.

یک سوال و دو جواب

22-Nov2011
سازمان آزادی زن
 
                                       

 

نشریه آزادی زن: روزانه صدها زن در اقصا نقاط جهان کشته می‌شوند. به نظر شما عامل اين خشونت چیست و چگونه می‌توان برعليه آن مبارزه نمود؟
اسماعیل اوجی: راستش به این سوال به این مهمی نمی‌توان در چند سطر پاسخ داد ولی من سعی خواهم کرد بطور خلاصه پاسخ دهم. گرچه این پاسخ نیاز به توضیح زیاد دارد.
از نظر تاریخی:
1. بارور و بچه دار شدن زن و نیاز به خدمات مرد در زمان بارداری و حتی بعد از وضع حمل عامل مهمی است برای برتری اقتصادی مرد نسبت به زن. به این دلیل است که مردان در طول تاریخ از این موقعیت زنان سوء استفاده کرده و به آنها حکومت و در بسیاری از مواقع خشونت کرده اند.
2. زنان به علت فوق نتوانسته اند در فعالیت‌های اجتماعی، کسب اطلاعات و دانش عمومی، رهبری سیاسی جامعه و از این قبیل بطور تمام وقت شرکت کنند و دست مردان برای حکومت و خشونت باز گذاشته شده است.
3. مردان برای اینکه حکومت و خشونت خود را موجه جلوه دهند به ایجاد نیروهای مافوق طبیعی از قبیل خدا و شیطان و جن و بهشت و جهنم و از این قبیل دست زده اند و به تدریج حول این نیروهای من در آوردی مافوق طبیعی قوانین و مقررات توجیه کننده‌ی حکومت و خشونت خود نسبت به زنان را به وجود آورده اند.
در زمان حاضر:
4. مردان از طرفی جلو استقلال زنان را می‌گیرند و می‌خواهند وابستگی زنان به مردان به هر وسیله‌ای حفظ شود و از طرف دیگر از زنان به عنوان نیروی کار، در خانه یا در کارخانه، برده جنسی در خانه و خیابان و غیره استفاده می‌کنند.
مبارزه برای حقوق زنان و طبیعتا مقابله با خشونت علیه زنان نمی‌تواند از مبارزه برای استقلال زنان جدا باشد. هر نوع وابستگی زن به مرد و به ویژه وابستگی اقتصادی دیر یا زود منجر به خشونت بر زن می‌شود. زنان باید برای استقلال خود از مردان در همه جوامع، به ویژه جوامع مذهبی، مبارزه کنند. یکی از مهمترین و اولین مراحل این مبارزه دور انداختن همه نیروهای مافوق طبیعی است.
شهلا نوری: به نظر من عامل اصلی و ریشه این خشونتها همه و همه در نابرابری اجتماعی، اقتصادی و سیاسیِ بین زن و مرد خلاصه میشود. هر کدام از این مباحث بتنهایی و در حلقه های بهم پیوسته در بسیاری از کشورها بررسی شده و راه حلهایی هم ارائه شده اما تا چه اندازه موفق بوده جای بحث دارد. من تصمیم ندارم از انواع خشونتها و یا دستورالعملهای رایج که بصورت "نسخه" برای معالجه این جنایت جهانی نوشته می شود حرف بزنم.
هر سال در روز 25 نوامبرهزاران اجلاس برگزار می شود و هزاران نسخه آکادمیک پیچیده می شود. همه از خشونت علیه زنان بعنوان عمده ترین نقض تعهدات حقوق بشر حرف می زنند و قعطنامه صادر می کنند از جمله: ارتقاء تساوی جنسی و مبارزه با تبعیض بر علیه زنان، گردآوری اطلاعات در مورد خشونت، ابداع استراتژی هماهنگ و مبارزه در مورد کیفرناپذیری اعمال کنندگان خشونت بر علیه زنان و دسترسی به قضاوت برای قربانیان این حادثه بخشی از اهداف عملیاتی این اجلاسهای جهانی است. در کشورهای پیشرفته صدها نهاد جدید در جهت مبارزه برای منع خشونت به زنان تاسیس می شود اما هنوز شاهد ضرب و شتم زنان هستیم. در همین اجلاسها تصمیم می گیرند تا حکومتهای کشورهای عقب افتاده را به رعایت حقوق بشر زن متقاعد کنند. خانم کلینتون و همپالگی هایش برای زنان افغانستان و عراق داروی "رفع خشونت از زنان" تجویز می کنند و دولتهای فخیمه شان برای ایجاد نظم نوین جهانیشان جامعه عراق و افغانستان را صدها سال به عقب می رانند.
آیا در این اجلاسها از خشونت دولتی هم صحبت می شود؟ خشونتی سیتماتیک که در بسیاری از نهادهای جامعه زمینه مردسالاری را تولید و بازتولید می کند. دین، مذهب، خرافه و سنتهایی قرون وسطایی را باز تعریف می کنند و بوسیله مدیای نان به نرخ روز خور به خانه من و شما فرستاده می شود تا خشونت روانی نهفته در استثمار جنسی را نهادینه کنند. تا مردان را همچنان قیم خانه و خانواده و زنان را علیرغم آزادی اقتصادی همچنان زیر یوغ روانی مرد سالاری اجتماعی وابسته به مرد نگه دارند. اینها خصائل زشتی است که در طول قرنها در دامن ادیان و حکومتهای ناظر بر آن پرورش یافته تا غیرت و تعصب را بازتولید کند.
به نظر من استبداد، دیکتاتوری، مردسالاری و عملکردهای منتج از این نوع تفکر از جمله قتل زنان به دست نزدیکان خود عمیقا ریشه در دین و آموزشهای دینی دارند. نگاهی به جوامع مذهب زده می توانند بخشا گویای وجوه تفاوتها باشد. اگر امروز شاهد افزایش روزافزون جنایت و قتل، اعتیاد و تنفروشی، ازخودبیگانگی و حس انتقام جویی نه تنها در جوامع پاتریآرکال بلکه در کل جهان هستیم، باید "اول مرغ یا تخم مرغ" را کنار بگذاریم. باید در کنار مبارزه با سرمایه داری جهانی برای آفریدن یک سیستم نوین حساب خود را با ادیان هم تسویه کنیم. بدون تغییر بنیادی در کل این مناسبات و دخالتگری مستقیم جنبش آزادی زن، سخن گفتن از مقولاتی همچون رفع خشونت علیه زنان، رعایت حقوق بشر زن و رفع ستم اقتصادی از زنان، بجز سرگرم شدن در زمین بازی بورژازی نتیجه ملموس دیگری ندارد.
شهلا نوری
2011-11-18