يوليا اورتنر، روز ۴ ماه مه در يک
رستوران در مرکز شهر وين، حدود دو ساعت و نيم با مينا احدي گفتگو کرد.
اين مصاحبه در روز ۱۰ ماه مه در روزنامه فالتر چاپ شد. از مجموعه دو
ساعت و نيم گفتگو، خبرنگار روزنامه اين مصاحبه را چنين خلاصه کرده
است، در اينجا ترجمه اين گفتگو را به اطلاع ميرسانيم. .
کميته بين المللي عليه اعدام
۱۶ ماه مه ۲۰۰۶
--------------------------------------------------------------------------
اسلام مذهب ضد زن
مينا احدي فعال مدافع حقوق زنان، بر عليه اعدام مبارزه ميکند. پاي
صحبت او مي نشينيم، با او در مورد دختراني که بدليل ناموس به قتل
ميرسند، در مورد سياستمداراني که به اين معضلات نگاه هم نميکنند
و از اينها گذشته در مورد اينکه چگونه انسان بعنوان منتقد اسلام
سياسي، ميتواند به گوشه راست جامعه رانده شود، حرف ميزنيم.
يوليا اورتنر
قتل ناموسي يک مسئله
سياسي است و نه صرفا يک تراژدي خانوادگي !
مينا احدي ، فعال
سرشناس مدافع حقوق زن
وقتي يک اروپايي ، نميتواند خوب تصور و يا درک کند، سنگسار تا چه
حد وحشيانه و قرون وسطايي است، مينا احدي اينرا توضيح ميدهد: "
زنان را تا سينه در خيابان و در ملا عام ، در خاک فرو کرده و تعدادي
مرد در اطراف او جمع شده و به روي او آنقدر سنگ پرتاب ميکنند، که
مغزش منفجر شود" احدي مدافع حقوق انساني ، تا کنون توانسته
تعداد زيادي از زنان محکوم به مرگ را نجات دهد، دختر جواني به اسم
نازنين که يک دختر همراهش را از تجاوز چند مرد نجات داده، و در جريان
دفاع از خود، باعث مرگ يک جوان شده است، اکنون در زندان به اعدام
محکوم شده است، و مينا و همراهانش براي نجات او ميکوشند. و يا زناني
همچون افسانه نوروزي را که کسي را که قصد تجاوز به او را داشته،
به قتل رسانده و به همين دليل به مرگ محکوم شده بود، با فعاليتهاي
او توانسته از مرگ نجات يابد.
احدي که متولد ايران است، از سال ۲۰۰۱ با يک کميته جهاني بر عليه
سنگسار، براي نجات زنان مسلمان محکوم به سنگسار مبارزه ميکند، او
همچنين در سال ۲۰۰۴ کميته بين المللي عليه اعدام را بنيان گذاشته
است." وظيفه ما اينست که اين رفتار وحشيانه را افشا کنيم و
زنان محکوم به اعدام را با چهره هاي خود و با سرگذشتهاي خودشان دردنيا
معروف کنيم، از اين طريق توانسته ايم جان تعدادي را نجات دهيم،"
اينرا منتقد اسلام سياسي توضيح ميدهد.
او با دويست سازمان جهاني مدافع حقوق انساني همکاري ميکند. مهمترين
کشورهايي که مورد توجه او است ايران، افغانستان، ترکيه، پاکستان
و کشورهايي از اين قبيل است.او از افراد و نهادهايي که با وي مرتبط
هستند، از طريق نامه و يا امايل، اخبار را ميگيرد. خبر اينکه در
هر گوشه دنيا زني به سنگسارو يا اعدام بدليل زير پا گذاشتن مقررات
و قوانين اسلامي محکوم شود، فورا براي او ارسال ميشود ، بعد او براي
نجات اين قربانيان اعلام کمپين ميکند. با طومارهاي اعتراضي که جمع
ميکند، با ميتينگهايي که در مقابل سفارتخانه ها سازمان ميدهد، و
با سفر و ملاقات با کميسيونهاي حقوق بشر و پارلمان اروپا ، با مجموعه
اقدامات بين المللي ، تلاش براي نجات اين افراد آغاز ميشود.
"رژيم اسلامي اکنون ميداند که با هر مورد حکم سنگسار در دنيا
موجي از اعتراض به پا خواهد شد و بهمين دليل براي محکوم کردن زنان
و مردان به سنگسار امروز ديگر احتياط زيادي ميکند.،"
احدي اينرا ميگويد.
مينا در سال ۱۹۵۶ در ايران متولد شده است. او که در سال ۱۹۷۹ در
زمان انقلاب ، دانشجوي پزشکي بوده، با رژيم جديد اسلامي ، مبارزه
گسترده اي را آغاز ميکند، همسرش که فعال سياسي بوده، به دست اين
رژيم دستگير و اعدام ميشود. او نخست به کردستان ايران پناهنده شده
و آنجا فعاليت ميکرده و از سال ۱۹۹۶ اين آتئيست معتقد، در کلن زندگي
ميکند. آخرين فعاليت او سازمان دادن يک کنفرانس بزرگ در شهر کلن
بوده با حضور مدافعين سرشناس حقوق زن از سراسر دنيا، تم اين کنفرانس
قتلهاي ناموسي بود. علت آن قتل هاتون سروچو زن ترک تبار در برلين
به دست برادرش بود.چرا که او سنتها و اخلاقياتي که خانواده او آنرا
قبول داشتند، به آنها تمکين نميکرد. برادر کوچک او ازبين سه برادر،
اين قتل را به عهده ميگيرد، و اخيرا او در يک پروسه جنجالي دادگاه
، محکوم شد. ولي دو برادر ديگر آزاد ميشوند.
---------------------------------------------------------
فالتر: بعد از محاکمه سه برادر هاتون سوروچو، تمام آلمان بر عليه
قتل ناموسي اعتراض ميکند و از اين واقعه عصباني است، آيا مردم نميدانستند
که اين مسائل در کشورشان پيش مي آيد؟
مينا احدي : هاتون سوروچو يکي از قربانيان قتلهاي ناموسي است. اين
قتلها قربانيان زيادي داشته است. ولي بطور معمولي دولت آلمان، زياد
خودش را با معضلات و مشکلات زنان فراري از کشورهاي اسلام زده مشغول
نميکند. طبق آمار سازمان ملل ساليانه ۵۰۰۰ زن قرباني قتل ناموسي
ميشوند. تازه آمارواقعي از اين هم بيشتر است. آماري که هيچگاه روشن
نميشوند، در ايران ما خبر داريم که گاها زنان و دختران را زير فشار
ميگذارند که خودکشي کنند. بطور مثال دختر ۱۸ ساله را با دادن قرص
وادار ميکنند، خود را بکشد. اين به اسم خودکشي مطرح ميشود و کسي
آنرا قتل ناموسي به شمار نمي آورد و متاسفانه بايد گفت در آلمان
نيز اين موارد ديده شده است. ما يک مرکز مشاوره داريم که از اين
دختران و زنان که در خانواده تحت فشار هستند، دعوت ميکنيم به ما
مراجعه کنند.
قتل ناموسي يک معضل سياسي است و نه صرفا يک تراژدي خانوادگي . قتل
زنان در خانواده ها در همه جاي دنيا ، يک امر سياسي است و نه خانوادگي
. بايد به دقت توضيح داده شود، کدام نيروها کمک ميکنند که سيستم
ضد زن ادامه حيات پيدا کند و شوينيسم و مرد سالاري ادامه حيات داشته
باشند.
فالتر : يعني فکر ميکنيد که سيستم در آلمان، مقصر بود که هاتون
به قتل رسيده ؟
مينا احدي : در آلمان، دولت آلمان کاملا در ايجاد شرايطي که به
چنين قتلي منجر شده است، مقصر هست. چرا که اين دولت جريانات اسلامي
را قبول ميکند و به آنها کمک ميکند. اين سازمانهاي اسلامي نقش بسيار
مهمي در مراکززندگي اين مردم بازي ميکنند. اينها با حضور دائم خود،
شرايطي و فضايي را ايجاد ميکنند که در آن ناموس و ناموس پرستي اهميت
پيدا ميکند. آنها در زندگي مردم با کلاسهاي قران نقش بازي ميکنند
با ملا هاي صادراتي و با يک شبکه فعال در بين مردم.
فالتر: شما فکر ميکنيد چگونه ميتوان در اروپا با اسلام رفتار کرد،
نه مثل اطريش که آنرا به رسميت مي شناسند، بلکه با عدم رسميت شناختن
و يا چگونه؟
مينا احدي: من اين امر را بسيار قابل انتقاد و اعتراض ميدانم که
سازمانهاي اسلامي بعنوان نمايندگان رسمي و قانوني همه مردم "
مسلمان" معرفي شوند. آنها اصلا نماينده اين مردم نيستند. من
مدتهاست با اين تصوير مبارزه ميکنم که هنوز هم در قرن بيست و يک
مردم را از روي تعلقات مذهبي تعريف ميکنند. براي من انسان بودن در
درجه اول قرار دارد، فرقي نميکند که اين انسان به کدام مذهب تعلق
داشته و يا رنگ پوست او چيست. سازمانهاي اسلامي ابدا نبايد از دولت
پول وکمک مالي دريافت کنند،بدليل اينکه دولتهاي غربي ميخواهند به
اصطلاح از فرهنگ اسلامي محافظت کنند، پولها را به مساجد و کلاسهاي
تدريس قران و غيره سرازير ميکنند و از طريق آنها فشار اجتماعي بر
زنان و دختران گسترش مي يابد. در اين مورد منظورم همان سازمانهاي
به اصطلاح معتدل اسلامي نيز هست. آنها همگي در عمل، يک شبکه براي
اسلام سياسي ايجاد ميکنند، حتي اگر خودشان مستقيما ارتباط با سازمانهاي
تروريست اسلامي نداشته باشند. در اطريش مشکلات ، شبيه به مشکلات
در آلمان است. فقط اينجا مشکل را پرده پوشي هم ميکنند. اين سازمانهاي
" معتدل" را در هر دو کشور ميگذارند هر کاري که ميخواهند
بکنند، با آنها ديالوگ ميکنند و اميدوار هستند که " انشاالله
" هيچ چيز اتفاق نمي افتد.
فالتر: الان بحث در مورد اسلام ، محدود به قتل ناموسي و ازدواج
اجباري و شکايت از يک " فرهنگ عقب مانده" متمرکز شده است.چگونه
ميتوان زنان پناهنده و مهاجر را کمک کرد که از شرايط تحت ستم بودن
خود را رها کنند؟
مينا احدي : زنان در بين دو جبهه باقي مانده اند. از يک طرف سياست
دولتها اينست که ديواري بين مردم مهاجر و پناهنده با مردم در کشور
مربوطه ميکشند و آنها را به زندگي در گتوها مجبور ميکند، از طرف
ديگر با کمک کردن به سازمانهاي اسلامي کمک ميکنند که مردسالاري و
شويينيسم در بين مردم رشد کرده و دست بالا پيدا کند.
در آلمان ما بالاخره اکنون ميخواهيم يک شورا درست کنيم که نماينده
کساني و سازمانهايي خواهد بود که مذهب ندارند، در آلمان حداقل يک
سوم مردم اين سازمانهاي اسلامي را اصلا قبول ندارند. ما با تشکيل
اين شورا خواهيم کوشيد نشان دهيم واقعا زنان در اين جوامع و اين
کمونيتي ها چگونه زندگي ميکنند و چه فکر ميکنند.
فالتر: بالاخره مشکل اينجا چيست اسلام و يا مردسالاري ؟
مينا احدي : مشکل زنان را ميتوان واضح در قران ديد. و سنتهاي عقب
مانده نيز بطور مستقيم و قوي از اسلام تاثير پذيرفته اند.
يک مسئله اينست که تعدادي از مردان، در خانواده ها اين امکان تئوريک
را که قران در اختيار آنها گذاشته مورد استفاده قرار ميدهند.
اسلام يک مذهب ضد زن و ضد انسان است، مثل همه مذاهب ديگر. مسئله
بسيار مهم در اين ميان اينست که امروز اين مذهب سياسي است و ما با
اسلام سياسي طرف هستيم. اين مذهب در کشورهايي در قدرت است. در کشورهاي
اسلام زده امروز اين دولتهاي اسلامي و اين اسلام سياسي است که مشکل
اصلي است. که مردسالاري را تشويق ميکنند و از آن دفاع ميکند و از
اسلام و مذهب اسلام بعنوان يک وسيله خوب استفاده ميکند.
فالتر : تعدادي از اسلام شناسان معتقد هستند که ميگويند مشکل اسلام
و قران نيست، بلکه نحوه تفسير قران مهم است. درتفسير از قران برداشتهاي
مردسالارانه وجود دارد.نظر شما چيست؟
مينا احدي : در قران سياه روي سفيد نوشته شده است:" وقتي زن
تو با تو نخوابيد،ميتواني او را کتک بزني" چگونه ميتوان اين
سطر را تفسير کرد بنظر شما؟ من مخالف اين جهتي هستم که مشکل را فقط
با تفسير و يا فقط سنت توضيح ميدهد. يعني اينکه سنتهاي عقب مانده
را مشکل اصلي قلمداد ميکند. يک بحث ديگر هم در بين برخي از زنان
" مسلمان " هست، که ميگويد، زنان بايد سواد بيشتري ياد
بگيرند. من ميگويم وقتي حقوق اوليه انساني من زير پا گذاشته ميشود
و سيستمي هست که حقوق اوليه مرا زير پا له ميکند، خواندن و نوشتن
چه کمکي به من خواهد کرد.
فالتر: منتقدين اسلام ، همچون آيان هيرسي علي، پوپوليست راست، فرهنگ
اسلامي را " برابري طلب " نميدانند، کجاست مرز بين انتقاد
درست و برخورد نادرست؟
مينا احدي : من به فعاليتهاي آيان هيرسي علي بعنوان يک مبارزعليه
يک مذهب ضد زن، ارزش قائل هستم. حزب او را اما من قبول ندارم و رد
ميکنم. انسان بايد حق داشته باشد همه مذاهب را نقد کند. و وقتي يک
مذهب يک جنبش سياسي هم باشد انسان بايد حتما آنرا نقد کند و اين
ابدا اسلام فوبيا نيست.
فالتر: آيا مولتي کولتي يک اشتباه بود؟ آيا بدين طريق اروپا، اسلاميها
را تقويت کرد؟
مينا احدي: سياست تولرانس تا امروز تاثيرات منفي بسياري داشته
است. مرز بسيار چيزها از اين طريق بهم ريخت.
چپهاي زيادي در اروپا بويژه، فقط هدفشان و امرشان اين بود که مردم
بايد به فرهنگ ديگران و فرهنگ بيگانه احترام بگذارند و آنرا به رسميت
بشناسند. اما قتل ناموسي، ازدواج اجباري و حجاب کودکان، و اجازه
نداشتن کودکان به شرکت در ورزش و شنا، را نيز جزيي از فرهنگ اين
مردم دانسته به آن احترام گذاشته و کسي به آن اعتراضي نميکرد. وقتي
امروز افرادي همچون من، ميگويند که نسبيت فرهنگي درست نيست،سعي ميکنند
استفاده راست روانه از آن کنند. در آلمان مثلا حزب CDU از اينکه
ما عليه قتل ناموسي حرف ميزنيم و آنرا محکوم ميکنيم، به اين نتيجه
رسيد که اين نوع افراد و خانواده ها به آلمان تعلق ندارند و ميشود
آنها را باز پس فرستاد. چرا که اينها به فرهنگ ما تعلق ندارند.!!