.

به سازمان آزادی زن یپیوندید!

05_april 2013

فخری جواهری


                                       

 

جنبش آزادی زن یکی از مهمترین جنبش های سیاسی - اجتماعی موجود جهان و بویژه در ایران است. تبعیض و نابرابری حقوقی، سیاسی، جنسیتی، و تفاوتهای طبقاتی کم و بیش در همه جوامع سرمایه داری مشهود و جزو لاینفک این نظام اند. در شرایط کنونی و بحران اقتصادی جهانی طبق معمول به دستاوردهای طبقه کارگر و جنبشهای آزادیخواهانه تعرض میشود. زنان از جمله بخشی از جامعه هستند که در صف اول این تعرض سرمایه داران و دولتهایشان قرار دارند. از سوی دیگر در مقابل این تهاجم طبقات حاکم و دولتهای مرتجع سرمایه داری، اعتراضات زنان مبارز و آگاه و آزادیخواهان و برابری طلبان برای دستیابی به حقوق حقه خود و دفاع از دستاوردهای پیشین در جریان است. این کشمکش دائمی دوره پر تلاطمی را هم برای نظامهای سرکوبگر و هم برای جنبش آزادی زن رقم زده است.

جلو صف بودن زنان در اعتراضات در ایران، کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا و سایر نقاط دنیا در سالهای اخیر خود گواه پیشروی جنبش آزادی زن و یک بیداری سیاسی است. زنان به ستوه آمده از قوانین متحجر اسلامی در جلو صف اعتراضات خیابانی سینه سپر کردند و انزجار خود از حکومت وحشی اسلامی فریاد زدند. اعتراض علیا ماجد المهدی با پخش عکسهای برهنه خود در مصر و آمینا تیلر هم نمونه ای دیگر از این اعتراضات برعلیه حکومت های اسلامی و جنبش اسلام سیاسی و اعتراض به قوانین ضد زن اسلامی است.

امروز با گسترش خشونت نظام سرمایه داری علیه بشریت همه جا خشونت و تبعیض علیه زنان گسترش می یابد. در کشورهای دمکراتیک غربی به وضوح این نابرابری ها قابل مشاهده اند. دیگر قتل ناموسی ویژه کشورهای اسلام زده نیست بلکه در کشورهای غربی مرتبا بوقوع میپیوندد. خشونت علیه زنان، تجاوز به زنان هر روز گسترش می یابد. طنز تلخ اینست که زنان قربانی تجاوز را به خاطر نوع پوشش شان مقصر قلمداد میکنند و با همین استدلال مجددا توسط ماموران حکومتی مورد تجاوز قرار میگیرند. در کشور اسلام زده ای مثل ایران زنان چندین برابر بیشتر در معرض خطر رفتارهای ضد زن و ضد انسانی از طرف دولت، قانون، جامعه و خانواده قرار دارند.

زنان شاغل بالاخص زنان کارگر علاوه بر نابرابری ها و فشار کار، بیحقوقی، تحمل نابرابری جنسیتی در محیط کار و کارخانه بیش از پیش کمرشان را خم نموده است. خود من تجربه کار در کارخانه سه ستاره تهران را داشتم و شرایط نابرابر جنسیتی را از نزدیک حس کرده ام. زنان کارگر کارخانه نامبرده بعد از تحمیل طرح جداسازی زنان و مردان در قسمتهای مختلف کارخانه که طرحی کاملا ضد زن و ضد انسانی بود حق تماس مستقیم با مردان کارگر را نداشتند. بطور مثال کارگران قسمت چرخکاری که من یکی از آنان بودم باید محصولات چرخ کاری شده خود را توسط کشوئی که در دیوار میان ما و مردان کار گذاشته شده بود به سالن مردان میفرستادیم. کارگران چرخکار میتوانستند بصورت قطعه کاری و اصطلاحا تعدادی کار کنند و پس از اتمام و تولید تعداد قطعات مقرر شده به استراحت بپردازند. در این میان زنان حق نداشتند پس از اتمام کارشان برای استراحت از سالن خارج شوند و در حیاط کارخانه دیده شوند. زنان کارگر حق احوالپرسی با مردان کارگر در محوطه کارخانه را نداشتند. اگر احوالپرسی میکردند از طرف انجمن اسلامی کارخانه فرا خوانده شده و تذکر انظباطی داده میشد. در واقع با زنان کارگر به مثابه اسیران جنگی برخورد میشد.

اما زنان چه در کارخانه و محیط کار، چه در محلات و خیابان، هیچگاه سر تعظیم به این قوانین عقب مانده اسلامی فرود نیاوردند و دائما با این قوانین در جنگ و ستیزند. کارگران، زنان آزادیخواه و مردم مبارز ایران باید برای ایجاد دنیایی عاری از نابرابری، فقر، آپاتاید جنسی، خشونت و تجاوز تلاش کنند و در این راستا ضروری است جنبش آزادی زن را تقویت کنند و بطور مشخص به ظرف و تشکل رادیکال این جنبش یعنی سازمان آزادی زن بپیوندند.

سازمان آزادی زن برای متحقق کردن برابری کامل زن و مرد مبارزه و تلاش میکند. سازمان آزادی زن رهائی کامل زنان را در گرو پیروزی طبقه کارگر و استقرار یک جمهوری سوسیالیستی که متضمن برابری کامل و بدون قید و شرط زنان و مردان است میداند. در عین حال سازمان آزادی زن ظرف اعتراض فوری به هر تبعیض و نابرابری و تلاش برای تحقق هر ذره حقوق و حرمت انسانی زنان و مردان است. به سازمان آزادی زن بپیوندید تا دست در دست هم برای برپائی دنیایی آزاد و برابر تلاش کنیم. زنده باد آزادی زن! زنده باد سوسیالیسم! *