.

ماهیت کشمکش کنونی در مصر اردوی انقلابی باید ابتکار عمل را بدست گیرد!

18_Aug2013

سیاوش دانشور


                                       

 

ارتش مصر در قبال اعتراض اخوانیها، و فردا در مقابل اعتراضات و اعتصابات کارگری، همان کاری را میکند که بطور کلاسیک فلسفه وجودی ارتش است: سرکوب با هدف دفاع از وضعیت موجود! ارتش و نیروی ضد شورش رکن اساسی دستگاه سرکوب در همه جای دنیاست. ارتش در کشورهای مختلف ممکن است تفاوتهای صوری و جزئی داشته باشد اما واقعیت اینست که ارتش در کنار دادگاهها و پلیس و قوانین، رکن اساسی نیروی سرکوب طبقات حاکمه است. میگویند ارتش غیر سیاسی است و در بسیاری از کشورها افراد ارتش حق ورود به احزاب سیاسی را ندارند. واقعیت اینست که ارتش بعنوان یک ارگان نظامی از سیاست طبقات حاکم پیروی میکند و جزئی تفکیک ناپذیر از آنست. هر زمان که روشها و مکانیزمهای ظاهرا سیویل و غیر نظامی کارکرد خود را از دست میدهند، ارتش بعنوان "قهرمان داستان" وارد صحنه میشود. بسیاری از کودتاها در جهان بعنوان یک اقدام سیاسی میلیتانت و سرکوبگرانه توسط ارتش در دوره های بحرانی صورت گرفته است. ارتش آخرین سنگر ماشین سرکوب دولتی بورژوازی است که با فرو ریختن و یا از هم پاشیدن آن، آینده قدرت طبقه حاکمه تماما در هاله ای از ابهام فرو میرود.

ارتش نه "مردمی و در کنار مردم" است، نه "دمکراتیک" میشود، نه آنطور که ادعا میشود برای دفاع از "مام وطن" ایجاد شده، و نه صرفا "وظیفه حراست از مرزها" را بعهده دارد. ارتش یک ارگان دفاع از حاکمیت طبقاتی بورژوازی است. منافع حاکمیت طبقه بورژوا بسیار وسیع تر از منافع این یا آن دولت موقت بورژوائی در دوره انقلابی است. این منفعتی است که در تقابل نیروی وسیع توده مردمی که "اسقاط النظام" را میخواهند، مبارک را کنار میزند تا اساس نظام را اعاده کند. این نیروئی است که با اخوانیها متحد میشود و به مردم انقلابی در التحریر و اعتصابات کارگری هجوم میبرد. این نیروئی است که وقتی رفتن مرسی و اخوان مسجل میشود، پشت اخوان را خالی میکند تا "خطر" سقوط حاکمیت طبقه بورژوا را دفع کند. مضافا اینکه بطور مشخص ارتش در مصر، جریانی قدرتمند در ساختار سیاسی – اداری و یک قطب نیرومند در اقتصاد سیاسی آن جامعه است. لذا ارتش مصر "دیده بان نظامی و بیطرف در سیاست" نیست بلکه راسا یک طرف مهم جدال سیاسی در این کشور است. ارتش تلاش دارد در متن بحران آلترناتیو حکومتی و بی اعتباری و بن بست راه حل های تاکنونی طبقه حاکم، نماینده منافع کل بورژوازی برای اعاده وضع موجود در تقابل با اعتراض انقلابی و آزادیخواهانه برای تغییر وضع موجود باشد.

نیرو و عزم انقلابی دهها میلیون مردم کارگر و زحمتکش مصر که جهان را شگفت زده کرد، ارتش را وادار کرد که مجددا از پشت صحنه به جلوی صف بیاید. ارتش همزمان دو اقدام صورت داد: اول، خود را "در کنار مطالبات مردم" قرار داد چون میدانست دیگر نمیتواند روی اسب بازنده مرسی شرطبندی کند. نگرانی اینبود که این نیروی دهها میلیونی در ایستگاه ساقط کردن مرسی متوقف نشود و در تداوم تحرک انقلابی کل حاکمیت اردوی ارتجاع را هدف قرار دهد. لذا اتحاد ارتش با مرسی به نفع دفاع از اعاده نظم طبقاتی پایان یافت. دوم، ارتش اولتیماتوم برکناری محمد مرسی را از دست معترضان ربود و راسا ابتکار عمل سیاسی را بدست گرفت. ارتش تلاش کرد نقشه راه سیاسی آینده مصر بعد از مرسی را تعیین کند و در این راه از حمایت بخش مهمی از بورژوازی مصر و جریانات سیاسی و ناسیونالیستهای متفرقه که دل خوشی از مرسی و اخوانیها نداشتند برخوردار بود.

تاکتیک اخوانیها
اما جنبش اسلام سیاسی در مصر حاضر نبود که قدرت مفت و مجانی بدست آمده را به آسانی از دست دهد. اخوانیها در مصر وقتی فرصت پدید آماده برای تحکیم قدرت خود را از دست دادند، نشان دادند که نیروی مورد اعتماد و قابل اتکای طبقه بورژوازی در دوره بحران انقلابی نیستند. حتی از اسلاف خود در منطقه عقب مانده تر عمل کردند. در چنین موقعیتی "فراخوان به مقاومت" برای اعاده قدرت تنها سنگر باقیمانده برای اخوانیها بود. آنها فکر میکردند با ارعاب و ترور، کشته دادن و مظلوم نمائی میتوانند فضا را به نفع خود تغییر دهند. فشار تاکنونی دولتهای غربی و آمریکا و متحدین اخوان در منطقه به نتیجه مورد نظر آنها نرسیده است. اخوانیها حتی نمیتوانند در میان هوادارانشان نیروی کافی برای کشمکش مستمر با ارتش بسیج کنند. اخوانیها نمیتوانند از نظر نظامی حریف ارتش شوند. بویژه سیاست ترور و مجازات جمعی اسلامیها در تهاجم به کلیساها و مردم منتسب به مسیحی، موقعیت وخیم سیاسی اخوانیها را وخیم تر کرد. اشتباه محاسبه اخوانیها تا هم اکنون نشان داده که تیر سیاست اعاده قدرت به سنگ خورده است. برخلاف تبلیغات رایج و آژیتاسیونهای آکسیونی، اخوانیها قید بازگشت مرسی را زده اند، اما تلاش میکنند با فشارهای تاکنونی به توافقی با ارتش مصر برای حفظ خود در صحنه سیاست و گرفتن سهمی از قدرت برسند. اخوانیها به پدیده شکست خورده سیاست در مصر تبدیل شدند. فعلا و تا اطلاع ثانوی نه در صفوف بورژوازی جای مهمی دارند و نه میتوانند با معلق زدن خود را در درون صفوف مردمی جا دهند که قبل از ارتش حکم ابطال آنها را صادر کرده بودند.  

سیاست ارتش
ارتش در مقابل فشارهای خارجی و ترورهای داخلی کوتاه نیامد و بعنوان نیروی اعاده نظم نمیتوانست کوتاه بیاید. ارتش همین سیاست را فردا در مقابل هر نیروی انقلابی که منافع طبقه حاکم در مصر را بخطر اندازد، بدون ذره ای توهم و تردید در پیش خواهد گرفت. ارتش میدانست که در آخرین لحظه روی ارابه "نه به مرسی" پریده است. لذا تلاش کرد آغاز دور جدید اقدام سرکوبگرانه و حاکمیت نظامی اش را به "خواست و حمایت مردم" متکی کند. ارتش در هفته های گذشته از مردم خواست که اختیار مقابله با اخوانیها را به او تفویض کنند! این بند بازی سیاسی برای اینبود که ارتش اینبار بعنوان "رهبر مردم" ظاهر شود و مردم را در ریختن خون مخالفین شریک کند تا نهایتا به چهارچوب ارتش رضایت دهند. ارتش هم در این سیاست تاکنون ناکام مانده است.

برخورد مردم
جریانات هوشیار و نیروهای انقلابی میان کارگران و کمیته های محلات این موقعیت را به ارتش ندادند و در واقع ارتش و اخوان را در تقابل ارتجاعی شان تنها گذاشتند. عده ای هم با توهم "دفاع از ارتش در مقابل اخوان" تلاش کردند کنار ارتش بایستند. نیروهای دولت موقت و ناسیونالیستها متحد ارتش بودند و تلاش کردند برای اقدام ارتش پایگاه توده ای دست و پا کنند. اما با ورود جدی ارتش به سرکوب و شلیک به هواداران اخوان، نیروهای انقلابی و مردم معترض به اخوان هم خود را از تظاهراتها کنار کشیدند و به ناظر ماجرا تبدیل شدند. مردم بسیار سریع دریافتند آنچه امروز در تقابل ارتش و اخوانیها روی صحنه آمده است، فردا میتواند علیه هر اقدام انقلابی و اصیل کارگری و آزادیخواهانه تکرار شود. ارتش در تنگنای سیاسی اش ناچار شد "قاطع" باشد و سیاست مشت آهنین را در پیش گیرد. سیاستی که اگرچه اخوانیها را به کنج رینگ سیاست میراند، اما در دور بعدی، ارتش را لخت و عور در مقابل کارگران و مردمی قرار میدهد که از جنایتکاران حمایت نمیکنند و قدرت جنایتکاران را برسمیت نمی شناسند.

سیاست اردوی انقلابی
آزادی در هیچ جامعه ای با سرکوب متحقق نشده است. نیروی ارتجاعی در هیچ جامعه ای با ممنوعیت و غیر قانونی شدن منزوی نشده است. اخوانیها بعنوان یک نیروی شکست خورده میتوانستند و باید آزاد باشند که ابراز وجود سیاسی کنند. اتفاقا سیاست ارتش در سرکوب خونین اخوانیها به آنها قدرت بقا میدهد و موقعیت شان را در چانه زنی در بالا بهتر میکند. اسلام استاد بهره برداری از "خون شهیدان" و سرمایه گذاری سیاسی برای بسیج پوپولیستی – مذهبی روی "شهید پروری" است.

مردم کارگر و زحمتکش و نیروهای آزادیخواه که همواره قربانی سرکوب ارتجاع سیاسی بوده اند، اقدام به قتل و کشتن مخالفین توسط ارتش را محکوم میکنند. این اردو تلاش اخوانیهای سرنگون شده برای اعاده قدرت باطل شده را محکوم میکند. و یک نکته را باید تاکید کرد که آنجا که اخوانیها مسلح به جنگ آمده اند، مانند هر جنگ دیگری تلفات میدهند و نمیتوانند مدعی باشند که چرا جواب شلیک ما شلیک ارتش است. جنگ دو طرف دارد و اعلام جنگ یک نیرو به نیروی دیگر قانون خودش را دارد. اما حمله ارتش به نیروی تظاهر کننده و متحصن در این و آن میدان و مسجد یک اقدام سرکوبگرانه و ضد انسانی و ارتجاعی است که هدفش فراتر از جمع کردن اخوانیها است. امروز هدف ارتش اخوانیها است و فردا جنبش های واقعی سیاسی و اجتماعی که تاکنون دو دولت را سرنگون کرده اند.

از نقطه نظر نیروی اردوی انقلابی و کارگری در مصر، از موضع منافع جنبش آزادی زن که زیر لگد اسلام سیاسی و تحجر قوانین شریعه است، از موضع جوانانی که آزادی و رفاه میخواهند، ارتش و اخوان المسلمین دو رکن حاکمیت سرمایه داری اند. هر دو امتحان پس داده اند و در استبداد و فقر و تبعیض کنونی در مصر سهیم اند. هر دو از نیروهای طبقه حاکم و سرمایه داران در کشور مصر هستند. هر دو بعناوین مختلف از وضع موجود دفاع میکنند. هر دو متحد هم بوده اند و به یک زبان پاسخ خواستهای برحق مردم کارگر و زحمتکش و زنان و جوانان انقلابی را داده اند. هر دو علیه تعرض انقلابی و اعمال اراده مستقیم مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خویش هستند.

در این جدال نیروهای طبقه حاکمه در مصر هر کسی پیروز شود و یا هر توافق و سازشی بین آنها صورت گیرد، ربطی به منافع فوری و بلافصل و آتی اکثریت عظیم مردم در جامعه مصر ندارد. نظم ارتشی و استبداد اسلامی هر دو ضد آزادی اند. اردوی آزادی و برابری و سوسیالیسم در این جدال ضروری است بطور مستقل بمیدان بیاید و آلترناتیو خود را در مقابل جامعه بگذارد. این اردو نشان داده است که قدرتش بسیار وسیعتر از کل بورژوازی است. این اردو به حاکمیت چند دهه ای مبارک پایان داد، مرسی را بعد از دوره ای کوتاه سرنگون کرد، و دو بار ارتش را وادار به فاصله گرفتن تاکتیکی از دولت وقت کرد. این نیرو میتواند ارتش و کل دستگاه سرکوب را کنار بزند و بساط جنگ و رقابت بورژواها را برچیند. امروز، شاید آگاهانه، عموما اردوی انقلابی و مردم آزادیخواه نظاره گر جدال دو نیروی ازتجاعی اند و خود را برای دور بعد آماده میکنند. اما این نیرو مجددا قد علم میکند. تناقضات ارتش و اخوان در متن جنگ شان تنها بیانگر قدرت نیروئی است که هیچکدامشان را نمیخواهد. اردوی انقلابی در جدال دو نیروی ارتجاع نظامی و مذهبی در مصر جانب هیچکدامشان را نمیگیرد. اردوی انقلابی و کارگری دقیقا باید در لحظه ای ابتکار عمل سیاسی را بدست بگیرد که اخوانیها شکست خورده اند و حاکمیت ارتش و ناسیونالیستهای متفرقه بعنوان ارگان و دولت جنایت نمیتواند مشروعیت داشته باشد. اردوی انقلابی و آزادیخواه و سوسیالیست در مصر باید برای بدست گرفتن ابتکار عمل سیاسی خود را آماده کند. *      

2013-08-