.

به نقل از نشریه کمونیست ماهانه، روز جهانی زن، یک آینده بهتر ممکن است!

8_feb 2014

آذر ماجدی، سیاوش دانشور، شهلا نوری، مریم افراسیاب پور، ملکه عزتی، کریم نوری

 
                                       

 

به نقل از نشریه کمونیست ماهانه، روز جهانی زن، یک آینده بهتر ممکن است! آذر ماجدی، سیاوش دانشور، شهلا نوری، مریم افراسیاب پور، ملکه عزتی، کریم نوری
بخش دوم ..
کمونیست ماهانه: در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا اسلام سیاسی بعنوان یک عامل سرکوب و تحقیر اجتماعی زنان عمل میکند. سوسیالیست ها و سکولارها در چه موقعیتی هستند و جایگاه و دورنمای جدال سکولاریسم و اسلام سیاسی در این کشورها را چگونه می بینید؟

آذر ماجدی: جنبش اسلامی همواره بعنوان یک عامل تهدید ارتجاعی در منطقه حضور داشته است، اما باید توجه داشت که آنچه ما امروز بعنوان جنبش اسلامی از آن یاد می کنیم، یک پدیده "مدرن" است. با پیروزی اسلامیست ها در ایران، یک جنبش جدید اسلامی در منطقه تولد یافت و بعنوان یک نیروی راست و ارتجاعی علیه کمونیسم و کارگر و آزادیخواهی و ترقیخواهی قد علم کرد. اسلام سیاسی به این جنبش که اکنون عملا سه دهه از عمر آن می گذرد، اشاره دارد. صف آرایی و مبارزه علیه این جنبش یکی از عرصه های مهم نبرد برای آزادی و برابری در منطقه است.

با خیزشهای عظیم توده ای در منطقه، اسلام سیاسی فرصتی دیگر برای عرض اندام در مقابل خواستهای مردم و تقویت سنگر ارتجاع یافت. چنانکه دیدیم چگونه دولتهای غربی و در راس آن آمریکا و ناتو به حمایت از این جریان بلند شدند و کوشیدند که یک پدیده خود ساخته بعنوان "اسلام معتدل" را بخورد مردم منطقه دهند. الگوی ترکیه را علم کردند و در مقابل مردم بعنوان آلترناتیو رژیم های سابق گذاشتند. اما این الگو سریعا با مخالفت مردم در مصر و تونس و جالب اینجاست که در خود ترکیه روبرو شد و این رویای شوم غرب را نقش بر آب کرد.

سه سال از آغاز خیزشهای توده ای در شمال آفریقا می گذرد ولی مردم هنوز برای خواستهای خود در حال مبارزه و جنگ و گریز با ارتش و پلیس هستند. اعتراضات میلیونی مردم مصر ارتش را بمیدان کشید و به برکناری حکومت اسلامی اخوان المسلمین منجر شد. مردم وسیعا بمیدان آمدند و مخالفت خود را با حکومت اسلامی و اسلام در قدرت اعلام کردند. این اعتراضات هنوز ادامه دارد. در تونس نیز مردم وسیعا علیه قانون اساسی اسلامی و حکومت اسلامی دست به اعتراض زدند و دولت اسلامی را وادار به عقب نشینی هایی کردند. اکنون قانون اساسی ای که بالاخره بدنبال اعتراضات وسیع مردم، جنبش حقوق زن، جنبش چپ و کارگری در تونس به تصویب رسیده است، از اسلام منفک است و برابری زن و مرد را برسمیت می شناسد.

در تونس بخاطر سابقه تاریخی آن و این فاکتور که تونس مستعمره فرانسه بوده است، جنبش سکولار قوی است. جنبش چپ و کارگری نیز بنظر می رسد که از سایر کشورها قویتر و متشکل تر است. اما متاسفانه این جنبش همانند بسیاری کشورهای دیگر بشدت آلوده به ناسیونالیسم و دموکراسی طلبی پارلمانی است. در مصر شرایط پیچیده تر است. اما جنش آزادی زن در مصر نیز کاملا به امر مقابله با اسلامیست ها و تلاش برای سکولاریسم واقف است. بنظر می رسد که تجربه ایران، انقلاب شکست خورده 1357، رژیم اسلامی و نبرد دائمی جنبش آزادی زن با رژیم اسلامی درس مهمی به جنبش حقوق زن در این کشورها آموخته است.

کمونیست ماهانه: جنبش آزادی زن در چه اشکالی خود را از دیگر گرایشات اجتماعی و سیاسی متمایز میکند؟ جایگاه این جنبش در چپ جامعه چیست؟ شاخص ها کدامند؟

سیاوش دانشور: جنبش آزادی زن سر راست و روشن برای برابری زن و مرد مبارزه میکند. این جنبش برای تحقق حقوقی تلاش میکند که جهانشمول است. یعنی حق زن را مشروط به چهارچوبهای کشوری و ملی و قومی و یا چهارچوبهای فرهنگی و مذهبی و غیره نمیکند. نقطه شروع این جنبش اینست که تبعیض جنسی ممنوع! نابرابری ممنوع! و این را برای زنان در کره خاکی میخواهد. لذا جنبش آزادی زن "هویت ملی" ندارد، هویت قومی ندارد، هویت مذهبی ندارد، اسیر واپسگرائی نیست، مدرن و آوانگارد و انترناسیونالیست است، به دستاوردهای جهانی جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر و جنبش های پیشرو زنان و مردان برای آزادی و برابری تکیه دارد.

در تقابل با این مشخصات، بعنوان مثال ناسیونالیستهای ایرانی اعم از پرو غربی یا قوم پرست، بالاخره هویت ایرانی و مشخصات فرهنگ ایرانی – اسلامی را در بحث حقوق زن ملحوظ میکنند. "زن ایرانی" در سنت و فرهنگ ناسیونالیستی همیشه رقیب "زن غیر ایرانی" است. در بحث حقوق زن برای ناسیونالیسم نهایتا کنوانسیون های سازمان ملل حرف آخر است. جناح های قوم پرست ناسیونالیسم به مسئله زن نگرشی ابزاری دارد. برای این طیف، زنان هوراکش سران فئودال مسلک و قوم پرستی هستند که وعده میدهند تحقق مشروطه ملی شان بر مسئله زن ارجحیت دارد و زنان را تنها با هویت قومی و در چهارچوب جنبش ناسیونالیستی برسمیت می شناسند. این طیف مشغول پاشیدن سم نژادپرستی در جامعه است و تلاش دارد زنان را وسیله نژادپرستی و خودمحوری ملی و قومی کنند.

و یا جنبش ملی اسلامی و نیروهای متحد جمهوری اسلامی را نگاه کنید. این جنبش یک پایش در ضدیت با غرب و دستاوردهای زنان در غرب است و مدام آیه "فساد" و "بی بند و باری" میخواند و پای دیگرش در حجره آخوندها و زعمای اسلام. اینها نهایتا میخواهند زنان اسلامی را به مقام روسای حکومت آپارتاید ضد زن "ارتقا" دهند. چپ ستیزی، آزادی ستیزی، علم ستیزی، دفاع از جهالت و سنت، شرقزدگی و اسلام زدگی هویت این جنبش است. اینها تلاش میکنند که بین حقوق زن و اسلام پل بزنند. من خود را فمینیست نمیدانم، با اینحال فکر میکنم "فمینیسم اسلامی" اسم بی مثما و تناقض درخودی است که این خانمها برای جست و خیز ارتجاعی و ضد زن خویش انتخاب کرده اند.

در تقابل با این مجموعه دیدگاه ارتجاعی و محدودنگر، جنبش آزادی زن از یک رهائی واقعی و برابری بیقید و شرط سخن میگوید و به این معنا تماما متمایز است. جنبش آزادی زن دنبال اصلاح هیچ ارتجاعی نیست، حق و آزادی زن را مشروط به منفعت و تعصب هیچ قوم و ملت و مذهبی نمیکند، به مردسالاری و فرهنگ منحط ضد زن باج نمیدهد، سکولار و پیشرو است، نه فقط دنبال پیوندی با اسلام نیست بلکه در تلاش برای جارو کردن اسلام و دستگاه دین بعنوان یک سلطه سیاسی در جامعه است. جنبش آزادی زن در قلمرو برنامه ای، موقعیت زن در جامعه، در خانواده، و در قوانین یک راه حل جذاب و آزادیخواهانه قرن بیست و یکمی دارد. و بالاخره به همت جنبش آزادی زن و تقابل بیوقفه با ارتجاع اسلامی، مسئله زن به یک بارومتر سیاست ایران بدل شده است. مسئله زن یک فاکتور مهم سیاسی و یک سوال مهم اجتماعی است. نمیتوان در ایران از سیاست و آینده جامعه حرف زد و از زن و آزادی و حق وی سخن نگفت. قدرت مادی این جنبش عظیم است و آنچه میبینیم هنوز نوک این کوه یخ است. در جامعه ای که برای یک آینده غیر مذهبی تلاش میکند، نقش جنبش آزادی زن و تقابل با اسلام یک جرم انفجاری وسیع است که کل منطقه را تحت تاثیر جدی قرار میدهد.

جنبش آزادی زن ماهیتا جنبشی چپ است، به اردوی چپ جامعه تعلق دارد، تاریخ اش چپ است، و یک رکن مهم تلاش سوسیالیستی برای آزادی جامعه است. تاریخا هم این چپ بوده که پرچم بهبود حقوق زنان و آزادی زن را وارد فرهنگ سیاسی کرده است. به این اعتبار برخورد با مسئله زن یک شاخص مهم در تعریف جایگاه نیروهای سیاسی در اردوهای چپ و راست جامعه است.

کمونیست ماهانه: خشونت علیه زنان بیداد میکند. منشا این خشونت ضد زن چیست و به چه منافعی خدمت میکند؟ چگونه باید با خشونت علیه زنان مقابله کرد؟

شهلا نوری: خشونت علیه زنان در سراسر جهان ریشه در نابرابری های موجود در جامعه دارد، در نظام سرمایه داری. چون این نظام است که بطرق مختلف و از جمله با مذهب و مردسالاری و قواین تبعیض آمیز و تمجید نابرابری خشونت علیه زن را بازتولید میکند. در ایران و در اواخر حکومت سلطنتی، نیازهای رشد سرمایه داری بناچار بخشی از قوانین و سنتهای عقب افتاده و دست و پا گیر را به نفع زنان کنار زد اما فقط در این سطح. در همان زمان هم وجود دیکتاتوری سرکوبگر رژیم سلطنتی مانع مبارزه جدی علیه فرهنگ مردسالار اسلامی و تبعیض علیه زنان می شد. فرهنگی که باید بنفع "فرهنگ بورژازی ملی و ایرانی" حفظ می شد.

جنبش اسلامی با سرکوب انقلاب، سازماندهی اختناق و نسل کشی دهها هزار از زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ توانست از این نظام دفاع کند و آپارتاید جنسی را نیز به مشکلات سابق افزود. وضعینی که به مهاجرت و پناهندگی میلیونی منجر شد و شرایط را بدنبال سرکوب خونین آزادیخواهان، فراهم کرد تا حکومت و قوانین اسلامی مستقر شود. حکومتی که راسا خشونت علیه زنان را به اوج رساند. در فضای ارعاب و سرکوب انقلاب، پرده ای از اختناق و ستم سیستماتیک علیه زنان به وسعت کل جامعه کشیده شد. قانون اساسی اسلامی بر اساس قوانین شریعه با صدها ماده ویژه مجازات زنان در جهت حفظ مالکیت مرد بر زن و حفظ مردسالاری تدوین شد. قوانینی که به سازماندهی خشونت سیستماتیک علیه زنان میدان داد. در متن تناقضات تحمیل یک آپارتاید جنسی از یک طرف و خواست آزادی زن از طرف دیگر، ناچار شدند برای اعمال خشونت سیستماتیک و تحمیل قوانین اسلامی با ایجاد لات و لمپن های خیابانی هر روز به زنان هجوم بیاورند. حق سفر، حق طلاق، حق انتخاب شغل، ازدواج و حضانت فرزند به همسر، پدر و یا دیگران مردان خانواده داده شد. هر روز قانون جدیدی در تحقیر و بیحقوقی زنان نوشتند و بتصویب رساندند. همه اینها طی سه دهه تلاشی عبث برای سرکوب آزادی و حقوق زن بوده و نهایتا نتوانسته جنبش آزادی زن را به تمکین به اسلام وادار کند.

برای ریشه کن کردن خشونت علیه زنان باید ریشه های خشونت را خشکاند. یک دلیل پیشروی زنان در کشورهای غربی و در چهارچوب همین نظام، کوتاه کردن دست مذهب از زندگی مردم بوده است. این مسئله در مورد ایران هم صادق است. اسلام را باید مهار کرد و شکست داد. ایدئولوژی ای که معتقد است "اسلام با حقوق زن در تناقض نیست" و مردسالاری حاکم بر جامعه از "فرهنگ جامعه" بر می خیزد و نه از اسلام، متحد ارتجاع ضد زن است. برای اینکه ذره ای از احکام ارتجاعی اسلامی در حکومت بعدی باقی نماند، باید همین امروز تکلیف خود را با مذهب یکسره کرد. این پیش شرط لغو هرگونه خشونت علیه زن است. رژیم اسلامی ایران محکوم به مرگ است.

کمونیست ماهانه: فمینیستهای اسلامی با سر کار آوردن روحانی بحث "جنبش مطالباتی" را طرح کردند. "جنبش مطالباتی" چیست و چه میگوید؟

مریم افراسیاب پور: "جنبش مطالباتی" همین عناصر و نیروهای طرفدار جناحی از حکومت اسلامی اند، مانند جریان اصلاح طلب در جنبش حقول زن. این جریان از دوره دوم خرداد کوشیده است جنبش حقوق زن را مهار کند. جریان ملی اسلامی معتقد است که اسلام با حقوق زن در تناقض نیست. "فمینیسم اسلامی" در ایران به طیفی از این زنان، اعم از حکومتی و بیرون حکومتی، با این سیاستهای ارتجاعی اطلاق میشوند . در صورتیکه لغو بی قید و شرط کلیه قوانین شرعی و غیر شرعی زن ستیز و بخصوص حجاب اجباری، در چهارچوب یک رژیم اسلامی میسر نیست. سابقه سی و چهار سال از حیات این رژیم و بیش از یک دهه از شکست جنبش اصلاح طلبی حکومتی، کسی به این توهم باور ندارد که رژیم اسلامی اصلاح پذیر است .

خانمهائی که پرچم "جنبش مطالباتی" را بلند کردند هدفشان را روشن گفته اند: اول، جائی دست شان بند شود و همانطور که خودشان اعلام کرده اند بعنوان "مدیران سطح بالای مملکتی" به بازی گرفته شوند. دوم، همراه با زنان اسلام زده بیرون حکومتی در چهارچوب "جنبش مطالباتی"، جنبش رادیکال آزادی زن را کنترل و اسیر کنند. دو هدف ارتجاعی و ضد زن که در زرورق "جنبش مطالباتی" پیچیده شده است. "جنبش مطالباتی" به منافع عینی و مادی طیف زنان اسلامی و حکومتی ربط دارد، اما به زنان در ایران مطلقا ربط ندارد. این تلاشهای ارتجاعی از نظر زنان در ایران بیهوده و پوچ است. این یک نمایش مضحک اسلامی- فمینیستی برای دفاع از قوانین زن ستیز اسلامی است. این جماعت حتی رفرمیست هم نیستند. همه میدانند جنبش های رفرمیستی که برای بهبود حقوق مدنی در چهارچوب همین نظام موجود سرمایه داری مبارزه میکنند، مادام که نتوانسته اند جنبشی از پائین برای احقاق حقی در مقیاس جامعه را رهبری کنند، موفق به تغییر قوانین بنفع توده مردم محروم نشده اند.

کمونیست ماهانه: روز زن امسال چه باید کرد؟ سیاستها و شعارهای روز زن چه جهتی را باید داشته باشند؟ توصیه تان به فعالین و دست اندرکاران مراسمها و برنامه های روز زن چیست؟

ملکه عزتی: همانطور که در جواب سوال قبلی هم اشاره کردم، شعارها و خواسته های این روز باید در کلیت خود کیفرخواست زنان علیه نابرابری، ستمکشی، بردگی مزدی، انقیاد و استثمار در جامعه سرمایه داری باشد. باید یک بار دیگر و به بهانه 8 مارس خواهان تغییر و تحول بنیادی در جامعه شد. پایان دادن به دخالت مذهب در زندگی انسانها یکی از این خواستهاست که تاثیر مستقیم و بلاواسطه بر سعادت، شادی و سلامت جسم و روان انسانها دارد.

تلاش برای خنثی کردن تبلیغات احزاب و دستجات ناسیونالیستی، تفکیک و جدا کردن انسانها بر اساس تعلق قومی و قبیله ایی و نژادی از بزرگترین مضرات یک مبارزه متحد و یکپارچه علیه بیحقوقی زنان در جامعه است. باید با تمام توان برای صف واحد زنان و مردان آزادیخواه تلاش کرد.

همزمان با این خواسته ها باید برای خواسته های فوری و قابل دستییابی در فردای ۸ مارس نیز مبارزه کرد. علیه تفکیک و تبعیض جنسیتی، علیه سنن عهد عتیقی، برای تامین امنیت اجتماعی و شغلی، تلاش جدی و مبارزه هر روزه با خشونت جنسی در جامعه و خانواده علیه زنان، علیه کودک آزاری و در دفاع از تامین امنیت کودکان و دنیای کودکانه آنان و جلوگیری از هرنوع تعدی وهتک حرمت و پایمال کردن حقوق انسانی آنان. در نهایت اعلام همبستگی و پشتیبانی از مبارزات زنان در کشورهای اسلام زده برای رهایی و گسترش سکولاریسم و مبارزات زنان در سایر کشورها میتواند تنها بخشی از دهها خواسته هائی باشد که در روز جهانی زن محور اتحاد و همبستگی و مبارزه یکپارچه در صفوف جنبش آزادی زن باشد.

کمونیست ماهانه: چگونه به پیشواز روز زن برویم؟ انتظار از فعالین اردوی آزادی و برابری کدامست؟

کریم نوری: من به محدویت هایی که حکومت اسلامی به اردوی آزادیخواهی و برابری طلبی تحمیل کرده است واقفم. اما روز جهانی زن فرصتی است که کیفرخواست ستم کشی زن را در مقابل جامعه گرفت و برای امحای هر نوع تبعیض صفوف خود را فشرده تر کرد. برای ما کمونیستها ستم کشی زن محصول نظام سیاسی و اجتماعی امروز است. نه تنها ستم کشی زن بلکه نفس وجود ستم کشی رابطه مستقیمی با نظام سرمایه داری دارد. فعالین اردوی آزادیخواهی و برابری طلبی باید با این افق به پیشوار هشت مارس روزجهانی زن بروند. برای ما بریدن دست مذهب از دولت و آموزش و پرورش و سیستم قضایی٬ اینها آن مطالباتی ست كه بنظر میرسد یكبار دیگر باید حول آن جنبش مترقی و سكولار را گرد آورد تا مذهب٬ این پدیده مخل آسایش و آزادی و صلح بشریت را بكنار زد . در هشت مارس باید بر خواست امحای آپارتاید جنسی، نفی ارتجاع و حجاب اسلامی بعنوان بیرق ارتجاع اسلامی به میدان آمد.

انتظار من از فعالین اردوی آزادیخواهی و برابری طلبی بدست گرفتن ابتکاراتی است که بتواند روز جهانی زن را بعنوان فرصتی برای ابراز وجود اردوئی کند که برای ساختن یک دنیای بهتر مصمم هستند. باید خود را سازمان داد و از همین الان دست بکار شد و ارتباطات لازم و هماهنگی های لازم را بوجود آورد و در سطح سراسری هم بتوان جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی را نمایندگی کرد. فریاد ما سراسری: آزادی، برابری!

***