.

در سوئد تعداد پسران تن فروش۳ برابر دختران تن فروش است !

 

15_dec 2013

شهلا نوری

                                       

 

اریک: ’’زمانیکه تن فروشی می کردم حس همجنسگرایی عادی بود ’’

اریک ۱۴ ساله بود زمانیکه دست به تن فروشی زد. او برای ملاقات مردی که از طریق نت آشنا شده بود به تنهایی به گوتنبرگ سفر کرد. آن مرد هزینه سفر او را پرداخته، برایش مشروب خریده، به حساب بانکی او پول واریز کرده، و از آن به بعد ارتباط خود را با اریک ادامه  می دهد .

 - در گوتنبرگ امکان تن فروشی بسیار آسان بود ولی من هنوز با این سن کم بلد نبودم چونگه باید با این مردان ارتباط داشته باشم .

بر اساس گفته Ungdomsstyrelsen تعداد پسران تن فروش ۳ برابر دختران است. بر اساس تحقیقات این سازمان در سال ۲۰۱۲ آمار تن فروشی در بین پسران بین ۱۶ تا ۲۵ ساله  ۲/۱ در صد بوده است. در صورتیکه رقم تن فروشی دختران ۰/۸ درصد است .

نویسنده این مقاله در استکهلم اریک را ملاقات می کند. او بخشی از زندگی خود را اینگونه تعریف می کند: در محل زندگی ما "هموفوبیا" (هراس از هم جنسگرایی) یک امر بدیهی بود. من در سن ۱۲ سالگی گرایش نسبت به مردان  را برای اولین بار حس کردم. انواع ارتباط با هم جنسان خود داشتم اما تصور همبستر شدن با آنها برایم غیر واقعی بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم که از طریق نت با مردان ارتباط بگیرم. ولی هرگز به تن فروشی فکر نمی کردم. برایم این تنها راه ملاقات با مردان بود. مردان با تعریف و تشویق مسیر را به من نشان می دادند. تعریف آنها از من برایم کافی بود. به پول فکر نمی کردم. پول فقط یک تشویق اضافی بود. آنها به من اهمیت می دادند و حاضر بودند بخاطر بودن با من بهای گزافی بپردازند. آشنایی من با اولین مرد موجبات آشنایی با مردان دیگر شد. آن مرد من را به دوستان خود معرفی کرد. گاها چندین مرد را در هتل یا خانه ای دور از شهر ملاقات می کردم.  بعضی اوقات شرایط بسیار ترسناک بود و خطر مرگ را حس می کردم. در عین حال احساس دوگانه ای داشتم. گاها احساس سلطانی مقتدر را داشتم و گاها حس می کردم بسیار تنها هستم. در ۱۶ سالگی با مردان مختلف که هم متأهل بودند و هم در رأس مشاغلی بودند که با همجنسگرایی تمایز فراوان داشت گروپ سکس داشتم. آنها بسیار احساساتی بودند و از همسر و فرزندان خود بسیار گله مند. استفاده از نمایش فیلمهای پورنوی بسیار خشونت آمیز و وادار کردن من به تمکین از خود یکی از راههای ارضای این مردان احساساتی بود. آنها  می گفتند راه دیگری وجود ندارد. من هم که بسیار جوان و کم تجربه بودم باور می کردم. ترس از ارتباط با زنان و تشکیل زندگی با یک زن، بچه دار شدن، ادامه زندگی در محل تولدم باعث می شد به اینکار ادامه دهم.

دیگر تن فروشی نمی کنم ولی روزهای سختی دارم. هنوز هیچ ارتباط عاشقانه ای را تجربه نکرده ام و گاها فکر می کنم برای برقراری یک رابطه شاید مجبور به تن فروشی بشوم .

ترجمه آزاد از بخشی از مقاله ای برگرفته از نشریه اینترنتی   Genusfolket

 تابو!  
گفته می شود: همجنسگرایی در کشور سوئد در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان امری نسبتا پذیرفته شده است. اما نگاهی عمیق به گفته های این جوان که از ۱۴ سالگی تن فروشی کرده است نشانگر حضور سنگین تابوی همجنسگرایی در جامعه سوئد است! در جامعه سوئد جدایی جنسیتی وجود ندارد. دختر و پسر از مهد کودک تا دانشگاه، از خانه تا محیط کار با هم و در کنار هم زندگی می کنند. دانش کافی و لازم در مورد نحوه بر طرف کردن  نیاز جنسی خود از طریق ارتباط با جنس مخالف و یا از طریق خود ارضایی پیدا می کنند .

پس این شکاف و تابوی واقعی کجاست که هنوز مثل بختک بر ذهنیت جامعه سایه افکنده و چون سدی محکم در مقابل ابراز علنی تمایل همجنسگرایی ایستادگی می کند. وقتی یک جوان همجنسگرا برای ارضای خویش راهی بجز سوق پیدا کردن به آزار جنسی، تجاوز، خرید و فروش سکس و تجاوز گروهی نمی یابد، دیگر نمی شود این ادعا را پذیرفت. روابط خشن و زورمدارانه جای یک ارتباط سالم بین دو همجنس را می گیرد. اما آن مردانی که به تجاوز و خرید سکس از کودکان متوسل می شوند، آنرا نمی توان با تابوی همجنسگرایی توضیح داد و توجیه کرد. این پدوفیلی است؛ یک جنایت است. در فرهنگ عقب مانده سنتی ایران چنین مردانی را سلاطین صاحب قران و پسران جوان را ملیجکانی که مقاربت جنسی با پادشاه جزئی از وظایف تعریف شده شان است، می خوانند .

12-12-12