.

زن، اسلام و ناسیونالیسم در باره بسته رفرم اردوغان

17_Nov 2013

سیاوش دانشور


                                       

 

در هفته های اخیر بسته رفرم اردوغان در رسانه ها جنجالی بپا کرد. این بسته رفرم دو وجه داشت: دادن امتیازاتی به مردم کرد زبان در ترکیه در باره آموزش زبان مادری و "حق" روسری و محجبه شدن خانمهای مسلمان در رسانه ها و مراکز دولتی و اداری.

مورد اول، در ادامه پروسه صلح بین حکومت ترکیه و پ ک ک است. دیدار اخیر بارزانی و اردوغان در دیاربکر و تاکید بر صلح و آشتی ادامه همین روند است. قرار است مردم کرد زبان منبعد بتوانند در مدارس خصوصی در ترکیه به زبان مادری تحصیل کنند. فعلا اینجا از این نکته میگذریم که اگر قرار بود ستم ملی در همین سطح آموزش به زبان مادری حل شود، بهترین راه این است که در میان زبانهای رایچ در کشور ترکیه، زبانی بعنوان زبان اداری انتخاب شود و همزمان دولت و نه بخش خصوصی این را تضمین کند که بقیه بخشهای مردم این حق را داشته باشند و بتوانند به زبان مادری تحصیل کنند و امور روزمره را حل و فصل کنند. اینجا اما بحث برسر روش برخورد به رفع ستم ملی و روند صلح و مذاکرات در ترکیه و اهداف طرفین و پیامدهای آن نیست. واقعیت اینست که چه در کردستان ترکیه اردوغان حاکم باشد یا آتاتورکیست ها و یا ناسیونالیستهای کرد، موقعیت برده وار زنان تغییری نمیکند. کارنامه حاکمیت بارزانی و طالبانی در کردستان عراق در مورد زنان نشان میدهد که حاکمیت ناسیونالیسم کرد اگر بدتر از حاکمیت ناسیونالیسم پان ترکیست یا ناسیونالیسم عرب نباشد، بهتر نیست. ضدیت با زن جوهر مشترک ناسیونالیسم و مذهب است.

مورد دوم "بسته رفرم" اردوغان در ادامه ضدیت اسلام با حقوق زن و سکولاریسم است. رفرم در ذهن عامه عموما با بهتر شدن شرایط نسبت به قبل معنی میدهد. مثلا شما قبلا حق رای نداشتید و طی مبارزات و تلاشهائی حق رای به قانون تبدیل میشود. این یک رفرم است. در ترکیه و "بسته رفرم" اردوغان با چنین پدیده ای روبرو نیستیم. اینجا "رفرم" به معنی واپسگرائی و اسلامیزه کردن بیشتر جامعه است. قرار است تحت عنوان "آزادی مذهب" خانمهای مسلمان با چادر و چارچوق و روسری در رسانه دولتی و پارلمان و نهادهای سیاسی اداری با مردم روبرو شوند! کجای این رفرم است؟ این تعرضی به سکولاریسم از موضع اسلام سیاسی تحت عنوان "بسته رفرم" است. این چه "رفرمی" است که به یکی در متن جنگ ناسیونالیستی امتیاز میدهد و همزمان ارکان سکولاریسم را مورد تعرض قرار میدهد؟  

تردیدی نیست اسلام اردوغانی منتسب به اسلام "میانه رو" و پرو غربی و "معتدل"، اسلامی است که همینقدر زورش میرسد اما ماهیتا همان ارتجاع اسلامی است. شاخه ای از جنبش اسلام سیاسی است که اهداف خود را دنبال میکند و اگر مانعی برسر راهش نباشد، ترکیه را به دوران امپراطوری عثمانی برمیگرداند. اردوغان و حزبش آرمان ارتجاعی و اسلامی "احیای امپراطوری عثمانی" را هر روز و با هزار زبان بیان میکنند. اردوغان هیچ فرصتی را برای اسلامیزه کردن جامعه ترکیه و رقابت با دیگر شاخه های جنبش اسلامی در منطقه از دست نمیدهد.

دمکراسی و آزادی مذهب
برای خوانندگان این نشریه استدلالهای جنبش اسلامی در اروپا برای اسلامیزه کردن جامعه در چهارچوب دمکراسی آشناست. زیر پوشش "آزادی مذهب" میخواهند همان حداقل سکولاریسم را قربانی کنند و دمکراسی توجیه گر این سیاست است. اگر دولت فخیمه انگلستان پیشتاز ایجاد مراکز اسلامی است، اگر طرفداران متحجر نسبیت فرهنگی و فمینینست ها با اولین نقد آزادیخواهانه به اسلام دادشان هوا میرود که "آی این اسلاموفوبی" است و اسلام و قوانین اش را در بسته بندی دمکراتیک اما راسیستی به زنان تحمیل میکنند، چرا اردوغان اسلامیست از همین استدلالها استفاده نکند؟ اردوغان هم فکر میکند در جامعه دمکراتیک ترکیه باید "حق زن مسلمان" برای محجبه ظاهر شدن در نهادهای سیاسی و اداری تضمین شود و اینرا تعمیق دمکراسی میداند!

"آزادی مذهب"؟
راستش در مورد دمکراسی نباید کاسه داغ تر از آش شد. دمکراسی همین است. قرار است منفعت طبقه بورژوا و فرقه های متعدد آن تامین و تضمین شود. دمکراسی تنظیم همین آزادی عمل بورژوازی است. از آزادی عمل در استثمار و به بردگی کشاندن طبقه کارگر تا تظاهر مذهبی و قومی و ایجاد نفرت و کشمکش در میان اردوی مردم کارگر و زحمتکش. دمکراسی ربطی به آزادی و تامین حقوق فردی و اجتماعی ندارد. دمکراسی تعبیر طبقه حاکمه از تلاش تاریخی مردم برای امر آزادی است.

آیا آنطور که استدلال میشود، محجبه ظاهر شدن در رسانه ها و نهادهای سیاسی – اداری تحقق "آزادی مذهب" است؟ واقعیت اینست که این ادعای پوچ و مرد رندانه اسلام سیاسی است. ادعائی است که آگاهانه تعرض به حقوق عمومی مردم غیر مذهبی و اینجا غیر مسلمان را با "آزادی مذهب" توجیه میکند. واقعیت اینست این اقدام نقض و پایمال کردن یک اصل اساسی یک جامعه سکولار است. "آزادی مذهب" امری مربوط به قلمرو زندگی خصوصی افراد است و نه امری مربوط به سیمای نهادهای سیاسی – اداری  و مراکز آموزشی. بگذارید این استدلال "آزادی مذهب" را موقتا بپذیریم و آنرا تعمیم دهیم. اگر هر کسی میتواند با نمادهای مربوط به مذهب و کیش و فرقه خود در امور جامعه شرکت کند، و این اسمش "آزادی مذهب" است، آیا نباید یهودیان و مسیحیان و هر فرقه مذهبی دیگر با نمادهای مذهبی خود در مراکز آموزشی و اداری و کلا امور اجتماعی حضور بهم رسانند؟ ظاهرا برای ایجاد تعادل در دمکراسی و رعایت "آزادی مذهب"، هر شب مردمی که خود را متعلق به هیچ فرقه مذهبی نمیدانند، در تلویزیون با مجریان ملبس به روسری و مقعنعه و عبا و شب کلاه و صلیب و غیره روبرو شوند! این "آزادی مذهب" است یا نمایش تظاهر مذهبی در امور اجتماعی و برگشت به معیارهای قرون وسطی؟ آیا تامین چنین شرایطی در گرو نابودی هرچه مظاهر سکولار و نفی حقوق فردی و شهروندی نیست؟

اگر همین "حق" را در زمینه "آزادی پوشش" تعمیم دهیم با چه وضعیتی روبرو میشویم؟ چون یک استدلال اسلامیون اردوغانی اینست که "حق آزادی پوشش خانمهای مسلمان نباید در این بحث ها فراموش شود"؟ این را کسی میگوید که میخواست مشروب فروشی ها را ببنند و بوسیدن در خیابان و مترو را غیر قانونی کند! این را کسی میگوید که همقطاران بیرون حکومتی اش در محلات اسلامی تعرض به زنانی که پوشش اسلامی ندارند را شروع کرده بودند! اما فرض کنیم این مرتجع سیاسی واقعا میخواهد از "آزادی پوشش" دفاع کند. خب طبق "بسته رفرم" باید فردا مردم کرد زبان با لباس کردی در همه جا حاضر شوند. افراد منتسب به مذاهب و قومیت های دیگر همینطور. اگر میشود در پارلمان و رسانه و ادارات روسری و حجاب داشت، و ظاهر این تامین "آزادی مذهب" و "آزادی پوشش" است، چرا نباید منتسبین به مذاهب و قومیتهای دیگر به همین صورت ظاهر شوند؟ تصور کنید با چه وضعیتی روبرو میشوید! با رنگین کمانی از مذاهب و قومها و تظاهر و نفرت قومی و مذهبی در همه قلمروهای جامعه روبرو خواهید شد. "آزادی مذهب" به روایتی که اسلامیون و دمکراتها میگویند، اگر قابل تعمیم نباشد، حرف مفت است. اگر قابل تعمیم باشد به امری مسخره و غیر قابل قبول حتی برای همین دمکراتهائی تبدیل میشود که هر روز در دفاع از اسلام چماق راسیستی اسلاموفوبی را برسر سکولارها و برابری طلبان میکوبند.

حالا تکلیف مردمی که سکولار هستند چه میشود؟ تکلیف مردمی که دین ندارند چه میشود؟ تکلیف مردمی که ملیت را خرافه میدانند چه میشود؟ اصلا چرا باید مذهب و قومیت را فرض گرفت و حق را بر اساس آن تعریف کرد؟ باید بدوا از انسان بودن انسانها بعنوان هویت جهانشمول آنان و حق طبیعی شهروندی شان شروع کرد. باید برابری در قلمروهای مختلف و از جمله برابری در پیشگاه قانون را مستقل از تعلقات کاذب این و آن گروه به این و آن مذهب و قومیت مبنا قرار دهیم.  

سیاستها و استدلالهای اردوغان جدید نیستند. بسیار پیشتر از وی دولتها و فمینیست های پست مدرنیست در اروپا و با هدف کنترل اسلام سیاسی مشغول آن بودند. هنوز هم این جماعت با هر بهانه ای تظاهر به اسلام نمائی میکنند تا دمکراسی را اسلامی و اسلام را دمکراتیزه کنند. در این راه در بسیاری مواقع مواضع اینان از راسیستها و فاشیستها قابل تفکیک نیست. اسلامیون در ترکیه اما هدفشان اینست که سکولاریستها را عقب برانند و روشن است در این جدال اولین یورش به زنان صورت میگیرد.  

در این میان ناسیونالیستها به همین چیزی که جلویشان گذاشته اند راضی اند و بسته رفرم اردوغان را حلوا حلوا میکنند. ناسیونالیسم، درست مانند مذهب، بنا به ماهیت ضد زن اش کاری به مسئله "فرعی" تعرض به حقوق زنان ندارد. ناسیونالیستها در سالهای اخیر و در متن کشمکشهای گسترده سیاسی و طبقاتی در جهان همواره کنار ارتجاع سیاسی و مرتجع ترین و آدمکش ترین نیروها ایستاده اند. آنها دنبال مشروطه ملی شان هستند و بقیه مسائل برایشان فرعی است. اما آزادیخواهان و سوسیالیستها، جنبش آزادی زن که تحقق برابری زن و مرد را اساس هدف خود قرار داده است، علیه هر گونه ستم و تبعیض است. علیه هر گونه سیاستی است که اصل سکولار بودن جامعه را زیر سوال میبرد. علیه هر سیاستی است که تلاش میکند ارتجاع را تحت بسته بندیهای مختلف تحمیل کند. آنچه اردوغان و اسلامیون ترکیه علیه زنان انجام میدهند ادامه سیاستهای خامنه ای و طالبان و دیگر اسلامیون است. جنبش آزادی زن در منطقه، که خصومت آشتی ناپذیری با اسلام و تحجر اسلامی دارد، باید همه جا علیه این سیاستها برخیزد و پرچم سکولاریسم و آزادی و برابری را محکم برافرازد. *

2013-11-17