آزادى زن : آيا تشکل زنان بايد مستقل باشد؟ مستقل از چى؟ و چرا اين بحث مطرح ميشود؟
آذر ماجدى
آزادى زن: اخيرا بحثى بعنوان تشکل مستقل زنان در بعضى از محافل راه افتاده است. اين بحث سابقه دارى است. نظر شما در اينمورد چيست؟ آيا تشکل زنان بايد مستقل باشد؟ مستقل از چى؟ و چرا اين بحث مطرح ميشود؟

آذر ماجدى: بنظرم بايد از کسانى که اين بحث را مطرح ميکنند پرسيد که از مستقل چه منظورى دارند. معمولا وقتى از استقلال تشکلات کارگرى صحبت ميشود، منظور يا مستقل از دولت است يا مستقل از احزاب. در مورد دوم تلاش ميشود اين تصوير الغاء شود که مسائل کارگران صنفى است و به سياست ربطى ندارد. در مورد تشکلات زنان، مستقل ميتواند به سه معنا مطرح شود: مستقل از مردان، مستقل از احزاب يا مستقل از سياست. در عين حاليکه قطعا هر يک از اين تشکلات در يک جامعه آزاد بايد مجاز باشد، ولى من با هر کدام از اين تعابير اختلاف نظر دارم که از ديدگاه متفاوتم به مساله زن، ريشه ستمکشى زن و راه مبارزه براى آزادى و برابرى زن نشات ميگيرد. من با تشکل صرفا زنانه مخالفم. ديدگاهى که خواهان تشکيل تشکل صرفا زنانه و مستقل از مردان است، از اين ديدگاه حرکت ميکند که مردان منشاء ستمکشى زنان اند، يا مردان بنحوى از انحاء مانع مبارزه زنان و يا ابراز آزادنه نظراتشان ميشوند، يا اينکه مردان مساله زن را درک نميکنند. هر سه اين فرضيات اشکالات اساسى دارد. اولا منشاء ستمکشى زن، مرد نيست، مناسبات حاکم در جامعه است که اين نابرابرى زن و مرد و قيمومت زن را بازتوليد ميکند. ذهينت مرد و زن هر دو و ارزشهاى حاکم در جامعه هر روز از نو بازتوليد ميشود. مردسالارى محصول ذات و ذهن مردان نيست. مردان خود محصول اين شرايط اند. لذا مبارزه براى آزادى زن بايد مبارزه اى براى تغيير اين مناسبات باشد و ساختن مناسباتى که به وجود ستمکشى زن نيازى نداشته باشد. در چنين مناسباتى زن و مرد هر دو از ارزش هاى مردسالارانه رهايى مييابند.

درست است که در شرايط کنونى مردان به عاملى براى تحميل ستم و به قيمومت کشيدن زنان بدل ميشوند. ولى مردى که به تشکلى براى رهايى زن مى پيوندد، قطعا خود را از اين نظرات بميزان زيادى خلاص کرده است. بعلاوه در پيوستن به چنين تشکلى و مبارزه در راه اهداف آن باقيمانده نظرات مردسالارانه وى به مصاف طلبيده ميشود. لذا بسيار مثبت است که تشکلى که امر رهايى زن را هدف خود قرار داده است از مردان مستقل نباشد و مردان آزاديخواه را به پيوستن به اين تشکل فرابخواند. تعبير سوم که مردان را عاجز از درک ستمکشى زن ميداند، بسيار نادرست است. تاريخ عکس اين مساله را بارها و بارها باثبات رسانده است. کتب بسيارى توسط مردان در رابطه با ستمکشى زن نوشته شده است که از فضا درک عميق نويسنده را از موقعيت نابرابر و تحت ستم زن نشان ميدهد. اين استدلال دقيقا مثل استدلالى است که ستم ملى را فقط آنهايى درک ميکنند که تحت آن ستم قرار دارند، يا درد کارگر را فقط کارگران ميفهمند. اين گونه استدلالات نه تنها اشتباه است، بلکه خطرناک و منحرف کننده است.

در رابطه با مستقل از احزاب، بنظر من احزابى که آزادى زن را بعنوان يکى از اهداف خود تعيين کرده اند بايد براى آزادى زن مبارزه کنند و اتفاقا اين امر را فقط به تشکلات زنان حواله ندهند. برابرى زن و مرد در تحليل نهايى يک امر سياسى است و از طبق سياسى ميتواند پاسخ گويد. تغيير قانون کشور، ايجاد تسهيلات لازم همگى اقداماتى هستند که سر و کارشان با دولت ميافتد. باين اعتبار مبارزه براى آزادى زن در عين حال يک مبارزه سياسى نيز هست و بهيچوجه نميتوان آنرا از سياست جدا کرد. تلاش براى اين جدايى يک تلاش منحرف کننده است که انرژى اين مبارزه و جنبش را به هرز ميبرد.

آزادى زن: چرا در اين شرايط؟ چه کسانى معمولا پشت اين بحثها مى روند؟

اين يک بحث قديمى و کهنه است. اتفاقا در دهه پيش اين بحث در ميان جنبش دفاع از حقوق زن ايرانى بسيار باب بود. در بخشى که در خارج کشور عرض اندام ميکرد. اين بخش از جنش اکنون از سر و صدا افتاده است و در داخل اين بحث داغ شده است. تا آنجا که به داخل کشور برميگردد اين بحث ميتنواند به دو دليل مطرح شود، يکى بخاطر اعتقاد به ديدگاه هايى که در بالا به آن اشاره کردم، ديگرى بصورت يک مبارزه دفاعى در مقابل جمهورى اسلامى. به اين خاطر که بتوان از دست جمهورى اسلامى راحت بود. اعلام کرد که با سياست و لذا با جمهورى اسلامى کارى ندارد. تا جمهورى اسلامى اين نوع تشکلات را راحت بگذارد، يعنى يک تاکتيک دفاعى است. اين قابل درک است ولى همه ميدانند که اگر در کشورهاى ديگر ميتوان ادعا کرد که تشکل زنان بايد از سياست مستقل باشد، در ايران مثل روز روشن است که بدون دخالت در سياست نميتوان يک قدم هم در جهت حقوق زنان قدم برداشت.

٭ آيا زنان اصولا خواسته ها و مطالبات صنفى خاصى دارند که بايد حول آنها جمع شوند و خود را درگير سياست نکنند؟

آذر ماجدى: قطعا زنان مطالبات خاصى دارند. ليست اين مطالبات هم بسيار بلند بالا است، بويژه در ايران اين مساله صدق ميکند. ولى همانطور که در بالا اشاره کردم هر تک مطالبات زنان در ايران به سياست گره خورده است. مبارزه صنفى براى زنان معنا ندارد. مبارزه زنان سياسى است و نميتواند جز اين باشد.