نظم نوين جهانى در مصاف با مارش ميليونى
آذر ماجدى
١٥ فوريه ٢٠٠٣ يک روز تاريخى و مهم بود. چندين ميليون نفر در ٦٠٠ شهر جهان عليه قدر قدرتى آمريکا، عليه قلدرى آمريکا و عليه حمله به عراق به خيابانها آمدند. اين يک واقعه بيسابقه و تعيين کننده در سرنوشت سياسى دنيا است. حتى در اوج جنبش عليه جنگ ويتنام و عليه امپرياليسم آمريکا ما شاهد چنين نمايش قدرت و همبستگى جهانى نبوديم. جنبش ضد جنگ ويتنام موجبات شکست مفتضانه بورژوازى آمريکا را فراهم کرد و بمدت چندين سال آمريکا را در يک موضع تدافعى قرار داد. جنبش ضد جنگ کنونى از جنبش ضد امپرياليستى دهه ٦٠ و ٧٠ بسيار وسيعتر و همگير تر است. نمايش قدرت ١٥ فوريه يک نقطه عطف مهم است و ميتواند زمينه ساز چرخشى جدى و مهم در اوضاع جهانى و توازن قدرت مردم در مقابل تروريسم دولتى آمريکا و ناتو گردد.

اهميت و نقش اين مارش چند ميليونى آنچنان در موفقيت در جلوگيرى از حمله آمريکا نيست. اهميت اين جنبش و اين حرکت را بايد در تاثيرات دراز مدت تر آن و در تاثيرات آن بر روند جنگ احتمالى ديد و ارزيابى کرد. بعيد بنظر ميرسد که اتحاد کثيف بوش و بلر در مقابل اين اعتراض وسيع جهانى از موضع ضد انسانى تهاجم به عراق عقب بنشيند. اين عقب نشينى بمعناى پذيرش مفتضحانه شکست در مقابل انساندوستى مردمى است که تاکنون عمدتا در قالب اکثريت خاموش عرض اندام ميکردند.

بايد در نظر داشت که پس از يازده سپتامبر دولت آمريکا در موقعيت کاملا قدرتمند و يکه تازى قرار گرفت. توانست کل غرب را پشت خود بسيج کند. توانست کليه حملات خود به حقوق و آزاديهاى پايه اى و انسانى را به راحتى و بدون مقاومت وسيعى به نتيجه برساند. حقوق مدنى در آمريکا و بسيارى از کشورهاى غربى بشدت مورد حمله قرار گرفته است. راسيسم بشدت رشد يافته است. دخالت دولت در زندگى خصوصى شهروندان گسترش يافته و دست دولت در دستگيرى و بازداشت و سلب آزادى شهروندان کاملا باز شده است. در عرصه بين المللى آمريکا توانست به قدرت بلامنازعى دست يابد. نظم نوين جهانى که بوش پدر و تاچر در سال ١٩٩١ طلوعش را اعلام کردند، ميرفت که کاملا پياده شود. حمله به عراق در همين راستا و با دستيابى کامل به اين هدف طرح ريزى شده است. همبستگى و اعتراض وسيعى که در مقابل اين سياست هاى راست در سطح دنيا سازمان يافت و در روز ١٥ فوريه در يک نمايش عظيم و بى سابقه قدرت مردمى تجلى يافت، آمريکا را با يک معضل پيش بينى نشده مواجه کرد. اين نمايش قدرت ميرود تا سيماى جهان را دگرگون کند. ميتواند توازن قوا را تغيير دهد. جهان متمدن از شوک ١١ سيتامبر بيرون أمده است. اين همان نيروى سوم، آن غول خفته اى است که پس از يازده سپتامبر منصور حکمت از آن سخن گفت. اين نيرو به صحنه آمده است، اين غول از خواب بيدار شده است. بايد آن را در صحنه نگاه داريم. اين تنها نيرويى است که ميتواند نظم نوين جهانى ارتجاعى بوش و بلر را بر سرشان خراب کند و بشريت را از جهنمى که اين نظم برايش به ارمغان خواهد آورد نجات دهد.