صبح روز جمعه ۱۲ ماه مه است و من مثل هميشه، مروري بر کارهاي روزميکنم
و برنامه ميريزم که امروز را صرف چه کاري بکنم. اين روز قبل از هر
چيز بايد به جستجوي خودم براي يافتن سرنخي از نازنين ۱۸ ساله در
ايران ادامه دهم. مدتها بود که اين به مشغله من تبديل شده بود. دختر
جواني که به دليل دفاع از خود و يک دختر همراهش و در جريان مقاومت
در مقابل دو پسر جوان که قصد تجاوز به او را داشتند، متاسفانه يکي
از اين دو نفر را به قتل رسانده است. اکنون نازنين در يک زندان مخوف
، با کابوس اعدام دست و پنجه نرم ميکند.
در وراي ديوارهاي وحشتناک زندان و وماوراي رفتار وحشيانه و توهين
آميز زندانبانان دنيايي وجود دارد که انساني است و دنيايي با قلبي
بزرگ ، که به کمک نازنين ۱۸ ساله برخاسته است.
دو ماه پيش بود که در ايتاليا کميته نجات نازنين اعلام موجوديت
کرد و "اما بونينو" زن سرشناس مدافع حقوق بشر نيز عضو
آن شد، قرار بود در پارلمان اروپا ، با او نشستي داشته باشيم و طبعا
آنها را نيز تشويق کنيم که به اين فعاليت ادامه دهند. عفو بين الملل
اعلام کمپين کرده ، و همچنين سازمان " تره ده فام" بزرگترين
سازمان مدافع حقوق زن در آلمان.
صبح روز جمعه ۱۲ ماه مه است و من که کمي فارغ از سفر و سخنرانيهاي
فشرده دو هفته اخير هستم، به جستجوي خودم در ايران ادامه ميدهم .
تلفن به هر کس و يا گروهي که امکان دارد سرنخي از نازنين داشته باشد.
از دو هفته گذشته به تعداد زيادي تلفن کرده و پيام داده ام، و اکنون
بايد نتيجه را بپرسم.
با اولين تلفن از آن سوي خط مي شنوم، پيدايش کرديم. و من سر از
پا نمي شناسم هزار بار از گوينده اين خبر تشکر ميکنم و از راه دور
او را در آغوش ميگيرم و ميبوسم. از احوال نازنين مي پرسم. و آخرين
اخبار وضعيت او را جويا ميشوم. بعد از قطع تلفن به ايران، مجددا
با خوشحالي تلفن را برداشته و اين بار ميخواهم خودم با نازنين حرف
بزدم. يک نازنين ديگر که در طول دو هفته گذشته، يک رابطه عاطفي بين
من و او ايجاد شده است. دختر نازنيني که در کانادا ملکه زيبايي شده
و اکنون با ديدن اسم نازنين ۱۸ ساله در ايران و هم اسم بودن دو نفر،
قصد کمک به نازنين در آستانه اعدام را کرده است.
فراخوان کمپين اعتراضي داده و۱۲۰ هزار نفر، بله صد و بيست هزار
نفر طومار اعتراض به قتل عمد نازنين ۱۸ ساله را، در مدت کوتاهي امضا
کرده اند. او که بيصبرانه خواهان کمک بيشتر، خواهان ارتباط گيري
و خواهان انجام اقدامات ويژه تر است، از طريق مصطفي صابر دبير سازمان
جوانان کمونيست به ما وصل شده بود.
من با نازنين در کانادا تا کنون چندين بار تلفني حرف زده و از
اينکه براي نجات جان انسانهايي که در زندان جمهوري اسلامي ايران
در شرايطي وحشتناک به سر برده و با مرگ دست و پنجه نرم ميکنند، فعاليت
ميکند، به او درود ميفرستم. من از وجود اين جوان انسان دوست که از
امکانات خود براي يک امر انساني و دفاع از جان انسانها مايه ميگذارد
احترام والايي قايلم. و اميدوارم که اين جنبش انساني براي لغو قوانين
اعدام و لغو همه احکام اعدام چنان همه گير شود که ما بتوانيم در
دنيايي بدون اين احکام زندگي کنيم.
نازنين دوم در کانادا اگر چه مشکل ميتواند فارسي حرف بزند اما احساس
و نگرانيش از اعدام نازنين در زندان جمهوري اسلامي را راحت ميتواند
منتقل کند.
ابتدا تلفن اش روي پيامگير است و من به او ميگويم نازنين عزيز،
نازنين محکوم به اعدام را پيدا کردم. با من تماس بگير. ميدانم که
در کانادا حدود نصفه شب است ولي چون هر روز تقريبا از او پيام ميگرفتم
که مينا بلکه او را پيدا کني، همين نصف شب به او زنگ ميزنم. يک لحظه
بعد از قطع تلفن به من زنگ ميزند. ميگويد صدايت را شنيدم در خواب
بودم اما خبرپيدا کردن نازنين را شنيدم ديگر نميتوانستم بخوابم.
يک بار ديگر با او مفصل حرف ميزنم که ما چه ميکنيم و او چه کارهاي
ديگري ميتواند انجام دهد. از اينکه بايد همديگر را ببينيم و از اينکه
او ميخواهد به بقيه محکومين به اعدام نيز کمک کند، حرف ميزند و اين
عزم براي ادامه فعاليت در مقابله با احکام اعدام، مرا بيشتر خوشحال
کرد.
من در يک هفته گذشته در چندين جلسه سخنراني در مورد اهميت و مضمون
کارهاي خودمان در نجات جان انسانها حرف زده ام و گفته ام که ما در
فعاليتهاي خودمان به انسانهاي در اعماق جامعه امکان ميدهيم که چهره
خود را عواطف و احساسات خود را نشان دهند، ما کبرا رحمانپور، افسانه
نوروزي، فاطمه حقيقت پژوه و نازنين و ولي فيض مهدوي و ديگران را
به چهره هاي سرشناس در دنيا تبديل کرده و سمپاتي عميقي را بسوي اين
انسانها جلب ميکنيم که کمک ميکند جان اين افراد نجات يابد. در قلب
سياهي و تباهي که جمهوري نکبت اسلامي در ايران به بار آورده، در
اوج نا اميدي و استيصال کساني که اسير يک مشت جلاد شده اند، نوري
در تاريکي مي درخشد و اين انسانها نيز مي بينند که انسانيت زنده
است اميد به رهايي را تقويت ميکند.
به حرفهاي آن سوي خط در ايران فکر ميکنم که امروز بعد از اينکه
خبر پيدا کردن نازنين را داد، گفت ، نازنين خوشحال شده است که شنيده
کساني در خارج از ايران او را کمک ميکنند. او اميدش به شما است.
و من از اين سوي خط و از طرف صد و بيست هزار نفر که طومار را امضا
کرده اند و از طرف خودم و نازنين در کانادا و همه نهادهاي مدافع
حقوق انسان و مخالف قتل عمد دولتي اعلام ميکنم که ما نخواهيم گذاشت
نازنين و نازنين ها در ايران اعدام شوند، ما نخواهيم گذاشت، صداي
انسانيت، صداي نوع دوستي و دفاع از حق حيات و صداي بشريت مترقي خاموش
شود.
زنده باد فعاليتهاي انسانهايي همچون نازنين و زنده باد انسانيت
مينا احدي
minaahadi@aol.com