ابستان امسال یعنی سال 1385 را باید به خاطر سپرد. این تابستان
را به خاطر روزهای حمله زنان ان به جمهوری اسلامی باید به یاد سپرد.
این تابستان با جنگ و گریز زنان جوانی که حجاب های اسلامی را پائین
کشیدند و لباسهای رنگی مد روز پوشیدند و پاچه شلوارهایشان را کوتاه
کردند را باید به خاطر سپرد. مقابله زنان با گروههای پاسدار نظام
اسلامی سرتیتر اخبار ایران شد. بزرگان اسلام به چارچوئی افتادند
و قرارشد که کلاسهای ویژه درد بیدرمان سران رژیم یعنی حمله فرهنگ
غرب به ارزشهای اسلامی را چاره کنند.
اما هنوز رژیم ازاین پیچ نگذشته بود که تظاهرات زنان در 22خرداد
بار دیگر نگاهها را بطرف فعالین عرصه زنان و خواستهای آنان چرخاند.
میدان 7 تیر و خیابانهای اطراف عرصه اعتراض گسترده زنان به چند همسری
و حق حضانت شد. صفوف زنان و مردان معترض با چوب و چماق اوباش رژیم
روبرو شد. دهها نفر دستگیر شدند. خبر تظاهرات در مهمترین رسانههای
خبری جهان درج شد و بار دیگر جنبش رهایی زن در ایران نشان داد بدون
تغییرات اساسی در زندگی زنان نمیتوان جامعه ایران را تغییر داد.
روزهای 22 و 23 تیر ماه کوههای آبیدر در سنندج شاهد همایش دیگری
شد. بیش از دو هزار نفرازسراسر ایران در یک اردوی همبستگی زنان جمع
شدند و دو روز با هم و در کنار هم گفتند و بحث کردند.
این اردو یک سنت جدید است. سنتی که باید ارج گذاشته شود و گسترش
یابد. زنان در سراسر ایران ازمعضلات بسیاری رنج میبرند. خشونت خانگی،
مرد سالاری، سنتهای عقب مانده و بیحقوقی سیاسی و اجتماعی و مهمتر
از همه اعمال قوانین اسلامی در زندگی آنها درد مشترک همه زنان در
ایران است. این درد مشترک از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب یک رنگ
دارد و آن رنگ سیاهی آپارتاید جنسی است. برای این درد مشترک باید
چاره مشترک اندیشید. باید شرایط را برای همبستگی بیشتر و انتقال
تجارب مبارزاتی هرچه بیشتر آماده نمود. باید شبکهای اطلاعاتی و
خبر رسانی همراه با جمع های آزادی زن را سازمان داد. تنها با تنیدن
چنین شبکهای است که میتوان به مقابله با جمهوری اسلامی پرداخت
و راه را برای آزادی زن هموار نمود.
تابستان هنوز در نیمه راه است.