.
سازمان آزادی زن و اولویتهای این دوره
نسرین رمضانعلی
10-Nov-2006
     
در این شکی نیست که جنبش آزادی زن و امر سازماندهی مبارزات زنان یکی از وظایف اصلی و مهم ما می‌باشد. اما قبل از اینکه به این مسئله بپردازیم لازم است که تصویری از این جنبش و نقاط قوت و موانع و مشکلاتی که در سر راهش وجود دارد، داشته باشیم. تصویری که امروز بطور عام از جنبش زنان در جامعه وجود دارد این است که زنان هر روز و هر لحظه در مبارزه برای احقاق حقوقشان فعال بوده اند. در طول بیش از دو دهه گذشته جنبش زنان موفق شده با مبارزاتش عقب نشینی‌هائی را به حکومت تحمیل کند، تا حدودی اعتراضات و مبارزات پراکنده‌اش را جمع و جور نماید، در پاسخ به معضلات سیاسی و تئوریک، از طرح سیاستهایش گرفته تا جهت دادن و تحقق بخشیدن به سیاستهای رادیکا ل و چپ و جاری کردن نظرات چپ در صفوف فعالین و رهبران مبارزات زنان، تا حدودی پیشرفت‌هایی داشته باشد.

تصویر امروزی جنبش زنان و گرایشات سیاسی فعال در آن تا حدودی روشن است و بخش رادیکال، برابری طلب و چپ این جنبش دارد خودش را جمع و جور می کند و تلاش دارد به عنوان مصدر و مشرب فکری مشخص در این جنبش هژمونی‌اش را اعمال کند. جنبش زنان توانسته تا حدودی در این جهت حرکت نماید و تفاوتهایش را با گرایشات و افکار دیگری که در این جنبش وجود داشته و دارند، روشن نماید. یک نکته مسلم است و آن اینکه جنبش زنان در عرصه اعتراض اجتماعی و سازماندهی پیشرفت هایی کرده است. اما این کافی نیست. جنبش آزادی زن می بایست پا به پای مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی، در عرصه‌های دیگری نیز دخیل و درگیر می‌شد. عرصه‌هایی که اتفاقا برای سازمانیابی زنان و نقش و جایگاه فعالین و مدافعین حقوق زنان در مبارزه اهمیت بسزایی دارند. عرصه‌هایی که بسیار فراتر از اشکال سازمانیابی و اعتراضی جنبش زنان می‌باشد.

با در نظر داشتن نکاتی که در بالا به آنها اشاره کردم، سازمان آزادی زن به عنوان سازمانی دخیل در امر مبارزه برای رهایی زنان نه فقط باید در تمامی عرصه‌های مبارزاتی حضورداشته باشد، بلکه باید در نقش سازمان دهنده، هدایت کننده، جهت دهنده و مسئول دادن افق‌های مبارزاتی در این جنبیش بیش از پیش ایفای نقش نماید. ما نماینده بخش چپ و رادیکال و برابری طلب این جنبش هستیم و باید تلاش نمایئم که این جنبش را در کلیتش نمایندگی کرده و برای آن طرح، سیاست و نقشه عمل داشته باشیم. ما باید در عرصه سیاسی تبین خودمان از جنبش زنان، گرایشات سیاسی و فعال در درون این جنبش و نقش، جایگاه و وزن اجتماعی این گرایشات در عرصه اجتماعی را به درستی شناخته و تفاوتهایمان و راه حل‌هایمان را به روشنی در برابر این جنبش قرار بدهیم. پا به پای این تبیین باید امر سازماندهی جمع‌های آزادی زن و تعیین اجتماعی بخشیدن به آنها را در دستور کار خود بگذاریم. پرداختن به همه‌ی این عرصه‌ها و موضوعاتی که در بالا به آنها اشاره شد، مسئله‌ای است که باید نشریه آزادی زن از این به بعد روی آن تمرکز داشته باشد. از نظر من اینها محورهای اساسی سازمان دادن و شکل دادن به این جنبش می‌باشند. محورهایی که هر کدامشان باید بسته به شرایط امروز به آنها پرداخته شده و برایشان طرح و سیاست و نقشه عمل تعیین نمود. این امر ما است و ما سعی می کنیم در همه‌ی عرصه‌هایی که بطور خلاصه به آنها اشاره کردم دخالت فعال کرده و هژمونی سازمان آزادی زن را در این مصاف‌ها تامین نماییم.

در همین جا اجازه بدهید رئوس کلی این جهت گیریها و سیاستهایی که مورد نظرم است را به اختصار برای خوانندگان توضیح بدهم. طبیعی است که هر کدام از این موارد خود می‌تواند موضوع مباحث و مقالات مفصلی باشد. در این راستا من به نوبه خودم سعی خواهم کرد در هر شماره نشریه آزادی زن به یکی یا دو تا از این موضوعات پرداخته ورئوس جهت گیری‌های این دوره‌مان را برای فعالین و مدافعین حقوق زنان در ایران روشن نمایم.

همانطوریه که در بالا اشاره کردم جهت گیری عمومی ما سازماندهی جنبش زنان و دخالتگری و هدایت کل این جنبش و مصاف‌هایش می‌باشد. تلاش ما تقویت نفوذ و اعتبار گرایشات چپ و رادیکال و برابری طلب در این جنبش و کمک به عروج این گرایشات به عنوان رهبران سیاسی و نظری جنبش زنان می‌باشد. اهمیت این قضیه از آنجا صد چندان می‌شود که، چه بخواهیم چه نخواهیم، گرایشات و خطوط مختلفی در این جنبش فعال می‌باشند و هرکدام بسته به دایره نفوذ و اعتبار اجتماعی‌شان در جهت اعمال هژمونی خود بر این جنبش فعالیت می‌کنند. در این میان ما هم عین سایر گرایشات، برای دخالت بیشترمان در این جنبش و دادن افق و جهت گیری کوشش نموده و به نوبه خودمان می‌خواهیم جنبشی رادیکال، چپ و برابری طلب در راس رهبری این اعتراضات قرار گیرد. می‌خواهیم بتوانیم مهر خود را بر لحظه به لحظه این جنبش زده، موانع را نقد و گرایشات رفرمیست و ملی و مذهبی را عقب بزنیم. تلاش جریانات اسلامی و رفرمیستی را که سعی می‌کنند این جنبش را به کجراه برده و به قانونگرایی سوق بدهند افشا نموده و سیاست‌های انسانی و آزادی بخش جنبش آزادی زنان در ایران و رهبری‌اش در این مبارزه را تامین نمایئم. این کار امکان پذیر است و این جهت گیری اصلی ما می‌باشد.

رئوس جهت گیریها و فعالیت‌های این دوره سازمان آزادی زن بطور خلاصه به شرح زیر است:

  • شناساندن هرچه بیشتر سازمان آزادی زن در داخل و در سطح بین‌اللملی و ایجاد تشکیلاتی مناسب برای این امر،
  • سازماندهی و تامین حضور فعال ما و سایر فعالین زنان در حرکتهای اعتراضی و مبارزات جاری زنان در ایران،
  • جلب و جذب هرچه وسیعتر فعالین و رهبران عملی مبارزات زنان و چهره‌های این جنبش به صفوف سازمان آزادی زن،
  • یک حلقه اصلی در این مبارزه برای ما سازماندهی جمع های آزادی زن در داخل می‌باشد. جمعهای آزادی زن را در دو سطح می شود تعریف کرد، یکی جمع رهبران و هدایت کنندگان جنبش زنان و دیگری جمع‌های آزادی زن بطور عموم در محل کار، زیست، دانشگاه، مدرسه و غیره.

در اینجا در مورد جمع‌های آزادی زن توضیحاتی می‌دهم. فعالین و مدافعین دفاع از حقوق زنان که مبارزات و اعتراضات روزمره را به پیش می برند زیاد هستند. اما اینها پراکنده و بی ارتباط با همدیگربوده و فقط به مناسبتهایی نظیر هشت مارس، دور هم جمع می‌شوند. نقطه ضعف اصلی آنها پراکندگی و نداشت ظرف مناسب و پایدار مبارزاتی می‌باشد.

می توان بدون نگرانی گفت که فعالین در این عرصه زیاد و بالغ بر صدها نفر هستند. هر کدام از فعالین این عرصه از مبارزه اجتماعی می‌توانند دور هم جمع و در جمع‌های آزادی زن متشکل شوند. جمع شدن و آشنایی فعالین با همدیگر یکی از مسائل است که ابتدا به ساکن قدم بزرگی است و برای امر سازمانیابی مبارزات زنان برای جنبش آزادی زن بسیار مهم است.

در واقع کسانی که امر آزادی و برابری را امر خود می‌دانند در این جمعها دور هم جمع می‌شوند و تلاش می‌کنند سایرین را متقاعد کنند که در زمینه فعالیتهای اجتماعی فعالیت کنند و به آنها یاد می‌دهند چگونه باید جنبش اعتراضی را به پیش برد و چگونه می‌شود فرصتهائی را ایجاد کرد و مجبور نبود تا روز جهانی زن صبر کرد. موقعیت فرودست زنان در جامعه اسلام زده ایران طوری است که هر روز را می‌توان به فرصتی برای ابراز وجود و به اهتزار در آرودن پرچم رهائی زنان تبدیل کرد.

این جمعها که در واقع طیف رادیکال را در بر دارند تلاش می‌کنند در سمینارها و کنفرانسها به بررسی موقعیت زنان بپردازند و در همین راستا بخشی از فعالیت خود را به آگاه کردن جامعه و عطف توجه به مسئله زنان اختصاص بدهند.

برگزاری این سمینارها و کنفرانسها نه تنها زمینه آشنایی مردم به حقوق زنان را جلب می‌کند بلکه ارتباط وسیعی برای کارهای مشترک دیگر را ایجاد می‌کند. این جمعها باید در شرایط سرکوب جمهوری اسلامی که تقریبا تمامی ابزار تبلیغی در دست سران رژیم است، چگونگی تامین پوشش خبری مطمئنی را در دستور کار خود داشته باشند.

مسئله دوم این است این جمعها باید چگونگی آغاز یک مبارزه سراسری در مقابل تحمیل قوانین ضد زن در کشور را در دستور کار خود بگذارند و امر مبارزه برای آزادی و برابری را به یک امر روزمره تبدیل کنند.

این جمعها چگونه می‌توانند امر آزادی و برابری را به امر روزمره تبدیل کنند؟

ادامه را در شماره بعدی دنبال کنید