گزارشات رسیده از 8 مارس در ايران

امید و هژان- سردشت

امید و هژان دو شرکت کننده در مراسم 8 مارس در شهر سردشت هستند. ازآنها در مورد چگونگی مراسم سوال میکنم. چنین پاسخ میدهند. برای اولین بار بود اینجا مراسم می‌گرفتیم. برای اولین بار است چنین مراسمی برگزار میشود. فکرش را نمی کردیم اینقدر با استقبال روبرو شود. این را خودمان هم انتظار نداشتیم. بسیار جالب و هیجان انگیز بود. سالن سینما پر شده بود از جمعیت. پلاکاردها با شعارهای "حقوق زن جهان شمول است" و "زنده باد آزادی زن" به سالن رنگ دیگری بخشیده بود. برق شادی را در چشم مردم و برگزار کنندگان میدیدی. مردم به هم روز جهانی زن را تبریک میگفتند. وقتی مراسم شروع شد همه ساکت شدند. صدای همهمه خاموش شد. مردم با دقت به سخنرانان گوش میدادند.

حضور زنان بیشتر مشهود بود. تعداد زیاد زنان برای شهر کوچک ما جالب توجه بود. همیشه گفته میشود: اینجا شهر کوچکی است، سنتهای عقب مانده موجود است، اینجا نمی شود کاری کرد. اینجا نمی شود در مورد حقوق زنان صبحت کرد. اما امسال مراسم 8 مارس، روز جهانی زن نشان داد این شهر کوچک ما بخشی از دنیای بزرگ است و می خواهد به این دنیا بپیوندد به آن دنیایی که خودش را با جنبش آزادی زن تداعی می کند و فریاد می زند حقوق زن جهان شمول است.

سخنرانان یکی بعد از دیگر مقالاتی خواندند. یوسف عبای زاده، آرزو احمیدیان و شیدا سلیمی مقاله خواندند. هر چند همه در سکوت کامل به مقالات گوش میدادند و در پایان تشویق می کردند، اما احساس می‌کردی زیاد شرکت کنندگان از این مقاله خواندن راضی نبودند.

بعد میزگردی درمورد مسائل زنان و موانع پیشاروی آنها تشکیل شد. خشنونت علیه زنان و نقش قانون در فرودستی زنان مورد بحث قرار گرفت. برای خود من جالبترین بخش بحث در مورد بکارت بود. در این بخش از این صحبت شد که پرده بکارت فقط مصیبتی برای زنان است و تحت نام بکارت چه آزارها و آسیب‌هایی به زنان اعمال نمیشود. میزگرد از طرف شرکت کنندگان مورد استقبال گرمی قرار گرفت. مردم به گرمی تشویق میکردند. در سالن همهمه‌ای از بحث وجود داشت که نشان میداد این بخش برای مردم بسیار جذاب است. زنان بحث هایی را که از دردهای آنها سخن میگفت مورد تائید قرار میدادند.

این مراسم شروع کار ما است. فعالیت ما در سردشت هر روز ابعاد بزرگتری خواهد داشت.

 


مینو- بوکان

مینو از مراسم 8 مارس در بوکان صحبت میکند. از نحوه برگزاری تا پایان مراسم توضیح می دهد:

فعالین بوکان معمولا کمتر به برگزاری مراسم توجه میکردند. بیشتر شنونده اخبار مراسم تهران و سنندج و شهرهای دیگر بودیم. بعضی از ما خیلی وقتها حسرت می خوردیم چرا ما نمیتوانیم مراسمی برگزار کنیم. بالاخره امسال به استقبال 8 مارس روز جهانی زن رفتیم. از مدتها قبل دور هم جمع می شدیم و در مورد اینکه به چه شکلی مراسم را برگزار کنیم بحث می کردیم.

شکی نداشتیم رژیم به ما مجوز برگزاری نمی دهد. تصمیم گرفتیم در این روز مراسم را بدون مجوز در خیابان برگزار کنیم. تصمیم گرفتیم در این روز با لباسهای قرمز در خیابان های بوکان مارش برگزار کنیم. دو روز قبل از 8 مارس در تمامی مدارس راهنمائی و دبیرستان خبر را وسیعا پخش کردیم که با لباس قرمز بیرون بیایند و خیابانهای اصلی شهر را به شکل راهپیمائی طی کنیم. راس ساعت تعیین شده جمعیتی حدود 20 نفر جمع شدند. همه لباسهای تازه و قرمز پوشیده بودند. در دست تعدادی نشریه بود که روز جهانی زن را تبریک گفته بود و تاریخچه 8 مارس در آن درج شده بود. تعدادی شیرینی در دست داشتند. مردم با تعجب نگاه می کردند و شرکت کنندگان توضیح می دادند: امروز روز جهانی زن است و به این مناسبت ما جشن میگیریم و خواهان آزادی و برابری هستیم، خواهان رفع هر گونه ستم بر زنان هستیم، علیه هر نوع خشونت خانگی و دولتی هستیم و علیه آپارتاید جنسی هستیم. مردم ما را همراهی میکردند . بخصوص جوانان که احساس میکردی کمتر از این موضوع خبر دارند با علاقه این سرخپوشان را دنبال و سوال میکردند.

مردم تشویق میکردند، تبریک میگفتند و تعدادی می رفتند شیرینی برایمان می آوردند. بخشی از مردم دنبال این قطار آزادی و برابری راه افتاده بودند. تعدادی از مادرانی که فرزند دختر داشتند به کنار ما می آمدند و درگیر تظاهرات میشدند، شیرینی پخش میکردند و به مردم می گفتند: امروز روز جهانی زن است این روز را به شما تبریک می گوئیم. شاهد اشکهای شوقی بودیم که بر صورتها روان بود. بغض گلوی همه ما را گرفته بود و اشک شادی از چشمان مان سرازیر بود. روزی بیاد ماندنی و زیبا و با شکوه. مطمئن هستم این حرکت چنان تکانی به شهر ما داد که میشود گفت زیربنای یک ساختمان بزرگ را در این شهر ساختیم. کارهای بزرگتری در پیش داریم. باید یک دنیای شایسته انسان، یک دنیای بهتر را بسازیم .

 


سارا تهران

سارا دانشجوی دانشگاه تهران و فعال پر کار جنبش آزادی زن است و همیشه پر از شادی و زندگی است. گاها با ارسال جوکهایی که اکثرا برای سران رژیم درست شده خستگی را از تن انسان بیرون می آورد سارا وقتی داشت این گزارش را تایپ می کرد خودش را برای چهارشنبه سوری آماده می کرد.

از 3 ماه پیش از 8 مارس مشغول به فعالیت شدیم. در محافل مختلفی که حول 8 مارس تشکیل شده بود و در جمع دوستان در مورد نحوه برگزاری مراسم روز جهانی زن و اینکه چگونه میتوانیم این مراسم را اجتماعی و وسیع برگزار کنیم صحبت میکردیم. تمام شعارهایی که در نشریه نوشته شده یا روی سایت 8 مارس بود پخش می کردیم. در همه جا، از محیط دانشگاه تا خوابگاه دختران و در میان فامیل و آشنایان بحث زنان بود. درباره موانع و مشکلاتی که زنان با آن روبرو هستند صحبت میکردیم. کاملا احساس می کردم به سهم خودمان فضا را آماده کرده بودیم. فضای دانشگاه خیلی رادیکال تر از جاهای دیگر بود و شعارهایی را که پخش میکردیم در دانشگاه بیشتر طرفدار پیدا میکرد. در اماکن عمومی همه جا صحبت از موقعیت زنان و جنبش آزادی زن، مسئله حجاب و بی حقوقی که به زنان تحمیل شده است، بود.

گاها در این بحثها احساس می کردم ما فراتر می رفتیم. گاها کسانی میگفتند مقصر خود زنان هستند. چرا این همه تحقیر و توهین را قبول میکنند؟ بالاخره و خوشبختانه همیشه جوابهای مناسب برای این بحثها داشتیم. پیرامون موقعیت زنانی که تنها تبعیض جنسی معضل شان نیست، بلکه فقر و بدبختی و سنتهای عقب مانده و مبارزه با این موانع هم مساله شان هست توضیح میدادیم. هر روز که می گذشت تب و تاب این روز بخصوص میان کسانی که از این حکومت به تنگ امده اند بیشتر مشهود بود. ما نیز تقریبا از یک هفته به 8 مارس مانده خبر تجمع ساعت 4 نیم بعد از ظهر مقابل دانشگاه را وسیعا پخش کردیم و هم خود و هم محیط را آماده می کردیم که هرچه گسترده این روز را گرامی بداریم هر روز که به 17 اسفند نزدیکتر می شد دلهره ما نیز بیشتر میشد.

روز جهانی زن مصادف شد با اعتراضات گسترده معلمین. ما نیز از این فرصت استفاده کردیم تا هم حمایت خود را از معلمین نشان دهیم و هم در این تجمعهای چند هزار نفره خبر برگزاری و محل مراسم 8 مارس را به اطلاع مردم برسانیم. روز 16 اسفند اوج کار ما بود. تمام نیرو و امکان خود را بکار بستیم که بسیج نیرو کنیم. در تمام مراسمهای دانشگاه ها حضور داشتیم و محل برگزاری مراسم 8 مارس را به اطلاع رساندیم . راه دیگری که شاید کمتر به ان فکر کرده بودیم از طرق اس ام اس بود. محل و ساعت مراسم را همراه پیام از طریق اس ام اس برای عده ای ارسال کردیم و از آنها میخواستیم تا به بقیه دوستان خود ارسال کنند.

شب پای برنامه بودیم که آخرین اخبار دقیق را دنبال کنیم. گزارشات در برنامه‌های مختلف ارسال می شود. زیر نویس برنامه علی جوادی اعلام میکرد در عین حال که در کنار معلمین در مقابل مجلس تظاهرات میکنید، روز جهانی زن را نیز گرامی بدارید. خلاصه تازه متوجه شدیم که از همان ساعات اولیه صبح کارمان شروع شده است. استراحتی کامل می خواستیم و در عین حال دلهره هم داشتیم. ایا مردم فردا به خیابانها خواهند امد؟ چگونه می شود؟ روز 8 مارس آغاز شد. در همان ساعتهای اولیه رفتیم جلوی مجلس. چه غوغایی بود. تا این روز اینقدر مردمی که به این حکومت معترض باشند را ندیده بودم. معلمین به هم تبریک می گفتند. اولا برای اینکه این همه در این مراسم شرکت کردند و بعد روز جهانی زن را هم تبریک می گفتند. جمعیت دقیقه به دقیقه بیشتر میشد و نیروهای انتظامی زبونانه فقط نظاره‌گر خشم مردم بودند. ما هم در میان جمعیت همراهی می کردیم و در عین حال خبر تجمع جلوی دانشگاه به مناسبت روز جهانی زن را می دادیم. سران رزیم به باد فحش گرفته شده بودند.

البته هنوز مردم بجائی نرسیده اند که مرگ بر جمهوری اسلامی را علنی بگویند. اما مرگ بر این اخوندها، مرگ بر این وزارای بی لیاقت، آخر مگر مملکت را می شود اینجوری اداره کرد، حقمان را بدهید، مگر جز حقمان چیزی را خواستیم و از این قبیل شعارهای رایج بین مردم است. شاهد جر و بحث چند معلم بودم. یکی گفت خواست ما صنفی است و سیاسی نیست، دیگری گفت بابا حق حق است، سیاسی صنفی ندارد. شکم زن و بچه مردم خالی است می گویید سیاسی صنفی. عجب آقا شما هم دنیال این مزخرفات افتادی؟ شما دیگر چرا؟ و با خنده ای گفت بیچاره، سر ماه کرایه خونه را پرداخت نکنی بیرونت میکنند، برو هی بگو خواست من صنفی است. انگار این کلمه را بگویید حقش را میدهند

برایم جر و بجث جالب بود و هنوز ادامه داشت من باید در میان جمعیت می رفتم و ادامه می دادم. امروز جلوی دانشگاه ساعت 4 و نیم مراسم روز زن است. تعدادی از شرکت کنندگان سوال میکردند کجا و چطور باید خودشان را برسانند؟ معلوم بود این جمعیت تعدادی هم از شهرهای دیگر بودند. باید دنبال کارهای دیگر میرفتیم و خودمان را آماده میکردیم. تجمع تا بعد از ظهر ادامه داشت ولی من مجبور شدم محل را ترک کنم .

 


شهره تهران

شهره در مورد تجمع و فراخوانی صحبت میکند. تعدادی از فعالین زن به مناسبت روز جهانی زن در مقابل مجلس فراخوان داده بودند. شهره می گوید تعدادی شعار و پلاکارت تهیه کرده بودیم خواستار آزادی زنان فعال دستگیر شده بودیم و در عین حال اعتراض به وضعیت موجود. در دسته‌های تقریبا راحت می توانم بگویم 50 نفره در مترو همدیگر را دیدیم. حدود 200 نفر میشدیم. منطقه کلا نظامی بود. به محض اینکه نیروهای انتظامی ما را دیدیند حمله به زنان را آغاز کردند و زد و خورد بین زنان و نیروهای انتظامی شروع شد. حتی اجازه این که ما یک شعار و یا یک پلاکارد در بیاوریم را نداشتیم . در کوتاه ترین مدت چند نفر را دستگیر کردند. درگیری داشت بیشتر میشد که دستگیرشده‌ها را آزاد کردند و ازآنجا که ما تصمیم گرفته بودیم از هر نوع خشونتی جلوگیری کنیم مراسم اینجا پایان یافت.


سارا خودش را برای یکی دو ساعت دیگر آماده می کند. مقابل دانشگاه هر لحظه اضطراب من بیشتر میشود. بیشتر نگران این بودم که آیا با این فضا مردم خواهند آمد یا نه.

راس ساعت 4 اینجا بودم. جالب است. جمعیت زیادی امده بودند. احساس می کردی که هر اکیپی الکی سر خودش را گرم میکند. چند نفر روزنا مه ای دست گرفته بودند و بی خودی سر یک مطلب صحبت می کردند. تعدادی شعار هم دستشان میدیدی ولی آنها را طوری لای روزنامه گذشته بودند تا مثلا معلوم نشود. فقط ما که در این مراسم شرکت کردیم و میدانستیم فظا در حال اماده شدن است می دانستیم اوضاع از چه قرار است. لبخند شادی و مسرت بر دلم نشسته بود. تلاشهای شبانه روزی ما بی نتیجه نبود. ساعت 4 و نیم بود. جمعیت بیشتر شده بود. تمامی مناطق پر از نیروی انتظامی شده بود. از گارد ویژه بگیر تا لباس شخصی ها که بیشتر بمنظور ایجاد فضای ترس به اینجا آمده اند. ناگفته نماند الکی هم شایعه می اندازند که در اطرف دروبین نصب است، بعد از مراسم همه را شناسائی و دستگیر میکنند. جمعیت در اطراف دانشگاه و بخصوص محل اعلام شده به 2000 نفر رسیده بود. پلیس دیگر حتی اجازه اینکه مردم دو نفری هم با هم صحبت کنند را نمیداد. ماشین ها و موتورسیکلت ها ویراژ می دادند و این فضای سنگینی را بوجود می‌آورد. نیروهای انتظامی از اینکه برای شروع مراسم تلاش می شود، به تنگ امده بودند.

مرتب از مردم خواهش میکردند که محل را ترک کنند و تجمع نکنند. شاهد این بودیم که نیروی انتظامی از قدرت مردم به وحشت افتاده و میخواهد با آرامش جلوی تجمع را بگیرد. احساس قدرت میکردیم. به مجرد اینکه حرکت و شعارها شروع شد و چند پلاکارد بالا رفت حمله کردند و چند نفر را دستگیر و شعارها را پاره کردند. دیگر آن چهره ملیح را نداشتند و خبری از لبخند تصنعی نبود. چهره واقعی خود را نشان دادند. تعقیب و گریز شروع شد. جوانان شعار میدادند و نیروهای انتظامی انها را دنبال میکردند. جالب این بود کسی ناامید نمیشد و دوباره شروع میکردند.

شعار میدادند، زنده باد آزادی زن، نه نه نه نه به آپارتاید جنسی، زنده باد آزادی، زنده باد برابری و شعارهایی از این قبیل. البته شعارهای دیگری هم داده میشد. و در حال جنگ و گریز احساس می کردی صدای شعارها در فضا پیچیده است. با آغاز این جنگ و گریز و دنبال کردن با اس ام اس خبر گرفتیم که تعدادی در پارک دانشجو شروع به شعار دادن کرده بودند. آنها را نیز مورد حمله قرار دادند و ظاهرا اینجا هم چند نفری را گرفته بودند.

در این مدت ده ها پیغام رسید که در خیابان ولیعصر، میدان محسنی بعد از اتمام فوتبال مردم زیادی جمع شده اند و آنجا هم شلوغ است. حرکت کردیم به طرف میدان محسنی اینجا هم دست کمی از جلوی مجلس و دانشگاه نداشت و خیلی شلوغ بود. جنگ و گریز اینجا هم بود. تیم ما از میدان محسنی همگی سالم از هم جدا شدیم و این روز را باز به هم تبریک گفتیم و تصمیم گرفتیم برویم به استقبال 4 شنبه سوری. هر روز را باید به هم وصل کنیم و نگذاریم تا سرنگونی این رزیم آب راحت از گلوی آن پایین برود.

 


سنندج

گزارشات در مورد سنندج زیاد است در این روز معمولا دهها نفر، هر کدام انچه را خود در آن دخیل بودند را گزارش میدهند من تلاش می کنم در مورد سنندج از گوشه و کنار این مراسم خبر بدهم.

سنت مراسم 8 مارس و روز جهانی زن در شهر سنندج جا افتاده است و هر سال نه تنها محافل راست بلکه کل شهر در جنب و جوش برگزاری است. تقریبا چندین ماه مانده به این روز از طرف تشکلهای غیردولتی برای گرفتن مجوز برگزاری اقدام می شود و هر سال به شکلی این مراسم برگزار می گردد که ابعادی گسترده به خود می گیرد. در محافل هم جدلهای زیادی وجود دارد، علنی برگزار کنیم، گسترده باشد تا مردم همه بتوانند حضور داشته باشند، مقاله خوانی نشود، مردم راحت بیایند صحبت کنند، دهها سخنران باشد، از نماینده کارگران تا مدافعین حقوق کودک و سایر عرصه‌های اجتماعی. این موضوع دو جنبه دارد یکی مباحث درونی خود این محافل و دیگری جنگی متحدانه علیه رژیم.

همه می دانند 8 مارس متعلق به جنبش چپ و رادیکال است و در یکی دو سال اخیر این جنبش رادیکال خیلی را مجبور کرده است تا این روز را بعنوان روز جهانی زن برسمیت بشناسند و به استقبالش بروند. روزی که کیفرخواست جنبش آزادی زن علیه جمهوری اسلامی است و این موضوع در قطعنامه‌ها، بیانیه‌ها و سخنرانی‌ها اعلام می شود.

اما امسال با سالهای قبل خیلی متفاوت بود. از یک طرف جنبش رادیکال و چپ تصمیم گرفته بود مراسم را در مراکز اصلی شهر برگزار کند، و با مارش قدرت نمائی کند. از طرف دیگر تشکلهای غیردولتی دیگر متوهم بودند و به امید گرفتن مجوز و در واقع تلاش داشتند جنبشی را مهار کنند که مدتها است در خیابان است و مدتها است قدرت نمائی میکند. شهر احساس میشود سنندج و فعالین جنبش برابری زن در تب برگزاری مراسم روز جهانی زن می سوزند. محافل جلسات را برگزار میکنند. فاصله جلسات نزدیکتر میشود. تنها دو روز مانده به 8 مارس. در سطح شهر فراخوان مراسم خیابانی توسط فعالین جنبش آزادی زن وسیعا پخش می شود. محله ای نیست که خبر را دریافت نکرده باشد. تیمهای پخش تراکت، تیمهای بسیج، تیمهائی که در دانشگاه و مدارس دارند نیرو بسیج می کنند. مرضیه می گوید احساس می کنید با پخش هر تراکت 4 نفر به نیروهای انتظامی در شهر اضافه میشود. شهرهای کردستان تقریبا همیشه نظامی بوده است. کمتر شاهد فضای بدون حضور نیروی انتظامی هستید. در چنین روزهائی بیشتر می شوند. از شهرهای دیگر بقول معروف نیروهای غیربومی وارد میکنند. یکی میگفت تعدادی از نیروها لهجه افغانستانی داشتند حس کنجکاوی وی را بر این می دارد که از او سوال کند بچه کدام شهر است و متوجه می شود که این نیروی اعزامی از شیراز بوده است.

در گفت و گو با تعدادی از کارگران در مورد این روز و نقش آنها سوال می کنیم جواب مثبت است. آنها نیز همراه با خانواده‌های خود قرار است در مراسم این روز شرکت کنند. با تعدادی از دانشجویان دانشگاه کردستان و دانشگاه آزاد صحبت می کنیم. آنها نیز قرار است در این مراسم شرکت کنند. در هیچ زمانی در شهر سنندج این چنین به استقبال 8 مارس نرفته اند. پلاکاردها آماده است، روبانهایی که به شکل عدد 8 هستند و بر روی آنها زنده باد ازادی زن نقش بسته است، آماده شده است.

تقریبا از صبح روز 8 مارس محل اعلام شده نظامی شده است. تمامی عبور و مرور زیر نظر است. تعدادی از فعالین از صبح در این محل رفت و آمد می کنند و هر دقیقه بر تعداد نیروهای انتظامی اضافه می شود. ساعت مقرر است و مردم به طرف محل مقرر می آیند. نیروهای انتظامی با اولین جمعی که تلاش دارد تجمع را آغاز کند حمله میکنند. در همین لحظات اولین نفرات را دستگیر میکنند. اما نیروئی که مصمم است این روز را گرامی بدارد با این زد و خوردها عقب نشینی نمی کند. جمع های اولیه بارها تلاش میکنند حرکت را آغاز کنند و نیروهای انتظامی هربار با شعارهای زنان و مردانی که برای برگزاری مراسم روز جهانی زن امده اند روبرو می شوند. در هر تلاش برای آغاز تجمع و حمله نیروی انتظامی تعدادی دستیگر میشوند.

ساعت حوالی 6 و نیم جمعیت پراکنده می شوند. در جریان این حرکت بیش از 30 نفر از مردم و فعالین جنبش زنان دستگیر میشوند. فعالین مرتب با ستاد برگزاری در تماس هستند. تعدادی هنوز جمعیت اصلی را پیدا نکرده اند و زنگ میزنند و سوال میکنند جمعیت کجاست؟ اینجا نیروهای انتظامی حضور دارند. همزمان چند نفر از زنان زنگ میزنند و خبر می دهند که حمله شده است. و تعدادی نیز از اسامی دستگیر شدگان گزارش می دهند. هنوز دقیقا معلوم نیست چند نفر دستگیر شده اند.

حوالی 9 شب است. خبر از آزادی چند نفر از دستگیر شده‌ها را دریافت میکنیم ولی هنوز تعدادی در ستاد خبری نگهداری می شوند. روز بعد تعداد دیگری آزاد می شوند و خبر حاکی از این است که فقط پیمان نعمتی آزاد نشده است. با فاصله کمی خبر می دهند که رویا تدین و چند نفر دیگر آزاد نشده اند. رویا را شکنجه داده اند. آثار شکنجه بر بدن کسانی که به دادگستری میاورند مشهود است. خبرمی رسد که راس ساعت دو تعدادی از این دستگیر شده‌ها را به دادگستری میبرند. گزارش بعدی خبر از این دارد که راس ساعت 2 دادگستری تعطیل است و حتما می خواهند با تعرض مردم و خانواده‌ها روبرو نشوند. برای همین بردن این دستگیر شده‌ها را به این ساعت موکول کرده اند.

آخرین اخبار در روزهای بعد دریافت میشود که دقیق تر میباشند. مثلا اینکه از ساعت 3 بعد از ظهر تا ساعت 6 نیم عصر آن روز جنگ و گریز بین نیروهای انتظامی و مردمی که به فراخوان پاسخ مثبت داده بودند در جریان بوده است. جنبش برای آزادی زن، جنبشی است که نمی خواهد در چهار دیواری سالن روزش را گرامی بدارد. در کمترین مدت زمان رسانه‌های خبری از مراسم 8 مارس سنندج و تعرض نیروهای سرکوبگر رزیم خبر دادند. سایتها مرتب اخبار را آپدیت می کردند. ستاد برگزاری 8 مارس در این روز با اخبار لحظه به لحظه، مهر جنبش آزادی زن و سازمان آزادی را بر 8 مارس در شهر سنندج کوبید. تمامی دستگیر شدگان از زندان آزاد شدند.

 


نقده و اشنویه

در این دو شهر فعالین جنبش آزادی زن دور هم جمع میشوند و به مناسبت روز جهانی زن در مورد مسائل و موانع متعددی که پیش رو دارند بحث می کنند و در همین رابطه وظایفی در روز جهانی زن برای خودشان تعریف میکنند. در این جمع مراسم رقص و پایکوبی ساعتها ادامه داشت و حضور دختران و پسران جوان مشهود بود.

 
 
Email: azadizan@yahoo.com