حجاب يک متر پارچه نيست
يک جبهه مهم نبرد عليه جنبش اسلام سياسى است!
٭ اخيرا کشمکش و درگيرى بين مردم و جمهورى اسلامى بر سر مسئله حجاب
دوباره شدت گرفته است. خبر دستگيرى ٢٠ زن جوان در کرمانشاه و اعتراض
و درگيرى مردم با نيروهاى رژيم و نهايتا آزاد کردن اين دختران جوان
نمونه تيپيکى از اين نوع درگيريهاست. فکر مى کنيد اين نمونه خوبى
براى جمعهاى آزادى زن و ديگر فعالين زنان باشد که مبارزات توده اى
برعليه اين تعرض را سازمان دهند؟
آذر ماجدى: روشن بود که با موج جديد يورش رژيم به زنان شاهد کشمکش
و درگيرى مردم با نيروهاى انتظامى خواهيم بود. سال گذشته نيز چنين
بود. موارد بسيارى از درگيرى جوانان با نيروهاى انتظامى و يا درگيرى
زنانى که مورد حمله قرار گرفته بودند با اوباش اسلامى گزارش شد.
با توجه به تغيير و تحول اوضاع و تعرضى تر شدن جامعه انتظار ميرفت
که اين درگيرى ها امسال افزايش يابد، بنظر ميرسد که اين چنين خواهد
شد. هنوز ابتداى فصل است. فقط دو سه هفته از اطلاعيه نيروهاى انتظامى
ميگذرد، بايد منتظر درگيرى هاى وسيعتر و بيشترى باشيم. اتفاق کرمانشاه
بسيار حائز اهميت است. بيانگر يک روحيه کاملا متفاوت است. نشان ميدهد
که مردم سر تسليم ندارند، مرعوب نميشوند، از حق خود دفاع ميکنند.
اين يک مورد ايزوله نيست. ٢٠ زن جوان را ميخواسته اند دستگير کنند
و در يک مينى بوس سوار کنند. اين به اين معنا است که هم تعداد نيروهاى
انتظامى زياد بوده است و هم تعداد مردمى که با آنها درگير شده اند.
يعنى ما با يک درگيرى وسيع روبرو بوده ايم. اين اتفاق رژيم را به
فکر خواهد انداخت. متوجه ميشود که مردم سر تسليم ندارند و جمهورى
اسلامى يا بايد کوتاه بيايد يا خود را براى جنگ آخر آماده کند.
مردم و بخصوص جوانان نيز بايد از اتفاق کرمانشاه درس بگيرند. بايد
خود را براى رويارويى با نيروهاى انتظامى آماده کنند. بايد در محلات
جمع هاى ويژه تشکيل دهند. جمع هاى آزادى زن بايد پيشتاز اين حرکت
باشند. بايد در هر محله اى اين جمع ها تشکيل شوند و کار خود را بر
دفاع از زنانى که مورد حمله و تعرض قرار ميگيرند متمرکز کنند. بايد
در حال آماده باش باشند. هرگاه اوباش اسلامى به زنى حمله ميبرند
اين جمع ها بايد در صحنه حضور داشته باشند، از آن زن دفاع کنند و
مامورين انتظامى را وادار به عقب نشينى کنند. بايد بر روى ديوارها
شعار بنويسند حجاب اسلامى لغو بايد گردد، ستم به زن موقوف، تعرض
به زن موقوف. بايد تراکت پخش کنند و جوانان را به بسيج در اين جمع
ها فراخوان دهند. بايد به مامورين رژيم هشدار دهند که اجازه نخواهند
داد به زنان حمله کنند. محلات را بايد حول مقابله با تعرض نيروهاى
انتظامى به زنان بسيح کنند. اين يک جبهه نبرد مهم مردم، جوانان و
زنان با رژيم اسلامى است. اگر بتوانيم رژيم را در اين جبهه عقب بنشانيم
سنگر مهمى را فتح کرده ايم و سقوط رژيم را تسريع کرده ايم.
٭ جالب اين است که عده اى از کسانى که خود را از فعالين جنبش زنان
مى دانند در همين گير و دارها از اين حرف مى زنند که حجاب مسئله
اصلى زنان نيست. مثلا شيرين عبادى همين چند روز پيش چيزى در اين
مورد روى سايت بى بى سى نوشته بود. شما و سازمان آزادى زن برعکس
هميشه بر مبرميت مبارزه بر عليه حجاب پاى مى فشاريد. چرا؟ بقول بعضى
ها اين "يک متر پارچه" چرا اينهمه مهم است؟
آذر ماجدى: کسانى که حجاب را «يک متر پارچه» ميخوانند هدف و نيت
خاصى دارند. آنها نيز ميدانند که حجاب چه نقش اساسى و تعيين کننده
اى در سرکوب و انقياد زن در جامعه ايران و جوامع اسلام زده دارد،
ولى تلاش ميکنند آنرا کم اهميت و پيش پا افتاده جلوه دهند. اينها
به جنبش ملى - اسلامى متعلق اند و نقد خاص و عميقى به سنن و ارزش
هاى اسلامى ندارند. احکام و قوانين اسلامى آنچنان در مورد جايگاه
و حقوق زن زياده روى کرده است و جمهورى اسلامى آنچنان سرکوبى را
به زنان تحميل کرده است که اينها نيز مجبور ميشوند يک نقد نيم بندى
به قوانين اسلامى بکنند ولى ته دلشان با اسلام است. بنظر من کسى
که حجاب را يک متر پارچه ميخواند از يک نگرش کاملا مردسالار حرکت
ميکند. به آزادى زن و به برابرى زن و مرد نه تنها اعتقادى ندارد،
بلکه آن را زياده روى و مطرود ميداند. تلاش ميکند به جنبش آزادى
زن ترمز بزند، خاک به چشمان زنانى بپاشد که با شجاعت و جسارت قابل
ستايشى در مقابل نيروهاى انتظامى ايستادگى ميکنند و زير بار اين
«يک متر پارچه» نميروند. ميخواهند کار اين قهرمانان گمنام را بى
ارزش کنند. بايد به نوعى تنگ نظرى و محدود نگرى خود را در مقابل
مرضيه ها و راضيه ها و ٢٠ زن جوانى که در کرمانشاه دستگير شدند و
مردمى که با نيروهاى انتظامى براى آزادى آنها درگير شدند، توجيه
کنند. اينها به گرايشى تنگ نظر و محدود نگر و از زاويه حقوق زنان
مينى ماليست تعلق دارند. جنبش آزادى زن دارد اين گرايش و سخنگويانش
را منزوى ميکند. اوضاع جامعه دارد روز به روز راديکال تر ميشود و
لذا جرياناتى که با اوضاع حرکت نکنند و از آن عقب بمانند، سريعا
منزوى و ايزوله خواهند شد.
بنظر من تظاهرات يک ماه پيش زنان در مقابل دانشگاه يک نمونه بسيار
برجسته اين پديده بود. سازمان دهندگان تظاهرات يک ساعت در محل ماندند
و تمام مدت زنان را به نشستن و گوش دادن به شعر فراخواندند، درحاليکه
زنان فرياد ميزدند، پرچم سرخ زنده آزادى زن آزادى همگان است بلند
کرده بودند، پلاکاردهايى با شعارهاى راديکال برافراشته بودند وتظاهرات
را به همراه هزاران نفر تا پاسى از شب ادامه دادند. آزادى برابرى
حق مسلم ماست در اين تظاهرات فرياد زده شد. سازمان دهندگان تظاهرات
روز بعد از خود در مقابل اين تظاهرات وسيع و راديکال سلب مسئوليت
کردند. و با اين کار جدايى خود را از جنبش آزادى زن اعلام کردند.
حجاب پوشش نيست. حجاب يک متر پارچه نيست. حجاب سمبل بردگى زن است.
حجاب سمبل انقياد و تحقير زن است. حجاب پرچم جنبش ارتجاعى و زن ستيز
اسلامى است. حجاب بويژه در کشورهاى اسلام زده يک جبهه نبرد مهم با
رژيم حاکم است. مبارزه با حجاب يک جبهه نبرد مهم نه تنها جنبش آزادى
زن، بلکه جنبش سرنگونى و جنبش اعتراضى توده اى عليه رژيم اسلامى
است. و درست به همين علت است که جنبش ملى - اسلامى ميکوشد آن را
پيش پا افتاده و بى اهميت جلوه دهد. بايد در مقابل اين نگرش قاطعانه
ايستاد.
٭ در مورد شيرين عبادى صحبت کرديم، ايشان حرف جالب ديگرى هم زده
بودند که من دوست داشتم نظر شما را در اين مورد نيز بدانم. شيرين
عبادى در خصوص اينکه رئيس جمهور تازه دست راستى است و به زنان تعرض
خواهد کرد گفته است که نگران نيست چون زنان آزادى هاى بسيارى به
دست آورده اند و آزادى راه يکطرفه است و ديگر راه بازگشت ندارد.
شما در اينمورد چى فکر مى کنيد؟ آيا واقعا آزادى يک راه يکطرفه است
که بازپس گيرى آن غير ممکن باشد؟ آيا واقعيتى در اين حرف هست که
زنان پيشروى هاى زيادى کرده اند و ديگر نمى شود آنها را برگرداند؟
آدر ماجدى: من با اين ارزيابى خانم عبادى موافق نيستم. بخصوص اين
که نقطه عزيمت ايشان را نادرست ميدانم. اولا اينکه آزادى هيچگاه
راه يک طرفه نيست. اگر جامعه هشيار و متشکل نباشد، نظام حاکم قادر
است که هر حق و آزادى بدست آمده را بازپس بگيرد. ثانيا، ايشان قصد
دارند اين مساله را القاء کنند که گويى دولت خاتمى به زنان حقوقى
داده است. اين نيز يک دروغ محض و رياکارى است. اما آيا موقعيت زنان
در جامعه تغيير کرده است؟ پاسخ به اين سوال مثبت است. موقعيت جامعه
متحول شده است. جنبش اعتراضى ابعاد توده اى يافته است. راديکال شده
است. روز به روز ابعاد آن گسترده تر و عمق آن بيشتر ميشود. در يک
سال اخير جنبش سرنگونى پيشروى هاى زيادى کرده است. اعتراضات و اعتصابات
کارگرى، جنبش دانشجويى و جوانان و جنبش آزادى زن عقب نشينى هاى مهمى
به رژيم اسلامى تحميل کرده است. کارناوال شام غريبان، چهارشنبه سورى،
٨ مارس، اول ماه مه، تظاهرات تاريخساز جنبش آزادى زن يک ماه پيش
و بالاخره مبارزات مردم عليه مضحکه انتخابات همگى نمونه هاى مهمى
از رشد و گسترش جنبش اعتراضى آَزاديخواهانه و برابرى طلبانه مردم
است. به اين اعتبار جمهورى اسلامى در موقعيت بسيار نامناسبى براى
تعرض گسترده به جامعه و زنان قرار گرفته است.
اما اگر اين جنبش هشيار نباشد، اگر صحنه مبارزه را ترک کند، اگر
متشکل نشود، آنگاه رژيم در موقعيت بهترى براى تعرض قرار ميگيرد.
تا زمانى که جمهورى اسلامى بر سر کار است، زنان رنگ آزادى را نخواهند
ديد. اين يک واقعيت انکار ناپذير جامعه ايران است. زنان با صداى
رسا اعلام کرده اند که خواهان آزادى و برابرى هستند و از اين خواست
کوتاه نخواهند آمد. اين هدف زنان است و تا دستيابى به اين خواست
راه زيادى در پيش است. مبارزه با رژيم اسلامى تا آخرين لحظه شرط
لازم رسيدن به اين خواست است.