.

کاريکاتورى از مبارزه با اسلام سیاسی در حاشيه انتشار تقويم زنان برهنه

07-March-2012
آذر ماجدی
                                       

 

اخیرا یکی از سازمانهای جانبی حزب اکس مسلم فیل جدیدی تحت نام پر طمطراق «دفاع از آزادی بیان، حقوق زن و مبارزه علیه اسلام سیاسی» هوا کرده است. طبق گفته خودشان بابتکار مریم نمازی، عضو دفتر سیاسی این حزب، تقویمی از «زنان انقلابی برهنه» انتشار یافته و بفروش می رسد که عکس برهنه مریم نمازی نیز در آن بچاپ رسیده است. در تبلیغ این تقویم یک ویدئو از برخی از اعضای زن این حزب، از جمله از اعضای دفترسیاسی و کمیته مرکزی شان به شکل نیمه برهنه انتشار یافته است. ادعا می کنند که در حمایت از علیا مگدا المهدی، دختر مصری که در اعتراض به زن ستیزی عمیق در مصر عکس برهنه خود را در وبلاگش منتشر کرد و گلشیفته فراهانی، که در فیلم تبلیغاتی جایزه فرانسوی سزار همراه تعدادی زن و مرد هنرپیشه فرانسوی نیمه برهنه ظاهر شد، دست به این اقدام زده اند.

باید این ادعاهای پر طمطراق و دهن پرکن را شکافت و عمق و معنای واقعی اقدام این جریان همیشه هیاهو گر، آکسیونیست و اگزبیشنیست را برملا کرد. ادعا ها در ظاهر بسیار پر معنا و مترقی بنظر می رسد. اما آیا این اقدام در عمل به این ادعاها خدمت می کند؟ آیا این کاری شجاعانه و تابو شکن و در خدمت آزادی بیان، حقوق زن و علیه اسلام سیاسی است؟ یا اقدامی مسخره و کاریکاتوری از عمل شجاعانه علیا ماگدا المهدی و کار هنری- بازرگانی گلشیفته فراهانی؟ تلاشی برای مطرح کردن خود حتی به قمیت دلقک بازی؟ در این دنیایی که رسانه های بورژوایی دائما مشغول مهندسی افکار عمومی هستند و هر مشتاق نام و شهرتی برای ظاهر شدن در این رسانه ها دست و پا می شکند؛ در این دنیای ویرچوال که فیس بوک و تویتر جای مبارزه متحد و متشکل را برای بسیاری گرفته است؛ در این دنیای وارونه که مبارزات رادیکال توده های مردم و کمونیست های آرمانخواه و انقلابی بعضا زیر آوار هیاهوهای تابلویدی پنهان می شود؛ جریانی که برای مطرح شدن در رسانه ها از هیچ کاری فروگذار نمی کند وادار به هر دلقک بازی میشود. این بار اما الحق و والنصاف که گل کاشته اند: چاپ تقویم «زنان برهنه انقلابی» (که معلوم نیست انقلابی بودنشان را از چه گرفته اند؟ از «شجاعتشان» در برهنه شدن یا از فعالیت روزمره شان برای ساختن یک دنیای بهتر و در تلاش برای آزادی، برابری و رفاه و واژگونی سرمایه داری؟) و ساختن ویدئویی از زنان نیمه برهنه که هیچ نیست جزء یک کاریکاتور مضحک از فیلم کوتاه فرانسوی که گلشیفته در آن ظاهر شده است.

قبل از بحث بیشتر در مورد این حرکت، باید سه نکته را تاکید کرد:

۱- فی الحال جریانات شرق زده و ملی اسلامی کپک زده، لمپنیسم شان را در رابطه با این تقویم و ویدئو، جاری سایت های مختلف کرده اند. لمپنیسم و عقب ماندگی این شرق زده های اسلامی احتیاج به افشاءگری بیشتر ندارد. اینها را همه می شناسند و برخوردهای کلاه مخملی و لات مابانه شان را در مورد علیا و گلشیفته نیز شاهد بودیم و افشاء کردیم.*

۲- این اقدام حتی اگر تابو شکنی تصور شود، باید پرسید آیا هر تابو شکنی مثبت، پیشرو و بنفع پیشروی جامعه است؟ بصرف اینکه یکی تابو شکنی کرده است، به او لقب انقلابی، پیشرو و آزادیخواه اطلاق نمی توان کرد. بسیار اقدامات ممکن است به ذهن هر یک از ما برسد که انجامش تابو شکنی است، اما نه تنها پیشرو نیست که ناهنجار است؛ نه تنها بنفع پیشروی جامعه و تعمیق آزادی نیست، بلکه در جهت عکس آن یا حتی به معنای اسارت انسان در فتیشیسم است.

۳- مساله بر سر آزادی بیان و ابراز وجود نیست. هر کس آزاد است که بهر شکل و شمایلی که می خواهد درآید و از خود عکس و فیلم بگیرد و منتشر کند. این عین آزادی بیان است. اما در عین حال نقد حرکت آنها نیز عین آزادی بیان است.

نقد من به حرکت آنها نه از زاویه انکار آزادی ابراز وجود آنها، بلکه از زاویه کمونیسم کارگری است. عمل علیا در مصر یک حرکت شجاعانه علیه زن ستیزی و اسلام سیاسی بود. زن جوانی که در اسارت زن ستیزی، مردسالاری عمیق و تحت سلطه اسلامیست ها زندگی می کند، بعنوان یک عمل اعتراضی به این شرایط عکس برهنه خود را منتشر کرد. او ریسک بالایی را بجان خرید، تا به اسلامیست ها بگوید که برای آزادی زن مبارزه می کند. کمااینکه تهدید اسلامیست ها یک آن او را رها نکرده است. دو سه روز پیش از سفر به سوئد برای شرکت در کنفرانس سازمان آزادی زن، یک عده لات اسلامی او را ربودند و تهدیدش کردند.

اما آیا لخت شدن تعدادی زنی که در کشورهای اروپایی زندگی می کنند، که نه تنها چاپ عکس لخت در آن جرم و پیگردی ندارد، بلکه در پلاژهای آن زنان لخت آفتاب می گیرند و کسی از این کار آنها برافروخته نمی شود، شجاعت خاصی را ابراز می کند؟ تابویی می شکند؟ کسی آنرا دفاع از حقوق زن قلمداد می کند؟ خیر. این کار بیش از آنکه بعنوان یک حرکت سیاسی و معترضانه در دفاع از حقوق زن و در مقابله با اسلام سیاسی تعریف شود، در رده نشریات تابلوید قرار می گیرد که چاپ عکس زن لخت در آن به یک سنت دیرینه برای فروش بیشتر بدل شده است. همانگونه که عکس صفحه سوم روزنامه سان ( Sun) کسی را بیاد دفاع از حقوق زن و آزادی بیان نمی اندازد، یا این روزنامه را قهرمان مبارزه علیه اسلام سیاسی نمی کند، تقویم مورد نظر هم در همین رده و مقوله قرار می گیرد. پولی هم که از فروش آن عاید فروشندگانش می شود، ارزشی بیشتر از فروش این تابلوید ها ندارد.

آیا گلشیفته فراهانی نیاز به حمایت دارد؟ قطعا باید رژیم اسلامی و ملی - اسلامی های شرق زده عقب مانده را افشاء کرد. باید عقب ماندگی کپک زده لمپنی شان را عمیقا برملا کرد. اما گلشیفته نیازی به حمایت ندارد. او در کشور فرانسه زندگی می کند که هیچ مشکلی با عکس برهنه یا نیمه برهنه زن ندارد. دنیای هنر فرانسه و غرب او را در آغوش گرفته است. بعلاوه، حرکت او نه اقدامی در دفاع از آزادی زن بود و نه اعلام جرمی علیه اسلام و اسلام سیاسی. فقط یک عده کودن سبک مغز می توانند کار حرفه ای گلشیفته را به پای مبارزه ضد اسلام سیاسی بنویسند.

اما برای دفاع از علیا باید متشکل و متحد علیه استبداد و خفقان نظامی و اسلامی که توسط تروریسم دولتی به سرکردگی آمریکا بر مردم مصر تحمیل شده است، مبارزه کرد. باید دنیا را از این توطئه و خفقان و ستمی که بر مردم مصر و منطقه و بر زنان اعمال می شود آگاه کرد. باید جنبش ۹۹٪ را به دفاع محکم و همبستگی با این مردم بپا خاسته جلب کرد. باید با دو قطب تروریسم دولتی و اسلامی جنگید. باید بشریت آزادیخواه و متمدن را علیه این دو قطب بسیج کرد و قطب سومی ساخت. این کارها آسان نیست. باید برای آن طرح و تئوری و سیاست رادیکال کمونیستی کارگری داشت؛ باید برای آن عرق ریخت؛ باید شب و روز قاطعانه و خستگی ناپذیر برای آن کار کرد. با هیاهو و آکسیونیسم هم نمی توان قدمی در این جهت برداشت.

اما از جریانی که در مبارزه علیه اسلام سیاسی به دامن تروریسم دولتی پناه برده است و در جنگ و کشتار مردم غزه عملا به حمایت از اسرائیل در غلطید؛ از جریانی که زمانی که مردم ایران میلیونی به خیابان ها می ریزند تا خود را از شر رژیم اسلامی رها کنند، یاد دفاع از جریان سبز اسلامی می افتد و موسوی آدمکش را به میان مردم قاچاق می کند و او را با سخاوتمندی خاصی «نیروی سازشکار انقلاب» می خواند چنین انتظاری بیهوده است. آب در هاون کوبیدن است. اینها اگر ذره ای از سیاست ها و سنت های کمونیسم کارگری بویی برده بودند، به دامن چنین سیاست های راست و ارتجاعی در نمی غلطیدند؛ اینقدر هر روزه معلق سیاسی و زیگزاگ نمی زدند؛ اینها تا مغز استخوان پوپولیست اند و پوپولیست از مبارزه سیاسی - کمونیستی، آکسیونیسم و غوغا سالاری می فهمد. همه چیز را از محتوا تهی می کند و به یک کاریکاتور مضحک بدل می کند. کار اخیرشان نیز یکی از دست گل های دیگرشان در همین راستا است.

اینها مختار و مجازند که لخت شوند یا به هر شکل و شمایلی که می خواهند، درآیند؛ اینها مختار و مجازند که هیاهو کنند و فیلم و عکس لخت چاپ کنند؛ اینها مختار و مجازند که از هر رویدادی برای خود دکانی بسازند؛ اینها مختار و مجازند که از ترس تروریسم اسلامی به دامن تروریسم دولتی پناه ببرند؛ اینها مختار و مجازند که تحت نام تاکتیک از کنار از تحریم اقتصادی و جنگ دفاع کنند تا شاید از مواهب آن بهره مند شوند؛ اینها مختار و مجازند که دفاع از مردم غزه و محکومیت جنایت اسرائیل را به سخره بگیرند؛ اینها مختار و مجازند که بعد از یک عمر کار کمونیستی و آته ئیست بودن یکشبه برای اسم در کردن و دستخوش گرفتن اکس مسلم شوند؛ اینها مختار و مجازند که پرچم سرخ خویش را سفید کنند؛ اینها مختار و مجازند که با نیروهای ارتجاعی ناسیونالیست پرو غرب سلطنت طلب و سبز اسلامی متحد شوند؛ اینها مختار و مجازند که برای بیانیه حقوق بشر مبارزه کنند؛ اما تا زمانیکه تحت نام کمونیسم کارگری به این سیاست های راست و ارتجاعی در می غلطند و دلقک بازی در می آورند، ما موظفیم که افشایشان کنیم. اینها هیچ ربطی به کمونیسم کارگری ندارند و فقط یک اسم را یدک می کشند و آن اسم را نیز همچون بسیاری پدیده های دیگر از محتوا خالی کرده اند.

* برای بحث مفصل تر و همه جانبه تر به لینک های زیر که دو ویدئوبلاگ و یا مصاحبه ای با نشریه برای یک دنیای بهتر است رجوع کنید.

http://www.youtube.com/watch?v=dCx63IOU0Mk&list=UUYwuzEp4lUUbd8L6Xa7XJxg&index=3&feature=plcp
http://www.youtube.com/watch?v=noLz7CnDeuo&list=UUYwuzEp4lUUbd8L6Xa7XJxg&index=7&feature=plcp
http://wupiran.org/nashryeh_HTML/NO_239/HD-%20ba%20azar%20majedi-%20golshifte%20frahani.html