
داد. کارگر زن و مرد باید بعنوان یک طبقه ظاهر شوند و مبارزه برای
افزایش دستمزد را در دستور کار خود بگذارند. سرمایه داران و نظم
سرمایه داری می کوشد کارگران را به دسته های مختلف تقسیم کند و میان
آنها تفرقه بیاندازد. در ایران کارگر خارجی و ایرانی؛ بومی و غیر
بومی، تحصل کرده و نکرده، زن و مرد را بجان هم می اندازند و بر اساس
این تفاوت ها حقوق کمتری به کارگران پرداخت می کنند. این تقسیم بندی
راهی است برای استثمار بیشتر کارگران و سودهای هنگفت تری به جیب
زدن.
این تلاش سرمایه داری است که بر پیشانی انسانهای تحت استثمار مهر
های مختلف بکوبد، تا این طبقه بعنوان یک تن واحد ظاهر نشود. حکومتهای
سرمایه داری بخوبی تشخیص داده اند که با اتحاد طبقه کارگر مرگشان
فرامی رسد. میلیاردها هزینه تفرقه اندازی و سرکوب طبقه کارگر می
شود. مهندسی افکار عمومی، توطئه، ساختن زندان و شکنجه گاه در خدمت
جلوگیری از اتحاد طبقه کارگر مورد استفاده قرار می گیرد.
این یک امر ضروری است که ما بعنوان یک طبقه واحد حول ایجاد مجامع
عمومی و شوراهای واقعی خویش مبارزه کنیم. طبقه کارگر در ایران باید
بیش از هر زمانی امر متحد شدن را در دستور کار خود قرار بدهد. شرط
پیروزی و رسیدن به خواستهای برحقمان در گروه متحد شدن در تشکهای
واقعی کارگری است . این یک شرط لازم اعمال اراده و دستیابی به یک
زندگی بهتر و شایسته انسانیت قرن بیست و یک است. پیش بسوی ایجاد
مجامع عمومی و ایجاد شوراها باید به یک شعار اصلی طبقه کارگر بدل
شود.
آزادی زن: چه عواملی بر تعیین دستمزد زنان تاثیر میگذارد؟
نسرین رمضانعلی: واقعیتی تلخ در جوامع اسلامزده حاکم است: زن بعنوان
یک انسان به رسمیت شناخته نمی شود. بنابراین صرف عامل زن بودن کافی
است که زنان شاغل از شرایط حقوقی پایین تر برخوردارشوند. دستمزد
زنان به نسبت همکاران مردشان پایین تر است. فرضا کارگران زن در کوره
پزخانه ها همانند مردان کار سنگین جسمی انجام می دهند اما در پایان
حقوق زنان را بمیزان نصف حقوق مردان پرداخت می کنند، و آنرا حتی
به خودشان نمی دهند، بلکه به همسرانشان می پردازند.
بخشی از حقوق شاغلین زن توسط شرکتهای کاریابی بالا کشیده می شود.
در جوامع سرمایه داری و بخصوص جوامع اسلامزده با حکومتهای ضد زن
و دیکتاتوری، نه تنها زنان را مورد استثمار شدید تر قرار می دهند،
بلکه از آنها بعنوان یک عامل تفرقه در میان طبقه کارگر استفاده می
کنند. نقش مادری زن و تقسیم کار در خانواده را به عاملی برای اعمال
تبعیض و استثمار خشن تر به زنان مورد استفاده قرار می دهند. با این
استدلال که آنها بخاطر مسئولیت خانه و فرزندان قادر نیستند که تمام
خلاقیت شان را در کار مورد استفاده قرار دهند. ضمنا این نقش زنان
بعنوان یک عامل تهدید به اخراج همواره بالای سرشان گرفته میشود.
عموما زنان کارگر مجبوراند که در زمان بیماری خود و فرزندانشان کماکان
کار کنند. در یک کلام ستم برزنان چند برابر از کارگران مرد در محیط
کار است.
با همین بررسی ساده متوجه می شویم که سرمایه داران چگونه از تبعیض
جنسی در جامعه بهره می گیرند و از نیروی کار زنان چه سودهای کلانی
به جیب می زنند. بارها شاهد بوده ایم که حتی کارفرماها، با کمال
بی شرمی اینگونه وانمود می کنند که دارند به زنان لطف می کنند که
آنها را استخدام می کنند. حقوق زنان کارگر با تاخیر فراوان پرداخت
می شود. و اگر این کارگران به تاخیر در پرداخت دستمزد اعتراض کنند،
پاسخ می گیرند که "مردان زیادی هستند آرزو دارند شغل شما را
داشته باشند همینی است که هست باید صبر و روحیه سازکارانه داشته
باشید.
زن بودن یعنی دارای حقوق نصف مرد؛ یعنی فرودستی در محیط کار؛ یعنی
جنس دوم بودن؛ یعنی استثمار بیشتر.
آزادی زن: بسیاری از مردان کارگر برای تامین مخارج زندگیشان مجبور
به چندین شیفت کارکردن و یا کارهای جانبی هستند. زنان کارگری که
به تنهائی سرپرستی خانواده هایشان را بعهده دارند، چگونه میتوانند
در آمد کم خود را جبران کنند؟ پدیده کارهای جانبی در میان زنان چگونه
است و با توجه به اینکه زنان مسئولیت فرزندان و خانه را هم دارند
چگونه این امر پیش می رود؟
نسرین رمضانعلی: زنان از موقعیتی بسیار ناهنجارتر از همکاران مردشان
برخودار هستند. بخاطر زن بودن حقوقشان کمتر است و برای تامین زندگی
فشار بیشتری را تحمل می کنند. عموما کارهای جانبی که زنان انجام
می دهند، کار در منازل مردم ، پرستاری از سالمندانی است که در خانه
نگهداری می شوند یا دستفروشی در گوشه خیابان است. متاسفانه بخشی
هم مجبور می شوند برای تامین زندگی تن فروشی کنند. در این جامعه
فقر زده تحت سرکوب اسلامی، فروش کلیه هم راه دیگری برای تامین زندگی
شده است. بعضا زنان مجبور می شوند برای تامین معاش تن به ازدواجهای
اجباری دهند.
زنان سرپرست خانواده عموما مجبور می شوند که کودکانشان را هم به
امر تامین معاش بکشانند. این کودکان از تحصیل محروم می شوند و به
کارهایی از قبیل دستفروشی، گل فروشی، پاک کردن شیشه ماشین وسط خیابان
گمارده می شوند. دولت در مقابل مادرانی که سرپرست خانواده هستند
هیچگونه مسئولیتی تقبل نکرده است.