شايد يک وقتى لازم باشد نشست و آنچه که در اين اجتماع خواهران زينب
گذشت را مطالعه کرد و به تحليل همجانبه دستاوردهاى!! آن پرداخت.
البته در صورتى که کار و کاسبى بخشى از فمينيستهاى ايرانى را کساد
نکنيم. چون که اين کنگره بطور قطع خورک يک سالشان را درآورده است!!
اما دست به نقد به خود هئيت امناى اسلامى و خانم عبدونار پرادو
پاون Abdennur prado pavonمراجعه ميکنيم که در معرفى اين کنگره و
اهداف آن چنين ميگويد: "يک درک غلطى در غرب وجود دارد که گويا
در جوامع اسلامى آزادى زن ممکن نيست. اين کنگره ميخواهد اين پيش
داورى را از بين ببرد.
اين کنگره در عين حال جهت ايجاد يک پل ميان زنان فمينيست غيرمسلمان
و مسلمان ميباشد منتهى زنان فمينيست غير مسلمان بايد با ادراکات
کليشه اى ضد اسلامى خود اول مبارزه کنند". و يا آن تئوريسين
فمينيست اسلامى از پاکستان، ريفت حسن ميگويد "موقعيت حقوقى
و اجتماعى زنان در کشورهاى اسلامى نتيجه آموزشهاى انحرافى و ضد زنى
است که با تحريف در قران همراه بوده است".
همچنين به صراحت ميگويند تعبيرى که غرب از آزادى زن دارد بطور قطع
آن تعبيرى نيست که اسلام از آن دارد. جالب است بدانيم يکى از سخنوران
اين کنگره از کانادا از طرفداران دادگاههاى شريعه هم بود، راحل رضا
را ميگويم.
از پيشاپيش ميبينيم که اهداف اين کنگره چيست! بر خلاف هاى هوى بى
بى سى و ديگر خبرگزاريهاى که تمام تلاششان را به اين مصروف ميکنند
تا بقول خود مسلمانهاى ميانه رو و اصلاح طلب را گنده کنند و الترناتيو،
اين کنگره هيچ هدفى جز گوارا کردن اسلام براى دولتها و احزابى که
دل در گروه آن دارند نداشته است. اينها ميخواهند جنبش ترقى خواهى
را که ما در سطح بين المللى بر عليه کل اسلام سياسى بپا کرده ايم
را خنثى کنند. جالب اين که اين کنگره همزمان با تور سخنرانى هما
ارجمند مسئول کمپين عليه دادگاههاى اسلامى در اروپا و استقبال وسيع
از او بخصوص در فرانسه بود.
همانطور که گفتم لازم نيست راه دورى برويم. تنها اتکا به اهداف
اعلام شده اين کنگره توسط دو تن از سخنگويان اصلى آن زير آب همه
چيز را ميزند.
اينها ميخواهند درک ديگران را از خود تغيير دهند قصدشان تغيير
خود نيست. مذهبشان اشکالى ندارد. ديگران هستند که آن را تحريف کردند
و ديگران هستند که ادراکات ضد اسلامى دارند و از اين رو نميتوانند
تصور کنند که در جامعه اسلامى زن هم ميتواند آزاد باشد! (بطور قطع
زنان در کشورهاى به اصطلاح اسلامى به آزادى دست خواهند يافت ولى
با کنار زدن جرياناتى از نوع فمينسيت اسلامى و نه حتى در کنار آنان)
البته باز هم تبصره. آزادى به تعبير اسلامى و نه غربى!! چقدر بايد
اينها که اين طرف دنيا براى فمينيستهاى اسلامى کف ميزنند و آب از
لب و لوچه شان آويزان ميشود بايد وجدانشان را فروخته باشند که هيچ
واکنش معترضانه اى نداشته باشند. آخر با کدام معيارهاى جامعه شناسانه
اى که در دانشگاهها به آنان درس داده اند ميتوانند به اين جماعتى
که هيچ هدفى جز بازار گرمى براى اسلام سياسى در مقياس جهانى نميکنند
را رفرميست و ميانه رو خواند. آخر بايد طرف قبول کند که جنبشش و
يا مذهب اش اشکالى دارد و لازم است در آن رفرمى صورت داد تا به او
گفت رفرميست؟ آخر لوترى که ملقب به رفرميست شد انتقادى به کليسا
و بخشى از احکام انجيل داشت و يا نه؟ در روز روشن ميگويند اسلام
با حقوق زنان منافات ندارد و اشکال از تفاسير غلط است. آخر نميتوانيد
از اينها به پرسيد اصلاح طلبيتان از سر چيست؟ طرف با پرويى تمام
به فمينيستهاى غربى ميگويد برو با ادراکات غلطت در مورد اسلام مبارزه
کن. يعنى يک چيزى هم طلب کار است. باز اينورى برايش کف ميزند! اين
ديگر حال آدم را بهم ميزند.
از همه اينها گذشته با صراحت تمام اعلام ميکند که قرار نيست تعبير
ما از آزادى زن همانى باشد که شما غربيها از آن داريد. اين که شد
همان. اگر قرار است آن آزادى که فمينستهاى اسلامى براى زنان به اصطلاح
مسلمان به ارمغان بياورند يک چيز مخصوص به خود باشد آن وقت چه کسى
بايد در اين ميان نقش قاضى را ايفا کند؟؟ از کجا معلوم شايد اصلا
زنان در غرب از هيچ آزادى برخوردار نباشند؟ شايد فمينيستهاى غير
مسلمان بايد بروند براى آزاديهاى اسلامى مبارزه کنند و از اين جماعت
کلاش که يد بيضايى در توجيه توحش اسلامى دارند، ياد بگيرند. البته
از حق نگذريم جريانات اسلامى در خاورميانه و افريقا به آنچنان توحش
عنان گسيخته و ضد انسانى دست زده اند که روز بروز بر تعداد توبه
کنندگان تا ديروز سينه زن آن افزوده ميشود طورى که پيش از هر چيزى
سعى ميکنند خود را از آن دولتها و گروهها تبرى کنند.
بيهوده نيست که جماعت فمينيست اسلامى هم آنها را ضد زن ميدانند
ولى اسلامى نميدانند. اما حتى در اين سطح نيز دنيا هيچ وقت شاهد
آن نبود که اين فمينستهاى اسلامى جايى به خيابان بريزند و از "خواهران
مسلمان" خود که به تيغ کشيده ميشوند، بروى آنان اسيد ميپاشند
و يا در گودالها با گلوله هاى سنگ به قتل ميرساندند و يا با ختنه
کردن مثله شان مينمايند اعتراض کنند. البته ما اينها را ميشناسيم.
قرار نبود. الان هم اگر ميبينيد خود را به کوچه على چپ ميزنند به
اين خاطر است که اوضاع خرابتر از اين حرفهاى است. جمهورى اسلامى
زير بحران کشنده و هجوم مردم در حال خورد شدن است. زنان در کشورهاى
عربى بپاخاسته اند و حتى در کويت به حق راى دست يافته اند.
کمپين هاى از نوع کمپين عليه دادگاههاى اسلامى يکبار ديگر چهره
واقعى اسلام و اسلام سياسى را به جهانيان شناسنده است و ماسکها را
به کنار زده است. آنچنان که خيليها جرت يافته و در مقابل تعرض اين
جريان سياه و نکبتبار قد علم کرده اند. در چنين شرايطى فمينيست اسلامى
ميکوشد خود را منسجم کند و نقش سپر براى کل اسلام سياسى را در جهان
بازى کند. پرچمى که در اين کنگره تحت عنوان "جهاد جنسى زنان
مسلمان" بلند کرده اند، بيش از آنکه امر آزادى "زن مسلمان"
حتى در محدوده ميکرو را مد نظر داشته باشد پرچم جهاد عليه کسانى
است که جنبشهاى اسلامى را به مصاف کشيده اند و وحشت اينها از اين
است که حمايت جنبش فمينيستى رنگين کمان را ديگر با خود نداشته باشند.
اما همانطور که در ايران ما نگذاشتيم اينها موفق شوند در سطح جهان
نيز آبرويشان را خواهيم برد و سکه يک پولشان خواهيم کرد. به دنيا
نشان خواهيم داد که اينها همان دختر خاله ها و دختر عموهاى جانيانى
هستند که شمشير را از روى بسته اند و زن را حتى بعنوان شهروند درجه
دوم قبول ندارند. اينها الان، پس از سالها مجاهدت ما طرفداران مليتنت،
راديکال و بدون تخفيف حقوق زن در افشاى بى امان اسلام سياسى در سرکوب
زنان، شرم شان ميشود که نسبت خود را با آن جانورها آشکار کنند. فمينيست
اسلامى اينها ميخواهد حجابى باشد جهت نهان کردن اين فاميلى ديرينه!
اينها براى نجات آنها آمده اند ولى جنبش آزاديخواه، ترقى خواه و
مدافع تام و تمام حقوق زنان به اين ها اين اجازه را نخواهد داد.
اما يک رکن افشا همه جانبه فمينست اسلامى افشا بى امان دولتها،
احزاب و گروههاى فمينيستى است که کماکان برايشان در اروپا و امريکا
فرش قرمز پهن ميکنند و آتش بيار معرکه اين جماعت هستند. همانطور
که ميبينيد دولت اسپانيا به اسپانسر کردن تجمعاتى از نوع کنگره زنان
مسلمان فمينيست آشکارا به مردم و کسانى که ديرى نيست از اسلام سياسى
زخمى عميق برداشتند دهن کجى ميکند. ظاهرا ميخواهند ميانه روها و
اصلاح طلبها را در مقابل تندروها و فاندمنتاليستها تقويت کنند. کارى
که تمام دولتهاى غربى بدان کمر همت بسته اند. مشکل اينها تنها آن
بخش از جرياناتى اسلامى است که پا از گليم خود فراتر گذاشته اند
و گرنه در افغانستان و عراق بدون هيچ تعللى دولتهاى اسلامى و قومى
را به سر کار آورده اند و با جمهورى اسلامى هم نشان دادند هنوز چندان
مسئله اى ندارند. ديد و بازديدهايشان برقرار است و معاملاتشان بجا
است و اين آواخر نشستهاى پشت صحنه را هم بدون ابا رو ميکنند. البته
انتظار که دولتهاى غربى به يک مصاف همجانبه با جنبش اسلام سياسى
با تمام حشو زوايد آن برود بيهوده است. ولى ميتوان مردم، مردمى که
کم دلخونى از دولتهاى خويش ندارند و کم از اسلام سياسى و توحشش بيزار
نيستند را به جان اين دولتها انداخت. بايد آنچنان جنبش قدرتمندى
را در دفاع از حقوق زنان، سکولاريسم و آزاديخواهى در غرب دامن زد
و به افشاى همه جانبه جريانات اسلامى از هر نوع آن دست زد تا اين
دولتها را مجبور به قطع حمايتهاى خود از دولتهاى اسلامى، گروههاى
اسلامى و فمينيستهاى اسلامى ساخت.
دوم نوامبر ٢٠٠٥