.
برای که بنویسم یا برای که و از کجا باید آغاز کنم.
01-August-2007
یروین یوسفیان
                                       

 

برای که بنویسم یا برای که و از کجا باید آغاز کنم.
از خیابانها یا خانهایشان، از زندانها یا بازداشتگاه هایشان. شاید از چادرهایشان، از بندهایشان؟
از بندهایی بنویسم که به دست دارند یا از آنهایی که قید و بندهای اخلاقی دارند؟ من از بی قیدیهایشان می گویم.از اینکه دیدن موهای من حرام است که مرد دیگری(نامحرم) در خیابان ببیند ولی حلال است اگر آنها به بدن برهنه من تجاوز کنند که مبادا باکره به بهشت، خانه موعود آنها بروم، در روز بعد از اعدام.
تصور کن که حتی حق انتخاب لباس خود را نداری و این آنهایند که تصمیم می گیرند تو چه بپوشی،  چطور راه بروی چگونه بخندی، اگر حق خندیدنی داشته باشی! و چه بگویی اگر حقی برای حرف زدن به تو بدهند.
و آنوقت همه حرف از حقوق بشر میزنند. آیا زن انسان نیست و اگر هست چرا اینقدر حقوقش پایمال می شود.انرژی اتمی برایشان از حقوق مردم مهمتر است . آنها اهمیت نمی دهند که مردم چطور زندگی میکنند ، چه برسد به زنان و کودکان . زنانی که دوبرابریک مرد مسئولیت به دوش دارند اما با این وجود نصف آنها محصوب می شوند آن هم در بهترین حالت .
خنده دار نیست که در تمام دنیا این امر مشتبه است که هیچ فرقی بین زن و مرد نیست و با این وجود کاملا واضح و روشن است که یک زن نمی تواند برابر یک مرد باشد ، نصف آن است ، منظورشان شاید2 /1 است. ولی جالب است که هیج جا ثبت  نشده است که یک زن باید کمتر از یک مرد کار کند وقتی کمتر حقوق می گیرد .
مسئله بسیار واضح و روشن است و همه میدانند اما کسی عکس العمل نشان نمی دهد و دردناکتر از همه مبارزه با بد حجابی است . وقتی می بینی یک زن با چادر و مقنعه در حال دستگیری یک زن دیگر است که تنها جرمش این است که قسمتی از موهای سرش بیرون بوده و یا لباس تنگی به تن داشته .
ما همه زنیم اگر من از تو حمایت نکنم و تو از من پس چه کسی باید به فریاد ما برسد . بقدر کافی مشکل وجود دارد پس چقدر زیباست که ما مشکل برای هم ایجاد نکنیم ، تصور کن از این همبستگی بین تمام آن به اصطلاح خواهران که تنها خوشیشان بی آبرو کردن دیگر زنان است وجود نداشت .تصور کن اگر آنها می توانستند برای یک لحظه به همین جمله معروف به اصطلاح دینی شان " که همه ما خواهران و برادران دینی " هستیم عمل کنند. آنوقت آیا کسی با خواهر خودش چنین رفتاری می کرد که آنها با خواهران خود می کنند؟
سؤال من این است آیا آنها به حرفهایی که خودشان می زنند اعتقاد دارند؟
شاید بهتر این است که بپرسم آیا واقعا چیزی به اسم اعتقاد در آنها وجود دارد ؟ اگر هست پس این چیست که ما می بینیم؟
بنظر من این همان وافعیت پنهان در دین است که وقتی با سیاست یکی میشود چنین عمل می کند.
درست 29 سال است که مردم ایران با این هیولای ناشناخته دست و پنجه نرم می کنند و رژیم دژخیم اسلامی بعد از هزاران اعدام و سنگسار نتوانسته است مبانی دین اسلام را در ایران نهادینه کند.
باوجود اینکه تمامی قوانین کشور تا آنجا که به حقوق زنان مربوط می شود اسلامی است هنوز رژیم باید با هزار و یک ترفند به جنگ با بد حجابی برود.
زنان در کشور ایران خواهان زندگی آزاد و برابر با مردان هستند و این را با مبارزات خود در به گوش مردم جهان رسانده اند. این جمهوری اسلامی است که نه گوش شنوا دارد نه چشم برای دیدن واقعیت.
اما واقعیت این است که جمهوری اسلامی بوسیله همین  زنها سرنگون خواهد شد و دیوار آپارتاید جنسی بر سر عوامل رژیم اسلامی خراب خواهد گشت.