در اقدامی برای رهايی از رنج، دختری نفت را بر سر و روی خود می
ريزد. ترديد نمیکند و در يک لحظه کبريت میکشد، گر میگيرد و از
سوزش آتش تمام وجودش مچاله میشود. او میپندارد به اين وسيله به
دردها، رنجها و محروميت خود پايان داده است.
خودکشی فريادی است برای کمک که از گلوی انسانی برمیخيزد. خودکشی
پيش از آن که استقبال از مرگ باشد گريز از واقعيتهای زندگی است.
خودکشی مرگ يک انسان نيست بلکه مرگ دردناک يک زندگی است. پايان زندگی
زنانی است که پس از سالها صبر و انتظار در سياهیها و تلخيهای زندگی
جز خودکشی راه ديگری برای رهايی نمیيابند
با سلام و درود بر تک تک شما. من از طرف نيمی از مردم جامعه، که
جنس دوم و شهروند درجه چند به حساب میآيند و مورد بدترين نوع آزار
و خشونت قرار ميگيرند، با شما سخن ميگويم. زن اين موجود مظلوم که
به نام ناموس به تملک کامل مردان درمیآید و با زنجير پوسيده و کثيف
سنتها به بردگی کشیده میشود و در عصر سرمايه داری و تکنولوژی پيشرفته
نیز از برده خانگی تبديل به برده جنسی میشود و در بازار پر رونق
تجارت جنسی خريد و فروش ميشود.
زنان در ایران مورد بدترين شکل خشونت و آزار جسمی، روانی، جنسی
و قتل و کشتار قرار میگیرند. من از اين قسمت دنيا يعنی کردستان
ميخواهم فرياد بزنم و صدای زنان در آتش سوخته و قطعه قطعه شده را
به گوش شما برسانم.
زينب از خانه فرار ميکند، بعد از چند ماه او را بافته و با چاقو
ميکشند. دلبر ۱۷ ساله را سر ميبرند. شهين و خورشيد را بيهوش کرده
و آتش ميزنند. سميره اول توسط شيخی کثيف مورد تجاوز قرار میگیرد
و بعد توسط خانواده خفه ميشود. مژگان به علت شکنجه شوهر خود را
آتش میزند. مستوره به علت فقر خودش را میسوزاند. سحر 13 ساله به
علت فشار نامادری و پدر خودش را میکشد. ثانيه خود را ميسوزاند
چون همسرش زن ديگری اختيار کرده و شکوفه نيز برای فرار از ازدواج
اجباری و سحر ۱۲ ساله به علت فقر مفرط خود را میکشند. مائده به
علت فشار برادرخودش را دار ميزند. پروين که ناراحتی کليه دارد و
فرزانه به علت فشار شوهر خود را آتش ميزنند. پروين دیگری نوعروس
است و حامله در اثر مشکلات خانوادگی جان دردمند را به آتش ميکشد.
سنور به علت کتک با نود درصد سوختگی میمیرد.
ميدانم خسته شديد و ميدانم آماری که میفرستم درد آور است. مرا
ببخشيد. این فقط گوشه کوچکی از درد و رنج ما زنان است. ميدانيد
بر سر جنايتکارانی که باعث این قتلها و خودسوزیها میشوند چه ميآيد؟
یا اصلا به جرمی متهم نمیشوند و یا بخاطر دفاع از ناموس آزاد ميشوند.
اينها واقعيات زندگی زنان در ايران و به خصوص کردستان و غرب کشور
است. در بيمارستانها هرروز شاهد جنازه قربانيان قتلهای ناموسی و
خودسوزی وفرياد جگرسوز زنان و دختران سوخته و رنجوری هستیم که در
حصاری تنگ و خاموش با چهره و بدن مچاله شده مرگ را لحظه شماری ميکنند.
قربانيانی که از ابتداييترين حقوق خود يعنی دوست داشتن و انتخاب
همسر و از حق طلاق، نگه داری فرزند، کار کردن و مسافرت بیبهره اند.
در ارث و شهادت نصف مردند، به راحتی شلاق ميخورند، سنگسار و اعدام
ميشوند و قانون مجوز برای کشتنشان صادر کرده است. اگر به سختی موفق
به گرفتن طلاق شوند مورد نفرت و سرزنش خانواده و جامعه هستند. اگر
برای تعرض عليه وضعيت موجود از خانه بيرون بزنند يا کشته ميشوند
يا بيکار، بی پناه و بی خانمان در کوچه پس کوچههای شهرهای بزرگ
به تن فروشی و اعتياد رو ميآورند و جذب باندهای قاچاق انسان شده
و خريد و فروش ميشوند. عاقبت نيز چارهای جز خودکشی و يا يخ زدن
در يک گوشه شهر در شبی سرد و زمستانی ندارند.
از طرف تمام زنان دردمند ایران از شما و همه نهادها و سازمانهای
بشردوست و تشکلهای زنان آزادی خواه ميخواهم در کمپينی عليه خودسوزی
و قتلهای ناموسی دست ياری به سوي ما دراز کنيد. ما خواستار ايجاد
کمپينی هستيم با خواستههای مشخص عليه زن کشی. فراخوان ما را برای
ريشه يابی و ارائه راهکار، توانمند سازی زنان، آشنائيشان به حق
و حقوق خود و راه اندازی يک سايت و کمپين به گوش جهان برسانيد.
خواسته های ما:
۱- تغيير قوانين تبعيض آميز و ايجاد شرايط قانونی برابر با مردان
۲- ممنوع کردن شکنجه، قتل و کشتار زنان تحت هر نام و اتهامی
۳- مجازات عاملان کشتار و تجاوز به زنان
۴- تامين نيازهای اقتصادی و ايجاد امکانات شغلی و رفاهی و بيمه زنان
۵- ايجاد خانه ها و مراکز امن و همچنین مراکز مشاوره رايگان برای
پناه دادن زنان به جان آمده و تحت ستم.
اسامی مقتولين ناموسی و خودسوزيها در منطقه مريوان از نيمه ۸۳
تاکنون، تا آنجا که من خبر دارم:
۱- مستوره هشياری ۲۰ ساله، فقر مالی و فشار روانی ۲- پروين محمدی
۲۷ ساله، اختلاف خانوادگی 3- مژگان کريمی جدائی از فرزندان بعد از
طلاق ۴- فرزانه ۱۷ ساله، اذيت و آزار خانواده شوهر ۵- ثويبه زوئينه
۲۱ ساله، يک فرزند، فقر مالی ۶- سحر ۱۳ ساله، فقر مالی ۷- شهلا ۱۴
ساله، فشار نا مادری ۸- سروه تاب دارای، ۲ فرزند، اختلاف با همسر
۹- صغرا تبر خون، نامعلوم ۱۰- سروه شهسواری، اختلاف خانوادگی ۱۱-
آمنه شهسواری، نامعلوم، ۱۲- گونا محمد نژاد، نضيفه قادری و سحر کريمی،
فشار خانوادگی ۱۳- سنور باه، اذيت و آزار عمو و زن عمو، ۱۴- شکوفه
ازکات، فرار از ازدواج اجباری ۱۵- چيمن فرزند مختار، ارتباط تلفنی
با دوست پسرش ۱۶- پروين قادری ۲۰ ساله، حامله، اذيت و آزار شوهر۱۷-
نگار انفرادی ۱۶ ساله، اختلافات شديد خانوادگی ۱۸- سروه نيک روش
۱۷ ساله، نامعلوم ۱۹- سميه ۱۸ ساله، فقر مالی ۲۰- مائده عثمانپور،
۱۷ ساله، بی توجهی خانواده 21- آمنه ۵۰ ساله، بی توجهی خانواده.
اسامی کشته شدگان به دست پدر، شوهر يا برادر:
۱- زينب، به ست پدر و برادر با ضربات چاقو ۲- دلبر ۱۷ ساله، به
دست برادر ۳- ثريا، چهار فرزند، به دست شوهر با تبر ۴- شهين همسر
جمال، به دست شوهر معتادش آتش زده میشود ۵- خورشيد همسر مختار،
به دست شوهر ۶- هنار توسط براداران از کوه پرت ميشود ۷- فاطمه به
دست شوهر با چاقو
طبق آمار منتشر شده از طرف مراکز دولتی در ايلام سالانه از چهارصد
مورد خودسوزی، سيصد مورد زنان و دختران هستند.
پاييز ۸۵ مريوان
خلاصه شده توسط نشریه آزادی زن