قرن ها ست که زنان در سرتاسر جهان تحت
ستم و رنج بسرمیبرند، چه در خانه و چه در جامعه تحت هرنوع بی عدالتی
و ستم قرار می گیرند و از آنها سوء استفاده میشود. زنان در کشورهای
صنعتی بطور نسبی موفق شده اند که به حداقل برابری حتی اگر روی کاغذ
هم باشد دست پیدا کردند ،اما شرایط زنان در جهان سوم همچنان و بعضا
دردناکتر از گذشته میباشد .
به ویژه در زمینه اقتصادی نابرابری و بی عدالتی اجتماعی این امر
بیشتر به چشم میخورد ، زنان برای بخش بزرگی از کارشان مزدی دریافت
نمی کنند خانه داری، تربیت فرزندان از جمله این کارها میباشد . آنها
حتی از کمک های نقدی برای توسعه به هیچ وجه برخوردار نمی شوند وام
ها غالبا به مردان داده میشوند.
به ویژه در برخی از کشورهای آسیای شرقی با پشتیبانی زنجیره هتل های
بین المللی و شرکت های هواپیمائی از زنان و کودکان تهیدست برای سکس
توریسم سوء استفاده می گردد و منافعی فراوان حاصل می گردد.
. در بسیاری از کشورها سوء استفاده و آزار شدید زنان و دختران امری
مشروع است. برای مثال کتک زدن زنان و دختران از سوی مردان بنفع عفت
خانواده و جامعه است و امری طبیعی است و از مجازات برخوردار نیست
و یا قتل های ناموسی، فروش دختران و ده ها خشونت خانگی و اجتماعی.
میلیون ها دختر در کشورهای جهان سوم ختنه می شوند تا بدینوسیله از
آنها زنی مطیع و تحت فرمان و امین به شوهر ساخته شود. از آنجا که
ختنه زنان غالبا بصورت سنتی و با آلات غیر بهداشتی انجام می شود
آمار بالائی از دختران به خاطر خونریزی شدید جان خود را از دست داده
و یا تمام عمر دچار نقص عضو و بی حسی در ناحیه شکم گشته اند. زنان
بویژه در کشورهای جنگ زده وحشتناک تر از موقعیت های عادی است امثال
زیادی را جهان به چشم خود دید که تجاوز پاره کردن شکم و بیرون کشیدن
جنین از جمله آسیب ها است که در برابر آن فقط با سکوت مجامع بین
المللی جواب داده شده است .
طبق گزارش سازمان ملل متحد آمار قتل زنان در سرتاسر جهان همواره
در حال افزایش است. در هند، پاکستان، آلبانی و بسیاری از کشورهای
عربی این آمار چشم گیر است. به گزارش همین نهاد بین المللی این رقم
تا بیش از 50 % نیز میرسد .
اگر جائی در جهان اقلیتی قومی این چنین مانند زنان تحت آزار و تبعیض
و تعقیب قرار می گرفت، سازمان های بین المللی مطمئنا مدتها بود که
یا به تبیض کنندگان حمله نموده و یا حداقل بعنوان نسل کشی اعلام
جرم نموده بودند. اما زمانی که حقوق انسانی زنان خدشه دار می شود
طرفداران و حامیان " دخالت های بشردوستانه" و " صلح
خواهان" و " پلیس های جهان" چشم های خود را می بنندند.
زیرا که آنان خود از استثمار زنان نفع می برند.
با توجه به این امار و ارقام موقعیت زنان را در کشورهای جهان سوم
بصورت زیر خلاصه کرد
1- موقعیت کاری زنانی که در بازار اقتصادی خود را از مردان مستقل
کردند نیز با حقوقی برابر به کار مشغول نیستند
2- در عرصه فرهنگی و اجتماعی نیز موقعیت زنان یا کمتر از مردان به
چشم میخورد یا اصلا دیده نمیشود
3- در بخش صنایع نیز متاسفانه حقوق زنان کار بمراتب پائین از مردان
با کار مساوی است
4- از نظر اموزشی نیز زنان در این کشورها از میزان بسیار پائین تری
قرار دارند
5- موقعیت زنان در خانه و مسئولیت کار خانه و تربیت کودک بمراتب
با درجات بالاتری از مردان است که این امر هم از نظر مادی و هم از
نظر معنوی زنان را در مقام پست تری از مردان قرار میدهد
6- در مورد قوانین مدنی نیز زنان در وضعیت بدترو حتی وخیمی بسر میبرند
از جمله ازدواج و طلاق ارث و ...
7- از نظر سیاسی نیز در این قبیل کشورها زنان یا اصلا حزب یا تشکل
سیاسی خود را ندارند یا اینکه در مقام دوم یعنی زیر نظر مردان به
فعالیت های اندک خود مشغولند .
با توجه به مسائل اعلام شده جنبش های ازادی خواهی و رشد اگاهی زنان
در این کشورها و همچنین رشد روز افزون این جنبش ها و تشکلهای مستقل
زنان که برای از بین بردن این بی عدالتی پای به میدان مبارزه گذاشته
اند و هرروز نیز قدمی به جلو برمیدارند تا این مبارزه را تا رسیدن
به برابری و ازادی بین همه انسانها چه مرد و چه زن به نتیجه رسانده
و در کنار مردان به جامعه ای دور از نابرابری و بی عدالتی برسند
با امید به رسیدن به چنین روزی
لیلا پورابولفضل