.

کشمکش اسلام و سکولاریسم در ترکیه تعرض جدید اسلام به حقوق زن

10_Nov2013

سیاوش دانشور


                                       

 

بار دیگر صحنه سیاسی ترکیه برسر تحمیل قوانین اسلامی توسط دولت اردوغان و مخالفین سکولار و چپ اسلامیزه کردن جامعه ترکیه قطبی شده است. اردوغان "لیبرال" و نماینده "اسلام معتدل و پرو غربی"، اینبار برای برچیدن خوابگاههای مختلط دانشجوئی خیز برداشته است. اردوغان و شرکا میگویند این خوابگاهها "غیر شرعی" است و تلاش دارند تدریجا اما سیستماتیک سیستم آپارتاید جنسی را بر جامعه ترکیه تحمیل کنند. البته نباید یادمان برود که اردوغان و حکومتش نور چشمی آمریکا و شرکا و مدل مورد نظر آنان برای مردم تحت انقیاد در کشورهای خاورمیانه است. قرار بود در تقابل با اسلام سیاسی به اصطلاح "فاندمانتالیست" نوعی اسلام "خوش خیم" و غربی جلو صحنه آورده شود. قرار بود نوع اردوغان و محمد مورسی و غنوشی بجای امثال جمهوری اسلامی و طالبان و حزب الله بنشیند. این سیاست دو هدف مهم و ارتجاعی را دنبال میکند: اول، در جدال تروریسم دولتی و اسلامی تناسب قوای جدیدی را به جنبش اسلام سیاسی تحمیل میکند. دوم، اسلام را بعنوان یک طوق لعنت و یک ایدئولوژی ارتجاعی مدافع سرمایه داری که شدیدا ضد کمونیست و ضد چپگرائی است، در ساختار سیاسی و اداری این جوامع بعنوان مدل حکومتی تا اطلاع ثانوی نگاه میدارد.

اما کشتی مدل اسلام پاستوریزه نیامده به گل نشست. در خود ترکیه اعتراضات میلیونی که به بهانه پارک قزی شروع شد اردوغان را تا آستانه سقوط راند و بدون تردید در انتخابات آتی ترکیه کار اردوغان و حزبش تمام است. همینطور در مصر اخوانیها سقوط کردند. مردم زحمتکش مصر نشان دادند که رای واقعی مردم آنست که در خیابانها اعلام میکنند نه آنکه تحت تناسب قوای خاصی و با اجباری که صورت "اختیار" دارد از مکانیسم صندوق ها در می آید. در تونس نیز النهضه کارش به تروریسم کشید و بناچار زیر فشار مخالفین کنار کشید تا شرایط را برای دور بعد و حضورش در صحنه سیاسی حفظ کند.

آنچه در این کشورها رخ داد و هنور تعیین تکلیف نشده است، مستقل از صورت ظاهر آمدن و رفتن این احزاب، کشمکشی پایه ای است که چند دهه است در کشورهای منطقه در جریان است: تقابل سکولاریسم و ایجاد جامعه ای آزاد و برابر با ارتجاع و اسلام و سرمایه داری! اما هر جنبشی که نتواند کمر ارتجاع سیاسی را بشکند، بناچار متفرق میشود و عقب نشینی هائی به آن تحمیل میشود. در ترکیه اردوغان و اسلامیها برگشته اند تا ضربات ناشی از اعتراضات میلیونی در بیش از هشتاد شهر ترکیه را جبران کنند. روزی تحت عنوان "بسته رفرم" زنان محجبه را به تلویزیون و رادیو و مراکز اداری و آموزشی می آورند. روزی علیه بوسه عشاق در خیابانها کف بر دهان می آورند و یا خواستار تعطیلی مشروب فروشی ها می شوند. و امروز میخواهند آپارتاید اسلامی را در مراکز آموزشی و خوابگاههای دانشجوئی حاکم کنند. یک سوال واقعی میتواند این باشد که چرا دولت اسلامی و شبه سکولار ترکیه مسائل مهم منطقه ای و جهانی و داخلی را حاشیه ای میکند اما بطور سیستماتیک علیه زنان شمشیر میزند؟ چرا دولت ترکیه و اسلامیهای حزب رفاه و توسعه به القاعده ایها در سوریه و منطقه کمک میکنند اما به روی شهروندان سکولار شمشیر میکشند؟ چرا رویای پوچ احیای امپراطوری اسلامی عثمانی خود را به ضدیت با زنان و سکولاریسم در ترکیه و در منطقه متکی کرده است؟ این سوالات و سوالاتی از این نوع البته فقط وقتی میتوانند مطرح باشند که کشمکش های سیاسی- طبقاتی دیرینه در این کشور و در منطقه قابل بازشناسی باشند.

واقعیت اینست که سکولاریسم جنبشی قوی و ریشه دار در این کشورها است. نماینده این سکولاریسم برای دوره طولانی چپها، کارگران، سوسیالیستها و انسانهای آزاداندیشی بوده اند که به تجدد و علم و پیشرفت بها داده اند. در تقابل نیروهائی گورستانی و واپسگرا وجود داشته اند که از موضع قرون وسطی، از موضع اسلام سیاسی و از موضع نیازهای سرمایه داری متکی بر اختناق و دیکتاتوری، اسلام و تبعیض و نابرابری نهادینه در آن را ابزاری قوی و کارا برای سرکوب جنبشهای آزادیخواهانه کارگری و سوسیالیستی تلقی کرده اند. در این میان زنان "حلقه ضعیفی" بوده اند که تعرض به آنها با اتکا به مردسالاری ریشه دار در جوامع طبقاتی همواره در دستور روز بوده است. اما تاریخ و سابقه مسئله هرچه بوده است، امروز آنچه اردوغان و خامنه ای و فلان شیخ پشم الدین در کویت و عربستان را به ضدیت مستمر با زنان میکشاند، اسلام است. اسلام بعنوان روبنای سیاسی سرمایه داری در این کشورها، اسلام بعنوان نیروئی ضد کمونیست و ضد برابری طلبی. اسلام سیاسی امروز حتی جنبشهای هم طبقه ای خویش مانند لیبرالیسم و ناسیونالیست های آتاتورکیست را پس میراند تا امکان تعرض سکولاریسم در مقیاس جامعه و برابری طلبی کارگری و سوسیالیستی را به حاشیه براند و یا دستکم در موضعی بشدت دفاعی قرار دهد. درک این نکته مهم است که این کشمکش امری بی ربط به جامعه نیست، صرفا کشکشی بین اسلام و ناسیونالیسم آتاتورکی نیست، صرفا دعوای "بالائی" ها نیست. آنچه دارد اتفاق می افتد جلو آمدن نیروهای سیاه سرمایه داری است که برای پیشروی ناچار است بدوا صفوف خود بورژوازی و طبقات حاکمه را روی این سیاستهای ارتجاعی متحد کند تا بتواند تمایل سکولاریستی و سوسیالیستی قدرتمد در خود این جوامع را منکوب کند.

رئوس یک سیاست آزادیخواهانه در ترکیه
۱- در کشمکش کنونی باید بار دیگر روشن شده باشد که اسلام اردوغانی و مکلا موسوم به "معتدل و پرو غربی" ماهیتا تفاوتی با اسلام عمامه ای و موسوم به "فاندمانتالیست" ندارد. این تقسیمات اگرچه از موضع رسانه های مفسر و جهت دار و از موضع منافع دول غربی دارای اهمیت اند، اما از موضع زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب، از موضع جنبشی که برای آزادی و رفاه و سکولاریسم میجنگد، پشیزی ارزش ندارد. اسیر شدن در این تقسیم بندیها عملا قبول صورت مسئله طبقات حاکمه است. اسلام سیاسی را باید با نیروی برابری طلبی شکت داد.

۲- سکولاریسم یک پیش شرط مهم آزادی زن در ایران و ترکیه و کل منطقه است. قوانین و آموزش و پرورش و دولت نمینواند اسلامی یا مذهبی باشد و توقع داشت سکولاریسم و حقوق بدوی شهروندان محلی از اعراب داشته باشد. سکولاریسم برای جنبش آزادی زن مهم و حیاتی است. لذا این جنبش بدون اینکه تحقق سکولاریسمش را به این و یا آن نیروی طبقه حاکمه گره زند، باید نیروی اردوی برابری و سکولاریسم را بسیج کند و هر تعرض اسلامیون را در نطقه خفه کند. جنبش آزادی زن و جنبشهای رفع تبعیض در ترکیه، باید روی این سیاست مشخص که تعرض اسلامیون در ترکیه معادل پسروی نیروهای ترقیخواه و برابری طلب و کل اردوی سکولاریستی در ترکیه و در منطقه است روشن باشند. باید بدون هیچ تردیدی علیه اسلامیزه کردن ترکیه بپاخاست.

۳- شکست سیاستهای اردوغان در ترکیه به شکست اسلامیون در منطقه ترجمه میشود و نیروی سکولاریستی و برابری طلب را در مصر و تونس و ایران و دیگر کشورها تقویت میکند. این دستاورد تثبیت میشود که اسلام اردوغان و مورسی و غنوشی مکلا با اسلام طالبان و بن لادن و خامنه ای و شیخ فهد ماهیتا ضد زن اند. ماهیتا ضد برابری اند. ماهیتا ضد سکولاریسم اند. ماهیتا ضد چپ اند. ماهیتا ضد کمونیست اند. ماهیتا ضد پیشرفت و ترقیخواهی اند. این دستاورد تثبیت میشود که شکست اسلام سیاسی نه کار بوش و بلر و براون و اوباما که کار بشریت متمدنی است که منفعتی در جنگ و مذاکره تروریستها و اردوی ارتجاع در منطقه و جهان ندارند.

۴- جنبش اسلام سیاسی امروز جنبشی برای تحمیل واپسگرائی و بازگردان عقربه تاریخ به معیارهای قرون وسطی است. سکولاریسم و برابری طلبی امروز نیز جنبشی است که اساسا خود را بر نفی تبعیض و ایجاد جامعه ای آزاد بنا کرده است. جامعه ای که سیستم سیاسی – اداری آن  تبعیض را در اشکال دیگر نهادینه نمیکند بلکه از هویتهای ملی و قومی و مذهبی گسست خواهد کرد و هویت انسانی و شهروندی را نقطه عزیمت حرکت خود قرار میدهد. جامعه ای در آن حق و مسئولیت به یک اندازه اهمیت دارند و تعلقات فکری و سیاسی و مذهبی این و آن مبنای هیچ امتیاز و حقوق ویژه ای نیست.

۵- تعرض جدید اسلامیون در ترکیه باید درهم کوبیده شود. هر آزدیخواهی ضروری است خود را کنار مردم کارگر و زحمتکش و نسل جدید سکولار و پیشرو ببیند و از تلاش آنها علیه اسلامیزه کردن جامعه ترکیه قویا حمایت کند. اسلام اردوغانی نفس های آخرش را میکشد و با این تلاشها دارد رسما و قانونا عقب نشینی هائی را به جامعه ترکیه تحمیل میکند. زنان، طبقه کارگر، سکولارها، سوسیالیستها و کمونیستها و هر انسان شریفی در شکست این موج ارتجاعی اسلامی ذینفع است. در تقابل اسلام و سکولاریسم، پیروزی سکولاریسم درخود مهم است. همینطور این پیروزی راه را برای پیشروی جنبش آزادیخواهی و سوسیالیستی هموارتر میکند. *
2013-11-10