مصاحبه با آذر ماجدى
انترناسيونال: هفته گذشته سازمان "آنجا، اينجا ولى باهم"،
کنفرانسى در پاريس برگزار کرد. تم اين کنفرانس، "اسلام عليه
اسلام" بود. از شما به عنوان رئيس سازمان آزادى دعوت شده بود
به عنوان يکى از سخنرانان اصلى در اين کنفرانس شرکت کنيد. چگونه
و به چه دلايلى شما به اين کنفرانس دعوت شده بوديد؟
آذر ماجدى: فعاليت هاى ما عليه اسلام سياسى و در دفاع از سکولاريسم،
حقوق زن، جهانشمولى حقوق انسان و زنان، عليه تز راسيستى و ارتجاعى
نسبيت فرهنگى و در دفاع از آزادى و برابرى در سطح بين المللى شناخته
شده است. تاکنون هم خود من و هم دوستان ديگر به کنفرانس هاى بسيارى
دعوت شده ايم. در برنامه هاى تلويزيونى و راديويى شرکت داشته ايم
و در رسانه هاى بين المللى حضور داشته ايم. موضع صريح و روشن و سازش
ناپذير ما در قبال اسلام سياسى و در دفاع از سکولاريسم و لزوم مذهب
زدائى در جامعه کاملا منحصر بفرد است. بخصوص در چند سال اخير، بدنبال
واقعه دهشتناک ١١ سپتامبر، مساله اسلام سياسى و تروريسم به يک بحث
دائمى در دنياى غرب بدل شده است. موضع اصولى و روشن و آزاديخواهانه
ما در قبال اسلام سياسى، جنبش ما را در کانون اين مباحث داغ قرار
داده است. به جرئت مى توان گفت که ما پرچم دفاع از سکولاريسم و عليه
اسلام سياسى را هم اکنون در غرب نيز برافراشته ايم. و اين واقعيت
را ديگر نمى توان انکار کرد. از کانادا تا فرانسه، از انگلستان تا
اسکانديناوى از ايران تا اروپا اين جنبش ماست که در پيشاپيش يک حرکت
آزاديبخش، در دفاع از برابرى انسان و آزادى زن، در دفاع از سکولاريسم
قرار گرفته است.
برخورد ما به کميته صلح نوبل در سال گذشته که در هماهنگى با اتحاديه
اروپا تلاش کرد يک جنبش اسلامى باصطلاح ميانه رو را علم کند و بنوعى
براى اسلام سياسى که پس از ١١ سپتامبر ايزوله شده بود جايى در معادلات
سياسى بين المللى و منطقه باز کند، توجه بسيارى را بخود جلب کرد.
تظاهرات ما در اسلو در بسيارى از رسانه هاى بين المللى بشکل بى سابقه
اى منعکس شد. بطور مشخص بى بى سى در فيلمى که درباره شيرين عبادى
ساخته بود، بخشى از تظاهرات ما را منعکس و با من مصاحبه کرد. اين
فيلم از طريق رسانه هاى مختلفى پخش شد. اينترنشنال هرالد تربيون
در گزارشى پيرامون جايزه نوبل بخشى از مصاحبه با من و شيرين عبادى
را بعنوان دو ديدگاه مختلف در کنار هم چاپ کرد.
در دفاع از قانون اخيرى که در فرانسه بتصويب رسيده است، در ممنوعيت
حمل و پوشيدن علائم مذهبى در مدارس و ادارات دولتى، ما اقداماتى
انجام داديم و در مقابل اسلاميست ها ايستاديم. من در فوريه گذشته
نيز به فرانسه دعوت شدم تا در يک ميتينگ عمومى که با حضور سازمان
هاى مختلف سکولار فرانسوى و مقامات دولتى برگزار شد، سخنرانى کنم.
اين سخنرانى با استقبال بسيار گرمى روبرو شد.
اين شمه بسيار کوچکى از فعاليت هاى ما است. ارائه آن براى توصيف
و بيان جايگاهى که جنبش ما در بستر اصلى مبارزه بر سر سکولاريسم
و حقوق انسان و حقوق زنان اشغال کرده، لازم است. ما تاکنون در اسکانديناوى،
کانادا و انگلستان حضور چشمگيرى داشته ايم ولى فرانسه ميتوان گفت
براى ما مکان بکرى است. اينکه ما توانسته ايم به فرانسه و به درون
جنبش سکولاريستى در فرانسه که مهمترين و راديکالترين در غرب است
راه پيدا کنيم، جاى خوشحالى بسيار دارد.
انترناسيونال: آيا اين کنفرانس فقط يک تجمع آکادميک بود يا اهداف
سياسى اى را دنبال ميکرد؟ اگر اهداف سياسى داشت چه اهدافى را در
مقابل خود قرار داده بود؟
آذر ماجدى: هم آکادميک بود و هم سياسى. سخنرانان از ديدگاه هاى
مختلفى نقد خود را به اسلام و اسلام سياسى بيان ميکردند. بعضى تحقيقات
تاريخى ارائه دادند، بعضى قران و اسلام را بعنوان يک ديدگاه و ايدئولوژى
نقد کردند و تعدادى نيز بر جنبش اسلامى متمرکز شدند. باين معنا جالب
بود. خود کنفرانس قطعنامه اى ارائه نداد و بيک جمعبندى مشخص نرسيد.
اين اولين کنفرانسى بود که توسط اين سازمان و خانم سميا لابيدى سازمان
مى يافت و باين معنا نيز شايد بتوان گفت آنچنان از نظر سياسى و يا
افق آينده هدفمند نبود. ولى تلاشى بسيار مثبت و با ارزش بود. ٢٠٠
نفر در اين کنفرانس شرکت داشتند و با علاقه بسيار مباحث را دنبال
ميکردند. در بيرون سالن و در راهروها قرار هاى تماس هاى آتى و کار
مشترک گذاشته مى شد. خود من با چندين سازمان قرار تماس هاى منظم
و جدى براى کار مشترک گذاشتم. همه از اين کنفرانس راضى رفتند. اميد
به وجود يک جنبش بين المللى در دفاع از سکولاريسم، حقوق انسان و
آزادى زن، در تقابل با اسلام سياسى و تروريسم در جمع بچشم مى خورد.
بنظرم اينها دستاوردهاى مهم اين کنفرانس بود.
انترناسيونال: اين کنفرانس عنوان جالبى دارد: اسلام عليه اسلام!
اين تم از نظر سازمان دهندگان کنفرانس چه چيزى را قرار بود تداعى
کند؟ آيا منظور اين است که اسلام دو چهره و دو مضمون دارد؟ مثلا
اسلام مترقى و مدرن و ميانه رو در مقابل اسلام ارتجاعى و افراطى؟
آذر ماجدى: من وقت نشد که با خود سميا لابيدى در اين زمينه گفتگو
کنم. فقط ميتوانم تعبير خودم را بگويم، همان تعبيرى که در سخنرانى
ام هم به آن اشاره کردم. فکر مى کنم يک منظور اين بود که کسانى که
بنوعى اصل و نصبشان به اسلام مربوط ميشود اسلام را نقد مى کردند.
حالا يا هنوز خود را مسلمان مى دانند و يا در جامعه و خانواده مسلمان
بدنيا آمده اند و زندگى مى کنند. باين معنا اين تم جالب بود و طنزى
را بيان مى کرد. من در همان اول سخنرانى ام به اين مساله اشاره کردم
و گفتم که يک آته ئيست هستم ولى از اسلام و جنبش اسلامى تجربه دست
اول دارم. اينکه از همان کودکى تقابل و تضاد عميق ميان اسلام و آته
ئيسم را تجربه و لمس کردم. چراکه مادرم مذهبى و پدرم آته ئيست بود.
يک مساله ديگر همان نکته اى است که شما در سوالتان به آن اشاره
کرديد. اينکه اسلام دو چهره دارد و ميتوان آنرا اصلاح کرد. افراط
آنرا هرس کرد و يک جنبش معتدل ترى از آن ساخت. من به اين نکته هم
اشاره کردم و اعلام کردم که اسلام سياسى قابل اصلاح نيست. و به تجربه
مشخص ايران و جمهورى اسلامى اشاره کردم. ولى برخى از سخنرانان از
همين موضع وجود دو نوع اسلام سخنرانى کردند. و اسلام افراطى را نقد
کردند.
انترناسيونال: مضمون سخنرانى خود شما چى بود؟ لطفا محورهاى اصلى
سخنرانيتان را با خوانندگان انترناسيونال در ميان بگذاريد.
آذر ماجدى: تيتر سخنرانى من سکولاريسم و اسلام سياسى بود. من نقد
خودم را از اسلام سياسى بعنوان يک جنبش ارتجاعى و ضد انسانى و زن
ستيز اعلام کردم. گفتم که جنبش اسلامى بايد به حاشيه جامعه رانده
شود. اعلام کردم که اسلام سياسى تهديدى است عليه بشريت و لازم و
مبرم است که يک جبهه متحد و قوى بين المللى عليه اسلام سياسى شکل
بگيرد. اصولى که مى توان بر مبناى آن اين جبهه را شکل داد به اين
ترتيب اعلام کردم: سکولاريسم، جدايى دين از دولت و آموزش و پروش
و مذهب زدائى از جامعه؛ آزادى بى قيد و شرط بيان و نقد؛ جهانشمولى
حقوق انسان و حقوق زن و برابرى کامل زن و مرد؛ ممنوعيت حجاب کودک؛
و ممنوعيت مدارس مذهبى. اين خلاصه سخرانى من بود که با استقبال گرمى
روبرو شد.
انترناسيونال: اين کنفرانس از لحاظ سياسى چه دستاوردى داشت؟
آذر ماجدى: همانطور که در سوال بالا اشاره کردم دستاورد سياسى کنفرانس
عام بود. تجمع عده اى که عموما نقد عميق و راديکالى به اسلام و جنبش
اسلاميستى ارائه دادند. هم نظرى اى که در ميان حاضرين در کنفرانس
وجود داشت و تماس هايى که براى کار مشترک و تبادل نظر گرفته شد.
و بالاخره طرح اين بحث از طرف چندين سخنران که اسلام سياسى را تهديدى
عليه بشريت خواندند، حائز اهميت زيادى است. حتى يکى از سخنرانان
که اهل پاکستان است و عليه جانش فتوا صادر شده است، اسلام را جنايت
عليه بشريت ناميد.
اما ما دستاورد ديگرى داشتيم که اگرچه مستقيما حاصل اين کنفرانس
نبود و حاصل فعاليت هاى دراز مدت و تلاش هاى پيگير ما بود ولى عملا
در اين کنفرانس ماديت يافت. در پايان اين کنفرانس چند تن از سخنرانان
با هم جمع شديم و بر تشکيل سازمانى عليه اسلام سياسى به توافقات
مشترکى رسيديم. بر برنامه کار آتى مان توافق کرديم و چندين کنفرانس
و تشکيل يک وب سايت بين المللى را طرح ريزى کرديم. اين سازمان بزودى
وفتى که بر روى سند اعلام موجوديت آن کاملا توافق کرديم رسما اعلام
خواهد شد. اين يک دستاورد مهم است. و براى خود من بسيار جالب بود
که در سخنرانى ام بر لزوم تشکيل چنين سازمانى تاکيد و تمرکز کردم
و همان روز و همان جا توانستيم اين مساله را ماديت ببخشيم.
انترناسيونال: ارزيابى عموميتان از اين کنفرانس چيست؟
آذر ماجدى: کنفرانس خوبى بود. اطلاعات بسيارى مطرح شد. نزديکى ها
و آشنايى هاى مفيد و خوبى شکل گرفت. براى خود من بسيار مفيد بود.
و فکر مى کنم تاثيرات آنرا سريعا بر پيشرفت کارمان خواهيم ديد. فرانسه
بستر اصلى جنبش سکولاريستى در غرب است. انقلاب فرانسه يک تاريخ و
سنت عظيم سکولاريستى در فرانسه ايجاد کرده است. سازمان هاى بسيارى
در دفاع از سکولاريسم و در نقد اسلام، اسلام سياسى و يا جنبش اسلامى
بطور کلى در فرانسه وجود دارد که تشکيل دهندگان آنها شهروندان فرانسوى
اى هستند که اصل و نصب شان به سه کشور تونس، مراکش و الجزاير برمى
گردد. اين منطقه نيز بسيار مهم است. تماس و ارتباط منظم و فعاليت
مشترک با اين سازمان ها جايگاه مهمى در مبارزه عمومى ما عليه اسلام
سياسى و در دفاع از آزادى و برابرى دارد. از تمام اين جهات اين کنفرانس
نقش مهمى داشت و بنظر من شروع يک سلسله کارهايى از اين دست بود.
براى خود من بسيار آموزنده بود و اميد بخش بود.
انترناسيونال: اجازه بدهيد سئوالم را با خبر ترور ون گوگ، فيلمساز
اهل هلند بدست جريانات اسلامى تمام کنم که يک نمونه ديگر از توحش
جريانات اسلامى و تعرضشان به آزادى نقد مذهب است. اين فيلمساز به
جرم نمايش جنايات اسلام عليه زنان در آخرين فيلمش از طرف مدافعين
اسلام کشته شده است. هدف سازماندهى چنين ترورهايى چيست؟ در مقابل
راه انداختن ارعاب منتقدين اسلام توسط جريانات اسلامى چه بايد کرد؟
آذر ماجدى: اين ترور واقعا متاثر کننده است. تئو ون گوگ باين خاطر
که جرئت و جسارت داشت که ماهيت زن ستيز و ضد انسانى اسلام را افشاء
کند، باين خاطر که آنقدر انسان و آزاديخواه بود که اين جنايات را
ببيند و با توسل به نسبيت فرهنگى چشم بر آنها نبندد، توسط اسلام
سياسى بقتل رسيد. بايد با تمام قوا اين جنايت و مسبب آن اسلام سياسى
را محکوم کرد.
اسلام سياسى يک جنبش ارتجاعى و ضد انسانى است که با توسل به ترور
و ارعاب تلاش ميکند هژمونى خود را بر جامعه تثبيت کند و در قدرت
سهيم شود. سه دهه است که ما شاهد اين سياست و روش هستيم. ما خود
قربانيان دست اول اين جنش و روشهاى جنايتکارانه آن هستيم. خفه کردن
صداى نقد و اعتراض تنها سلاح اين جنبش است. ترور تئو ونگ گوگ هم
با همين هدف صورت گرفته است. محکم کردن صفوف مبارزه عليه اسلام سياسى،
متحد کردن جنبش آزاديخواهى و برابرى طلبى بين المللى تحت اين پرچم
تنها راه مبارزه اصولى و ثمربخش با اسلام سياسى است. بخصوص در سه
سال اخير شاهد بوده ايم که ادعاهاى دولت آمريکا و متحدينش در مبارزه
با تروريسم اين جنبش تا چه بى حاصل بوده است و چگونه عملا تروريسم
را از هر دو سو دامن زده و تشديد کرده است. ما بايد آن نيروى سومى
را که منصور حکمت در رساله خود درباره ١١ سپتامبر به آن پرداخت،
گرد آوريم، متحد کنيم و به حرکت درآوريم. بنظرم داريم در آن جهت
قدم بر مى داريم. کمى کند است ولى داريم پيشروى مى کنيم. اميدوارم
که تلاش هاى اخيرمان سريعا نتيجه دهد و يک قدم مهم بجلو برويم و
يک سنگر مهم عليه اسلام سياسى و تروريسم آن فتح کنيم.