" سرگذشتی تلخ اما واقعی "
22-Oct-2005
پروین نیک نژاد
نمیدانم حقایق سرگذشت تلخی راکه سالها مهر سکوت بر لبانم زده چگونه آنرا به رشته تحریر در آورم . حقیقتی که لحظه به لحظه بیاد آوردنش خشم ونفرتم را ازآن گرگ صفتان زمانه برمی انگیزد .

یکروز طبق معمول از خریدبه خانه برمی گشتم درآن روزبهاری آسمان آبی کاملا" تیره شده بود وباران سختی به باریدن گرفت وبه علفها وبوته های کوچک جانی تازه بخشید ومن نیز همچنان گامهایم راتندتر می کردم تا به مقصد برسم وقتی که به داخل کوچه رسیدم چندتن را دیدم که در گوشه ای تجمع کرده ومشغول صحبتند ، گویا با دیدن من صداهایشان در گلو حبس شده بود و می خواستند چیزی را ازمن پنهان کنند وقتی خوب جویا شدم فهمیدم شیدا دختر مهربان و دوست داشتنی عمه ام که فقط بیش از 10 روز از زایمان او نمی گذشت ، پس از 40 روز زندان سپس به جوخه دار آویخته شد .آری او زمانی که آسوده درکناردخترش " شادی " آرمیده بود به خانه اش ریختند و تخت این عنوان که فقط چند سوال از تو میشود او را ازمنزل بیرون کشیدند واوغافل از این بود که دیگر به خانه باز نمی گردد بااین باور خانه اش را ترک گفت این جنایتکاران آنچنان خوف سراپای وجودشان رااحاطه کرده بودکه حتی به او اجازه ندادند که با بچه هایش و زندگیش وداع گوید .آری شیدا باید ناخواسته این جهان را وداع می گفت و خط بطلان به آرزوهایش می کشید ودختر کوچکش برخلاف معنای زیبای اسمش سراسر زندگیش غمبار گشت .شیدا دختر نوزده ساله ای بود کهبا مردی به نام حبیب ازدواج کرد وحاصل ازدواجشان سه فرزند بوداو به زندگیش و شوهرش عشق می ورزید .شوهرش مغازه لوکسی در یکی از پاساژهای رشت داشت .ازآنجائیکه معاملات تجاری میکرد دوستان زیادی داشت . یکی از دوستانش سروان نظری رئیس کلانتری 3 رشت بود . همانطوری که می گفتند این مرد به جهت خصوصیات اخلاقی پسندیده از محبوبیت خاصی درمیان مردم برخوردار بود . در این راستا قشر مخالفی بنام پاسدار که همیشه از شخصیت ومقام این مبر غبطه می خوردند ، سعی شان براین بود که او را از صحنه سیاست برکنار کنند . سروان نظری رابطه بسیار حسنه ای با خانواده حبیب داشت ، حتی در بسیاری از مسافرتها با هم بودند . تا اینکه در یکی از این روزها سروان نظری را به جرم عامل فتوای زنا و رابطه نامشروع با 5 زن در رشت به زندان انداختند . مسئله زنان و شکنجه آنها 40 روز طول کشید وبعد از 40 روز آنها را به دار آویختند و با این عمل غیرانسانی شان هزاران خانواده را برعلیه خودشوراندند واز ترش تجمع خانواده ها ومردم رشت حتی اجازه مراسم تشییع جنازه به انها ندادند و جسدشان را دریک خرابه مدفون کردند ( نامشان گرامی باد ) .

ما عاملان اجرای این گونه جنایتها را محکوم میکنیم . ما زنان ایران خواهان پایان بخشیدن به این گونه خشونتها و تبعیض غیرانسانی هستیم .

مرگ برجمهوری اسلامی

پروین نیک نژاد
آلمان 22.10.05