روزها وهفته های اخیر ، دنیا شاهد
درخشش سه چهره برجسته جنبش زنان در اروپا و کانادا بوده است و این
جنبش هنوز هم ادامه دارد :
مینا احدی از طرف سازمان عفو بین الملل به سوئیس دعوت میشود تا در
مورد اعدام و سنگسار زنان در ایران صحبت کند .
مریم نمازی به خاطر دفاع از سکولاریسم و آزادیخواهی ، حقوق زنان ،
حقوق کودک ، حقوق پناهندگان ومقابله با اسلام سیاسی ، از طرف جامعه
سکولار انگلیس جایزه سال را می گیرد .
هما ارجمند مدت 21 ماه کمپین موفقی راعلیه تصویب دادگاهها ی شریعه
دراستان انتاریو کانادا پیش برد . او همراه بسیاری از مدافعین حقوق
زنان توانست مانع اجرای قوانین اسلامی شود .
اینها فقط سر تیتر کارهای بزرگ فعالینی نمونه ، بارز ، درخشان دفاع
از حقوق زنان در ایران می باشند که برای هر انسان مترقی و طرفدار آزادی
، جای افتخار دارد . چرا جای افتخار نباشد ، دنیایی که ما در آن زندگی
میکنیم به هر گوشه و کنار آن که مینگریم نابرابری و ستم کشی بر زنان
بیداد میکند ، داستان زندگی زنان یکی از غم انگیز ترین حکایاتی است
که میشنویم ، در دنیای امروز علیرغم هرنوع پیشرفتی که بشریت به لحاظ
تکنولوژی بر آن بالغ شده اما هنوز باید برای حقوق مساوی بین انسانها
جنگید ، باید گفت زن انسان است ، باید گفت اعدام امری وحشیانه و کشتار
دولتی است که امروزه درخیلی کشورها متاسفانه اجراء میشود . باید گفت
آنچه بر زنان در کشورهای اسلام زده میگذرد و بر زنان تحمیل شده ، جزئی
از فرهنگ زنان نیست ، باید علیه نسبیت فرهنگی ایستاد با صدای بلند
اعلام کرد ما زنان انسانیم و حق داریم در این دنیا از یک زندگی انسانی
برخوردار باشیم .
دراروپا که وضعیت کمی بهتر است زنان در بهترین حالت خود ، در پست
ترین موقعیتهای اجتماعی قرار دارند ، به انواع مختلف در بازارهای
کثیف ومناسبات کار از آنها در پائین ترین سمت ها و رده های کاری
استفاده میشود . ، بازارهای سکس ، کمپانیهای بازرگانی و تبلیغاتی
کارشان بدون استفاده و بهره کشی از زنان ممکن نیست و پیشرفتی ندارد.
اینکه زنان در این جوامع از آزادی پوشش برخوردارند یا به بعضی
ازآزادیهای شخصی دست پیدا کرده اند ، مدیون وجود جنبش عظیم زنان
چه در گذشته و چه در حال حاضر است . با این وصف این پیشرویهای محدود
در قیاس با حق و حقوق انسانی زنان در یک جامعه سکولار و انسانی ،
بسیار ناچیز است .
روی دوم سکه و کمی آن طرف تر ، داستان زندگی زنان به مراتب وحشتناکتر
، اسفناک تر میباشد . اینجا آگاهانه با زنان دشمنی دارند ، تئوری
و توجیهات خاص خود را می آورند ، آیات و احادیث نازل شده را به کمک
میگیرند تا از یک طرف جامعه را برای مقابله با زنان آموزش بدهند
واز طرفی دیگر قانون را با حربه زن ستیزی خود به پشتیبانی آن به
میدان آورند .
خشنونت علیه زنان ازهمان دوران کودکی از خانواده همچنین در جامعه
شروع میشود . به او می گویند تو دختری ، تو کمی ، تو ضعیفی ، تو
نمیتوانی ، تو نباید دخالت کنی ، بلند نخند ، این کار دخترها نیست
. در همان ا وان کودکی دنیا را برای آنها محدود میکنند ، ازآنها
اعتماد به نفس را میگیرند و بهشان می گویند اینها واقعیت زندگی توست
و باید آنرا به عنوان فرهنگ متعارف زندگیت قبول داشته باشی .
به همین سادگی نیمی از جمعیت جامعه را آماده میکنند تا به نیمه
دیگر جامعه ِیعنی مردان سرویس بدهند ، مرد سالاری را در جامعه گسترش
میدهند و سرکو ب و تحقیر زن را به مرد در جامعه واگذار می کنند .
نتیجه این نوع رفتار با زنان پیامدهای وحشتناک مثل سنگسار ، پوشش
اجباری ، بی حرمتی و گرفتن هرنوع حق و حقوق فردی از زنان است که
امروزه مورد نقد انسانیت مدرن و مترقی جهان میباشد .
هما ، مریم ، مینا و خیلی های دیگر در این دنیا محصول و پیامد
این وضعیت غیر انسانی هستند و برای تغییر این و ضعیت و بازگرداندان
حرمت و ارزرش انسانی به زنان ، وارد این کارزار شده اند . این زنان
افق ، امید و آرزوی میلیونها زن بخصوص زنان در ایران هستند . اینکه
امروز شخصیتهای مثل این رفقا را صدا میکنند و میکروفون برایشان می
گذارند تا نظرات خود را به گوش جهانیان برسانند به سادگی اتفاق نیفتاده
است . موقعیت امروز جنبش زنان و تحمیل این شرایط به این دولتها و
اینکه این شرایط فراهم شده ، ناشی از وجود شخصیتهای مانند مینا ،
هما و مریم میباشد و ناشی از زحمات شبانه روزی آنهاست ، ناشی از
سیاست روشن جنبشی است که آنها به او تعلق دارند .
جنبش زنان بالاخص سازمان آزادی زن باید به وجود چنیین زنان رزمنده
ای ببالد .
تصور کنید ، دنیا و خواست ترقیخواهانه زنان بدون اعتراض آنها ، بدون
مخالفت آنها ، بدون پیروزیهای آنها ، چه بی رونق خواهد بود.
به سازمان آزادی زن بپیوندید
شعله بابائی لیالستانی
کلن 20.10.05