از نیما نامی خواننده نشریه
برابری زن و مرد نیاز به معنی کردن ندارد. خود کلمهی برابری بیانگر تمام مفهوم میباشد. وقتی از برابری در حقوق اجتماعی زن و مرد یا برابری در آزادی پوشش صحبت نمیکنیم و فقط می گوییم برابری، یعنی یک خواست کلی. در واقع از نظر ما به زن و مرد باید به چشم یک انسان نگاه کرد و آزادیهایی که حق هر انسانی است برای هر دو جنس به یکسان باید در نظر گرفته شود. هر انسانی در حالت شخصی و کل انسانها در حالت عمومی دارای آزادیهایی هستند که به صورت اکتسابی قابل دریافت است و این خواستها در جوامع مدنی به عنوان ارزش شناخته شده اند و باید برای هر انسانی به یکسان و کامل اجرا شود.
در مورد اینکه آیا یک زن میتواند در اداره یا محل کار به خاطر شرایط جسمانی متفاوت با مرد همان بازده را داشته باشد و آیا برای او مشکلی پیش نخواهد آمد، همانطوری که گفتم حقوق انسانی تنها حالت عمومی ندارد بلکه در حالت فردی و شخصی نیز قابل بررسی است. به هر حال هر انسان در زندگی فردی خود دارای مشکلاتی است. اما مسئله اینجاست که میتواند با این مشکلات کنار بیاید و جامعه هم باید در این امر به او کمک کند. نه اینکه با سرکوفت و لمپنیسم وی را از پیشرفت و ترقی باز دارد. این مشکلات تنها برای زنان نیست و مردان نیز مشکلات خاص خود را دارند.
در ضمن تجربهی استفاده از زنان به جای مردان تا به حال نتیجه منفی نداشته و حتی متاسفانه در بسیاری از جوامع مالکان وسایل تولید سرمایه از نیروی کار زنان بیشتر از مردان استفاده میکنند و هیچگاه از این مسائل شکایتی ندارند. اما وقتی جائی میرسد که یک زن میخواهد بر روی پای خود بایستد این مسائل را رو میکنند. ابتدا از راه ناموس پرستی، مذهب و سنت وارد شده و در آخرین حالت برای فرار از اتهام دست به چنین توجیهاتی میزنند. همانند به اصطلاح متفکرین اسلامی در اوایل انقلاب 57 که بطور مثال برای حجاب دلیلهای بی پایه و اساس علمی میآوردند، که موی زن برای مردان سرطان زاست و باید پوشانده شود. در واقع این موضوع آخر برای هر دو قشر کارگر چه زن و چه مرد وجود دارد. زنها را به عنوان جنس ضعیف مطرح کرده و با تلقین افکار تعصب آمیز در مردان جامعه، از پیشرفت زنان توسط خود مردان طبقهی زحمتکش اجتماع جلوگیری میکنند. در مورد مردان نیز از راههای دیگر وارد میشوند. در واقع همین به بند کشیدن زنان و استفاده از نیروی کار آنها خود یکی از عوامل سرکوب کارگران مرد است، که باید برای تهیه مایحتاج زندگی خود وابسته و پایین بمانند. بنابراین آزادی زن راهی برای آزادی کل جامعه میباشد.
نمیتوان گفت که جوامع غربی به دست آوردهای مهمی نرسیده اند. برابری در جوامع غربی تا حد بالایی متحقق شده است. یکی از آنها نیزهمین شرکت زنان در پارلمانها و مجامع دیگر است. اما این نشان دهندهی آزادی کامل نمیباشد. چون تفکرات و فرهنگ مرد سالارانه هنوز در اذهان جامعه به کل از بین نرفته. این در مورد خود زنها نیز صدق میکند.
البته ابن موضوع نیز قابل ذکر است که زنها در جوامع غربی همین حقوق را هم به راحتی به دست نیاورده اند و این هدیه ای از جامعه مرد سالار نبوده است، بلکه ثمرهی تلاش زنان رادیکال و آزادیخواه به همراه مردانی است که برای آزادی و برابری مبارزه کرده اند. هشت مارس سندی تاریخی برای این موضوع میباشد.
نیما نامی