.

زن علیه مذهب هایپاتیا

14_april 2013

سعید مدانلو


                                       

 

اِعمال فرهنگ مذهبی به جامعه و شاسنامه دار کردن مردم به مذهب، کار بیشترین حکومتیهایی بوده که در طول تاریخِ بشر بر روی همۀ قاره های روی زمین فرمانروایی کرده و هنوز هم مصمم هستند که هرطوری شده بتوانند هرچه طولانی تر ادامه اش بدهند. از نقطه نظر ﺁنها دنیا از ابتدای تاریخ به این نحو گشته و راهی به جز این وجود ندارد. مقاومت انسان در مقابل مذهب نیز به اشکال گوناگون در سراسر تاریخ بشر بر روی کره زمین بروز کرده و هر زمان نمایندگان خودش را داشته است. مذهب از ابتدای تاریخ بشر مهمترین ابزار سیاسی و اجتماعی تثبیت و تداوم نظام بردگی در جوامع بشری بود و پا بپای سرکوبهای بی امان حکومتها در قبال شورشها و قیامهای توده مردم به ستوه ﺁمده و منزجر از نظم موجود، به زندگی مردم جوامع مختلف مستولی شد.


Hypatia and the coming of the dark ages

زمانی که کنستانتین بنا به خوابنما شدن مادرش از طرف مریم مقدس فرمان ﺁزادی مسیحیت را در ٣١٣ میلادی در سراسر قلمرو تحت سلطۀ حکومت روم در شرق و غرب اعلام کرد، امکان تداوم سلطه امپراتوری بویژه در شرق را درمصالحه با مذهب و  سران مذهبی می دید.  مصر و سوریه ازجمله شهرهای فینیقی سواحل شرقی مدیترانه،  فلسطین و همچنین ارمنستان درشرق ﺁناتولی برای حاکمیتهای رومی، سرزمینهایی بسیار مهم و دارای اهمیت حیاتی و استراتژیک محسوب می شدند. از زمان صدور فرمان میلان که یک تصمیم ناگزیر سیاسی بود و حتی خوابنما شدن مادر امپراطور هم سیاسی بود تا تثبیت شیوۀ جدید حکومتی یعنی همان شیوۀ شرقی حکومتی که ضامن تداوم نظم اجتماعی و به زیر سوال رفتۀ موجود بود، حدود صد سال بطول انجامید. سال ٤١٥ میلادی را که هایپاتیا رٸیس ﺁکادمی علوم اسکندریه در یکی از عمارات مخروبۀ این شهر بدست طلبه های فالانژ اسقف سیریل با قطعات شکسته کاشی قطعه قطعه شد را باید سال واقعی تثبیت شیوه شرقی حکومتی در روم و سال ﺁغاز اعصار تاریک در حاکمیت امپراتوری روم، گسترش و تداومش در سراسر غرب و شرق تا انقلاب کبیر فرانسه بحساب ﺁورد. هایپاتیا فرزند تٸون الکساندریکوس ریاضیدان و فیلسوف نو افلاطونی به اتفاق پدرش از سخنوران ﺁکادمی علوم اسکندریه بودند. او درسال ٣٧٠ میلادی (در برخی نسخ تاریخهای دیگری قید شده) دراسکندریه متولد و در سال ٤٠٠ میلادی به ریاست ﺁکادمی برگزیده شد. سالهای ٤٠٠ میلادی دوران غالب شدن مذهب و کلیسا به زندگی مردمِ محصور در امپراطوری روم بود. دوران جا افتادن قدرت کلیسا در حاکمیت، دوران مشخص و تفهیم  شدن سهم و جایگاه قدرت امپراطور و سران کلیسا در سراسر حاکمیت امپراطوری روم.  

در سال ٤١٢ میلادی سیریل مقام اسقفی اعظم اسکندریه را رسماً بدست ﺁورد و بر رقبایش در داخل حکومت در ﺁن شهر غلبه کرد. سیریل که درتاریخ مسیحیت به سیریل مقدس معروف است مهمترین نقش را در تثبیت قدرت کلیسا در حاکمیت روم داشت. اسکندریه سنگر مخالفین و مهمترین شهری بود که مسحیت میباید به انقیادش میکشاند. ﺁکادمی و اعضایش موثرترین مانع تثبیت و رسمیت یافتن مسیحت در متصرفات شرقی روم بودند. هایپاتیا به روی یکی از پله های ساختمان ﺁکادمی می ایستاد و در رد عقاید مسیحت برای مردم صحبت میکرد. معروف بود که  او با منطق ساده ریاضی میگفت، هر کس که قبول دارد ٢ ضربدر ٢ هرگز رقمی به غیر از ٤ نمیشود نمیتواند باور داشته باشد که از دو قطعه چوب خشک که به شکل بعلاوه بهم میخ کرده اند معجزه ای ساخته است. هایپاتیا محورمخالفت با عقاید مسیحی شناخته می شد. او با فتوای سیریل به محور شرارت متهم و مستوجب مرگ اعلام شد.

درصبح روز هشتم مارس سال ٤١٥ میلادی هنگامیکه هایپاتیا از خانه اش در مرکز اسکندریه عازم ﺁکادمی بود از جانب یک دسته مانک یا همان طلبۀ های خشمگین و متعصب و چماق بدست سیریل محاصره شد. ﺁنها او را به داخل یک عمارت مخروبه کشانده و با لبه های تیز کاشی های شکستۀ عمارت به نحو فجیعی به قتل رساندند. دستجات خشمگین و متعصب مسیحی طرفدار سیریل ساختمان ﺁکادمی در اسکندریه که در زیبایی و مهندسی معروف و بی نظیر بود را مدتها سنگباران میکردند و در انتها ﺁنرا به ﺁتش کشیدند. در ﺁتش سوزی ﺁکادمی و کتابخانۀ ﺁن بسیاری از ﺁثار فلسفی، نجوم، پزشکی، ریاضی، مهندسی و شیمی از جمله عمدۀ ﺁثار هایپاتیا طمعه حریق شدند. ﺁکادمی و طرفدارانشان متواری شدند. ﺁنها بعد از چندی در ﺁنتیوخ (انتاکیه در داخل ترکیه کنونی) که فشار سیریل و هوادارانش در ﺁن کمتر بود  یکدیگر را پیدا کردند.

دهم ﺁوریل ٢٠١٣